به‌روز شده در: ۱۰ فروردين ۱۳۹۹ - ۱۰:۳۹
گفت‌وگو
آیت الله العظمی علوی گرگانی: نسبت به مسایل فرهنگی اخیر نگرانیم
دیدار شورای سردبیری "خیبرآنلاین" با یک مرجع تقلید
صرف نشستن افراد در کنار رهبری، معیار انتخاب نیست
گفت‌وگوی خواندنی "خیبرآنلاین" با علی‌اصغر زارعی
ناگفته‌هایی از نحوه ورود آیت‌الله مهدوی‌کنی به خبرگان
گفت‌وگوی‌ "خیبرآنلاین" با حجت‌الاسلام میرلوحی(2)
چه کسانی آیت‌الله مهدوی‌کنی را بایکوت خبری کردند؟
گفت‌وگوی‌ "خیبرآنلاین" با حجت‌الاسلام میرلوحی(1)
موضوعات شورا جهت رفع تکلیف مطرح می‎شود
عضو شورایعالی فضای مجازی در گفت‌وگو با "خیبرآنلاین"
آشنایی با یک خواننده جوان جبهه انقلاب
گفتگوی اختصاصی "خیبرآنلاین" با سید مهدی ضامنی
تاثیر دودهه زندگی در آمریکا بر ذهن ظریف
گفتگوی اختصاصی "خیبرآنلاین" با محمدصادق کوشکی(2)
سیاستمدار در تراز انقلاب‌ اسلامی نداریم
گفتگوی اختصاصی "خیبرآنلاین" با محمدصادق‌ کوشکی(1)
استراتژی حزب‌الله برای 4 سال پیش رو
گفت‌وگوی خواندنی "خیبرآنلاین" با حسین الله‌کرم
بزرگترین اشتباه سیاسی‌ عمرم رای به خاتمی بود
گفت‌وگوی "خیبرآنلاین" با مهدی کوچک‌زاده (2)
کد خبر: ۱۵۸۷
تاریخ انتشار: ۰۵ خرداد ۱۳۹۲ - ۱۰:۵۰
نه به آن شوری شور، نه به این بی نمکی!
جالب است کسی که تا دیروز بنده خدایی را "خالی‌باف" خطاب می کرد امروز او را "یکی از دو بال پرواز اصولگرایی" می نامد. دُم خروس را باور کنیم یا قسم حضرت عباس را؟
"خیبرآنلاین" - دنیای عجیبی است روزگار ما. گهی پشت به زین و گهی زین به پشت. گاهی شعبان و گاهی رمضان. جالبتر آنکه انسان معاصر نیز با هر وزش بادی رنگ عوض می کند و استتار را به احسن وجه آموخته است.
آدمی در این روزگار هزاررنگ، یکی به نعل می زند و یکی به میخ و برای رسوا نشدن، سوار بر موتور وسپا(!) می شود و تخته گاز می رود تا خیال خود ماهیت مُلوّنش را پنهان سازد، غافل از آنکه «کم‌رنگ‌ترین جوهرها از قوی‌ترین حافظه‌ها ماندگارترند».



***
سال 88 بود. فتنه آسمان کشور را غبارآلود کرده بود. افراد مستعد و قلم به دستان مجازی وارد کارزار شدند و در 8 ماه دفاع مقدس، حقاً و انصافاً حماسه ها آفریدند. امام امت ایشان را به پاس خدمات ارزشمندشان، افسران جوان جنگ نرم خطاب نمود. گذشت و گذشت. غبار فتنه اندکی فروکش کرد اما عده ای با قلمشان صغیر و کبیر را تکفیر می کردند و به اجتهادشان وزیر و وکیل را می کوبیدند . یکی را ساکت فتنه خطاب می کردند و دیگری را پرسه در مه. یکی را شیخ بی سواد لقب می دادند و آن یکی را عضو حزب باد.

به یکی از این مکتوبات توجه کنید:
«... و مادرم هر وقت/ خانه تکانی می کند/ نااهلان و نامحرمان را/ دور می ریزد/ از نظر مادر من/ پلاک پدرم/ جنس بنجل نیست/ اما شهرداری/ عقلش به اینجور چیزها قد نمی دهد/ من آذری ام/ و شهردار شهرم/ حتی اگر بچه تهران باشم/ مهدی باکری است/ که خلبان نبود/ خودش یک پا آسمان بود/ شهردار شهر من قالی نمی بافت/ و خالی نمی بست/ ... من آذری ام/ و نان/ به زور بازو می خورم/ و بدم می آید از کسانی که/ نان به نرخ روز می خورند/ و همین که فتنه خوابید "عمار" می شوند/ عمار نمی خوابید/ و در زیرزمین مترو/ برای آشوبگران عاشورا/ لالایی نمی خواند/ عمار، شهردار بود/ اما الان شهردار، عمار نیست/ و لزوما هر شهرداری عمار نیست/ الان/ شهردار دارد فکر می کند/ و دو دو تا چهار تا می کند/ که با یار باشد/ بیشتر رای می آورد/ یا با اغیار/ و هنوز/ نه به  دار است/ نه به بار/ به فکر رئیس جمهور شدن است/ و هم رای یار می خواهد/ وهم آرای اغیار ...» * [جلد نخست کتاب "قطعه26" – صفحات 43 و 44 – نوشته شده در تاریخ اول خرداد 1389]

این نوشته را نیز از نظر بگذرانید:
«... بهشت جاودان مأوای شما، خیابان بهشت از آن ما/ تو در بهشت شهردارت مهدی باکری است و شهردار ما در بهشت دارد قالی می بافد برای تبلیغات جهنمی مترو/ راه های بستن روسری/ راه های خوردن بستنی/ راه های سرسره بازی روی خون شهدا/ راه های جام زهر دادن به امام/ راه های پر کردن شکم از لقمه حرام و فروختن ندای فریب به ندای هل من معین ...» * [جلد نخست کتاب "قطعه26" – صفحه 31 – نوشته شده در تاریخ 24 اردیبهشت 1389]
***
اکنون سال 92 است. آمر بلدیه پایتخت اسبش را برای پاستور زین کرده و با اشتیاق تمام مرکبش را می تازاند. کسی چه می داند. شاید دری به تخته خورد و رئیس مجریه شد. اینجاست که پای منتقدان دیروز می لرزد و قلم در دستشان شل می شود. بحمدالله شهرداریچی‌ها حافظه درازمدت ضعیفی دارند و به دنبال جذب حداکثری‌اند. اما یک جای کار ایراد دارد. به چه بهانه ای می توان در قامت مدافع بلدیه طهران، قلم زد؟! آری، پیدا شد. کدام مستمسک بهتر از "وحدت اصولگرایان"؟! یک درهزار، اگر هم کسی منتقد شد با چماق «نافی وحدت» از سر راه برداشته می شود و خلاص. از این بهتر نمی شود.

حال به این متن دقیق شوید:
«... یاران ما در این عرصه، قالیباف و جلیلی‌اند. خواه نظرسنجی ملاک باشد، خواه تجربه، خواه عدالت، خواه مدیریت، خواه ساده‌زیستی و خواه همت جهادی. فی‌الحال باقر و سعید 2 بال ما هستند برای مقابله با شطرنج دشمن. این 2 بال، هم افزا با هم‌اند ... آنکه می‌خواهد به قالیباف رای دهد، باید محسنات باقر را بشمرد، و آنکه می‌خواهد به سعید، خوبی‌های جلیلی را ... خیانت در جبهه خودی اما آنجاست که عده‌ای از زاویه بی بصیرتی، انگار کاری جز زدن همزمان باقر و سعید ندارند! کوبیدن هر دو یار! رقیب را رها کرده‌اند و علیه یار کار می‌کنند. تا دیروز اسم و عکس سعید را کنار نامزد بی رای و بی‌جایگاه‌شان می‌گذاشتند که برای او وجاهت کسب کنند، حالا که سعید آمده، سعید را به تلویح و باقر را به تصریح می‌زنند. چرا؟! با کدام حجت شرعی؟! این رویه غلط، «حجت شرعی» نیست، اصلا «حجت» نیست؛ «منیت» است. ما برای حرف به حرف آن «حجت شرعی» که «آقا» گفت، جان می‌دهیم اما صحنه را نشناختن، در اشتباه اصرار کردن، خودی را زدن، تک پریدن، تفرقه کردن، با دست فرمان غلط راندن «عمل بر اساس حجت شرعی» نیست! ... اسم خود را گذاشته‌اند «بصیر» اما مراقب نیستند که زدن یار به جای رقیب، آخر بی بصیرتی است! اسم خود را گذاشته‌اند «اخلاقی» اما علیه باقر از هیچ دروغی نمی‌گذرند! اسم خود را گذاشته‌اند «جبهه» اما نماد «همت جهادی» را می‌کوبند! اسم خود را گذاشته‌اند «ولایی» اما یار جبهه خودی را طوری می‌زنند کانه «شیطان اکبر» است! اسم خود را گذاشته‌اند «ساده زیست» اما خیال می‌کنند همه جز خودشان اشرافی‌اند! خود از محصولی به نام بیت‌المال همه نوع استفاده را می‌کنند، اما چشم دیدن چند سایت و روزنامه طرفدار باقر و سعید را ندارند! ...» * [روزنامه وطن امروز / 29 اردیبهشت 1392]

اینک این نوشته را نیز از دست ندهید:
«... آن روز که ما از لزوم وحدت میان نامزدهای اصولگرا می‌‌نوشتیم، آقای رفسنجانی هنوز رهسپار میدان فاطمی نشده بود! رفسنجانی اما آمد. آمد و ما نوشتیم: دوستان! وحدت از قبل واجب‌تر شده. صحنه را رصد کردیم و متوجه شدیم آقایان قالیباف و جلیلی نسبت به دیگر نامزدهای اصولگرا، رای و عُرضه بیشتر دارند. این 2 را کنار هم آوردیم و در یک سمت و سو. نه رقیب که رفیق‌شان خواندیم و صرف‌نظر از همه نقاط افتراق که خود نیز بدان آگاه بودیم، متذکر شدیم برای مقابله با آقای رفسنجانی، باقر و سعید مثل 2 بال می‌‌مانند. فی‌الحال اما جناب هاشمی بر اساس مرّ قانون، صلاحیت‌شان احراز نشده، لیکن در نوشته‌های ما بازهم روی پاشنه وحدت می‌‌چرخد! ما باز هم کما‌فی‌السابق از طرفداران هر 2 نامزد و ساير نامزدهاي اصولگرا می‌‌خواهیم محسنات نامزد خود را بگویند و اقدام به تخریب یار همسو نکنند. ما هنوز خیلی زود می‌‌دانیم که «دو قطبی درون جبهه خودي» درست شود! چرا؟ واضح است؛ این هر 2 را ذیل خانواده بزرگ اصولگرایی تعریف می‌‌کنیم برای مقابله با قطب اصلاح‌طلبان. این درست که نه رفسنجانی هست و نه خاتمی، اما مگر آقایان روحانی و عارف، نماینده جریانی جز جریان 2 خردادند؟! آیا رواست که با وجود کاندیداهای جریان اصلاحات، ما با دست خود یعنی با دست تفرقه و خوش‌خیالی و بی‌بصیرتی از همین ابتدای تبلیغات، چند شقه کنیم کلیت رای اصولگرایی را؟! ... فعلا اما زود است که قالیبافی‌ها، جلیلی را تخریب کنند و جلیلی‌ها، قالیباف را. کمی باید صبر کرد. قطعا اگر نتیجه انتخابات را، به یکی دیگر از اعضای شاکله اصولگرا ببازیم، راحت‌تر قابل هضم است تا به 2 خردادی‌ها. سیاست و سیاست‌ورزی‌ محاسبه همین احتمالات است دیگر! صفر و صدی که نیست! ...» * [روزنامه وطن امروز / 4 خرداد ماه 1392]

***
عرض شد که دنیای عجیبی است روزگار ما. جالب است کسی که تا دیروز بنده خدایی را "خالی‌باف" خطاب می کرد امروز او را "یکی از دو بال پرواز اصولگرایی" می نامد. جل‌الخالق. دُم خروس را باور کنیم یا قسم حضرت عباس را؟ شوری شور را بچشیم یا بی‌نمکی را؟! لطفا اگر خبری هست، به ما هم بگویید.
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۱
انتشار یافته: ۳
مهدی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۵۲ - ۱۳۹۲/۰۳/۰۵
6
14
دم شما گرم
پاسخ ها
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۱۸:۵۴ - ۱۳۹۵/۰۲/۰۲
اشتباهی مثبت دادم
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۷:۱۸ - ۱۳۹۲/۰۳/۱۲
5
4
زیاد به نوشته های این آدم توجه نکنید. حکایت القصه ، نان به نرخ روز خوردن است. بصیرت و عمار و همگی اینها هم کشک است ! جلیلی هم تحفه ای نیست !
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: