به‌روز شده در: ۰۱ آبان ۱۳۹۶ - ۰۹:۲۸
گفت‌وگو
آیت الله العظمی علوی گرگانی: نسبت به مسایل فرهنگی اخیر نگرانیم
دیدار شورای سردبیری "خیبرآنلاین" با یک مرجع تقلید
صرف نشستن افراد در کنار رهبری، معیار انتخاب نیست
گفت‌وگوی خواندنی "خیبرآنلاین" با علی‌اصغر زارعی
ناگفته‌هایی از نحوه ورود آیت‌الله مهدوی‌کنی به خبرگان
گفت‌وگوی‌ "خیبرآنلاین" با حجت‌الاسلام میرلوحی(2)
چه کسانی آیت‌الله مهدوی‌کنی را بایکوت خبری کردند؟
گفت‌وگوی‌ "خیبرآنلاین" با حجت‌الاسلام میرلوحی(1)
موضوعات شورا جهت رفع تکلیف مطرح می‎شود
عضو شورایعالی فضای مجازی در گفت‌وگو با "خیبرآنلاین"
آشنایی با یک خواننده جوان جبهه انقلاب
گفتگوی اختصاصی "خیبرآنلاین" با سید مهدی ضامنی
تاثیر دودهه زندگی در آمریکا بر ذهن ظریف
گفتگوی اختصاصی "خیبرآنلاین" با محمدصادق کوشکی(2)
سیاستمدار در تراز انقلاب‌ اسلامی نداریم
گفتگوی اختصاصی "خیبرآنلاین" با محمدصادق‌ کوشکی(1)
استراتژی حزب‌الله برای 4 سال پیش رو
گفت‌وگوی خواندنی "خیبرآنلاین" با حسین الله‌کرم
بزرگترین اشتباه سیاسی‌ عمرم رای به خاتمی بود
گفت‌وگوی "خیبرآنلاین" با مهدی کوچک‌زاده (2)
کد خبر: ۴۰۹۰۳
تاریخ انتشار: ۰۹ آذر ۱۳۹۳ - ۰۹:۱۷
گفت‌وگوی‌ "خیبرآنلاین" با حجت‌الاسلام میرلوحی(1)
"خیبرآنلاین" - چهل روز از درگذشت عالم مجاهد و پارسا، سیاستمدار صادق و یک انقلابی صریح، حضرت آیت الله مهدوی کنی می گذرد و قطعا مطالعه ابعاد مختلف زندگی سیاسی - اجتماعی آن بزرگوار که بعضا تاکنون ناگفته بوده است، برای مشتاقان و نیز، ثبت در تاریخ از اهمیت به سزایی برخوردار است.

به گزارش پایگاه خبری- تحلیلی "خیبرآنلاین"، به همین منظور، قرار گفت و گویی با حجت الاسلام سید محمدحسین (فرید) میرلوحی، نوه رییس فقید مجلس خبرگان، هماهنگ شد تا به این مهم دست یابیم.

به منزل آقای میرلوحی رفتیم که از قضا در حوالی مجتمع امام صادق(ع) در شهرک قدس تهران هست؛ مجتمعی که از آن به عنوان یک یادگار ارزشمند از آیت الله یاد می شود و در کتابخانه منزل، مصاحبه خبرنگار ما با ایشان کلید خورد.

قبلا به آقای میرلوحی گفته بودیم که با توجه به شعارمان، گفت و گوهایمان نیز رنگ و بوی انقلابی و بدون محافظه کاری خواهد گرفت و البته ایشان، با استقبال گرم از این مساله، بیان کردند که من نیز نوه همان فردی هستم که به عنوان انقلابی صریح معروف شد.

اینگونه بود که از همان ابتدا، حال و هوای مصاحبه از لاک محافظه کاری خارج شد و صریح ترین سوالات ما، صریح ترین پاسخ ها را گرفت. تلاش کردیم تا برخلاف نظر شخصی خود، حتی برای برخی شبهاتی که سالها با تلاش دشمن از آیت الله مهدوی کنی در برخی افکار شکل گرفته بود، مانند شبهات مالی، پاسخ بگیریم.

آقای میرلوحی در بخش های مختلف این گفت و گو تاکید می کردند که این مطلب، برای اولین بار رسانه ای می شود و... و این یعنی، این مصاحبه که طی دو قسمت منتشر می شود را از دست ندهید؛ ناگفته های بسیاری در آن وجود دارد که می تواند گره گشای بسیاری از ابهامات باشد.

در ادامه، قسمت نخست گفت و گوی اختصاصی "خیبرآنلاین" با حجت الاسلام سید محمدحسین میرلوحی منتشر می شود:

"خیبرآنلاین" - برای شروع گفت و گو، لطفا خودتان را برای مخاطبان خیبری معرفی نمایید.

میرلوحی - ابتدای کلام لازم است ایام عزای حضرت اباعبدالله الحسین(ع) را به محبان ایشان تسلیت عرض کنم؛ هرآنچه داریم از محرم و صفر است و از امام(ره) این مساله را یاد گرفته ایم.

سید محمدحسین میرلوحی هستم، توفیق آن را داشتم که در خانواده عاشق انقلاب و خاندان روحانیت و در خط مقدم جبهه  انقلاب به دنیا بیایم و ان شاءالله که همین خط را هم پیگیری بکنیم. در رشته ریاضی فیزیک در دبیرستان امام صادق(ع) فارغ التحصیل شدم. با اینکه در یک دانشگاه خوب تهران در رشته مهندسی قبول شده بودم اما اینگونه تربیت شده بودیم که عاشق رشته های معارفی دانشگاه امام صادق(ع) باشیم به همین جهت تحصیلاتم را در دانشگاه امام صادق(ع) ادامه دادم و الآن در آستانه کارشناسی ارشد در رشته معارف اسلامی و حقوق با گرایش حقوق عمومی قرار دارم. در دانشگاه امام صادق(ع) هم می دانید که درواقع دو رشته معارف اسلامی و رشته تخصصی را می خوانند. همزمان هم مفتخر به حضور در فضای طلبگی هستم و به دست حضرت آیت الله مهدوی کنی(ره) مراسم عمامه گذاری حقیر و تنی چند از دیگر دانشجویانی که علاقه مند بودند و امتحان دادند،انجام پذیرفت. توفیق دیگرمان هم این است که با یک خانواده انقلابی و روحانی وصلت کرده ایم و در خدمت حجت الاسلام والمسلمین پناهیان هم هستیم. امیدواریم که عاقبت این مسایل ختم به خیر شود؛ هم از روحانیت وجهه بگیریم و هم به آن وجهه بدهیم و در نهایت آبرویی برای امام زمان(عج) باشیم.

"خیبرآنلاین" – مخاطبان خیبری با روال این پایگاه آشنا هستند. ما سعی می کنیم سخن خود را صریح و انقلابی بیان کنیم و در مصاحبه ها هم تلاش می شود این صراحت انقلابی رعایت شود. امروز، آمده ایم تا ناگفته ها و ناشنیده هایی از زندگی آیت الله مهدوی کنی را از زبان نوه بزرگوار ایشان بشنویم و بحمدالله شما هم با این صراحت، اعلام موافقت نمودید. تلاش می کنیم تا با بیان پرسش هایی که بعضا در افکار برخی از مردم به صورت شبهه وجود دارد، برای آنها پاسخ های گره گشایی دریافت کنیم و اما نخستین سوال؛ چرا آیت الله مهدوی کنی دو رییس دفتر داشتند؟ آیا این مساله موجب تداخل کارها نمی شد؟

میرلوحی – خوب طبیعتا گستردگی ابعاد مختلف شخصیت ایشان که اخیراهم برحسب وظیفه وارد فضای مجلس خبرگان شده بودند، کارهای آن مجلس در کنار درگیری های جامعه الامام صادق(ع) ایجاب می کرد که دو نفر کارهای ایشان را پیگیری کنند. به همین منظور، حاج آقای انصاریان در خبرگان زحمت کار را می کشیدند و ابوی ما هم در دانشگاه و سایر مسایلی که کمتر ابعاد سیاسی داشتند، فعالیت می کردند. در رابطه با تداخل کار هم اصلا اینگونه نبود. در یک فضای کاملا صمیمانه برنامه هماهنگ می شد و جالب اینکه چون این اتفاق چندان مرسوم نیست، بعضا رسانه ها هم دچار اشتباه می شدند و در درج نام مسئول دفتر ایشان در جایگاه مختلف جابجایی در نام ها صورت می گرفت. اما کارها به بهترین شکل ممکن به پیش می رفت.

"خیبرآنلاین" – یک سوال روز، تکلیف ریاست دانشگاه امام صادق(ع) پس از رحلت ایشان مشخص شده است؟

میرلوحی - هیات امنای دانشگاه که همینک فعال هستند (فرزند بزرگوار ایشان، ابوی ما، آیت الله حسینی بوشهری، آقای میرمحمدصادقی) هنوز تصمیم خاصی نگرفته اند و قائم مقامی کماکان برعهده آیت الله باقری کنی است و ایشان کارها را پیگیری می کنند تا در زمان مناسب جلسه ای به این منظور تشکیل شود.

"خیبرآنلاین" – بفرمایید که نفس پایه گذاری مجتمع امام صادق(ع) چه بوده است و چه شد که آیت الله مهدوی کنی به فکر راه اندازی چنین فضای گسترده ای اعم از دبستان، راهنمایی، دبیرستان و دانشگاه افتادند؟

میرلوحی – البته در رابطه با دانشگاه امام صادق(ع) مطالب بسیاری گفته شده است و اگر بنده بخواهم سریعا پاسخ سوال شما را بدهم این است که طبیعتا خلاء علوم انسانی اسلامی که الآن هم مقام معظم رهبری اعلام نیاز کرده اند، وجود داشت. حضرت آیت الله از قبل انقلاب ظاهرا به این مساله توجه داشتند. پس از انقلاب هم ایشان به این فکر افتادند که تربیت دینی که شاکله انسان ها را می سازد، نمی شود از 17 یا 18 سالگی درست شود، نهایتا به دبیرستان و در ادامه به بحث راه اندازی دبستان افتادند. این در واقع یک نوع مکتب سازی از صفر تا صد جهت کادرسازی برای نظام بود. البته چون قرار است صریح صحبت بکنیم، باید بگویم شایستگی کسانی که خروجی دانشگاه امام صادق(ع) بودند از خیلی کسانی که همینک بر برخی مسندهای اجرایی هستند، بیشتر است اما متاسفانه در غالب دوره ها نسبت به این طیف بی انصافی کردند. دولت ها از زمان اصلاحات مشغول قلع و قمع فارغ التحصیلان این دانشگاه بودند. به عنوان مثال، یکی از اساتید برجسته ما در آن دوران برای تحصیل در مقطع دکترا به دانشگاه تهران رفته بود اما به صرف اینکه حزب اللهی و فارغ التحصیل از دانشگاه امام صادق(ع) بود، نسبت به ثبت نام ایشان ممانعت می کردند. 3 بار قبول شده بود اما ردش کرده بودند و در نهایت چون نفر اول شده بود، چاره ای جز پذیرششان نداشتند. آقایانی که سخن از ستاره ها دارها می کنند، خودشان ستاره های مخفیشان بیشتر از بقیه است. آن موقع در دانشگاه این تیپ افراد را جهت ادامه تحصیل قبول نمی کردند، حالا شما ببینید در فضای سیاسی چه اتفاقی می افتد. یک زمانی که تفکرهای انقلابی تری روی کار آمدند، افرادی مثل دکتر جلیلی و دکتر حسینی و... آمدند و شایستگی ها بیشتر به چشم آمد. بدین ترتیب، تفکر دانشگاه امام صادق(ع) کادرسازی برای نظام جمهوری اسلامی است.

ناگفته‌هایی از آیت‌الله مهدوی‌کنی/از هاشمی رفسنجانی تا محمود احمدی‌نژاد

"خیبرآنلاین" –
در جریان این کادرسازی ها، چرا بعضی ها حتی پس از فارغ التحصیلی از دانشگاه امام صادق(ع) در نهایت از مسیر مدنظر مدیران آن خارج شده و راه دیگری را انتخاب کردند؟ مثل آقای آشنا و...

میرلوحی – البته آقای دکتر آشنا را به عنوان یک اصلاح طلب تجدیدنظرطلب نمی توان دانست و دینمداری و علاقه ی ایشان به آیت الله مهدوی نیز برای ما روشن است. اما اگر بخواهیم ریشه یابی کنیم باید بگوییم که آیت الله نمی خواستند گزاره های صرفا دینی و علمی را در آنجا جا بدهند، بلکه می خواستند متفکر بسازند. طبیعتا لازمه شخصیت سازی و متفکرسازی این است که به او اجازه تفکر بدهید و فضا را برای شنیدن سخن مخالف نیز باز کنید. شاید جالب باشد بدانید که امثال آقایان سروش، حجاریان و کدیور در همین دانشگاه می آمدند و درس می دادند. دانشگاه امام صادق(ع) چنین فضایی داشت و حاج آقا می خواستند که این فضا تقویت هم بشود؛ البته نظارت جدی هم داشتند. یک زمانی ایشان به بنده می گفتند که آقای کدیور در دانشگاه ولایت فقیه درس می دادند و بعضا حرف هایی هم می گفتند که الآن به خزعبلات انجامیده و البته آن وقت کار به اینجا کشیده نشده بود. حاج آقا ایشان را خواسته بودند و گفته بودند که ما از شما خواستیم اینجا حرف امام(ره) را بزنید نه حرف خودتان را. ایشان هم قبول کرده بودند اما جدی نگرفته بودند. بنابراین، لازمه متفکرسازی، این است که از این اقوال مختلف کمک بگیرید. البته از آن طرف برای بنیه علمی و دینی هم کار می کردند. به هرحال، آنانی که خودشان را در همه زمینه ها آزاد می دیدند و نیامدند آنچنان که شایسته است نزد حاج آقا تلمذ کنند، به چنین سرانجامی رسیدند. البته باید بگویم که فضای سیاسی حاج آقا هم هرگز تحمیلی نبود و همیشه از موضع پایین تر و دلسوزانه ،نه آمرانه، سخن می گفتند. همین سیستم در فضای آموزشی هم با درجه خفیف تری ادامه داشت و بدین جهت، بعضی ها هم مسیر دیگری را برای خودشان انتخاب کردند. البته این تعداد اکثریت نیستند اما همیشه در یک فضای سفید، دو نقطه سیاه بیشتر نمایان می شود اما عزیزان امام صادقی  که نه تنها در ایران بلکه در سراسر جهان مشغول کار هستند، کم نیستند. حاج اقا می گفت اگر به کشورهای دیگر سری بزنید بعضا گویی سفارت دانشگاه امام صادق(ع) است از بس نیروی موثر تربیت شده اند.ولی باز برخی تفکرهای معاند نمی گذاشتند امام صادقیها در رده ی اول مشغول شوند.

"خیبرآنلاین" –
یکی از شبهاتی که در برخی محافل سیاسی خاص مطرح می شود این است که ایشان در بعضی مسایل سیاسی صراحت لهجه کمی داشتند. پاسخ شما به این شبهه چیست؟

"میرلوحی" – ببینید اگر متن پیام مقام معظم رهبری برای حاج آقا را مورد مطالعه قرار دهیم، مهر محکمی است بر پایان این شبهات. ایشان به صراحت فرمودند که آقای مهدوی کنی صریح انقلابی بود و فکر می کنم که روی این حرف، حرف دیگری نباشد. اما یک توضیح دارد. گاهی ما تصورمان از انقلابی بودن چربیدن انقلابیگری بر اسلامیت است که البته احتمال می دهم این سخن مورد سوءاستفاده بعضی ها قرار بگیرد؛ بنابراین لازم است بیشتر توضیح دهم. یکی از مسئولان کشور که در سایت شخصیشان پازلی می چیند تا بحث رابطه با آمریکا را مطرح کند، جمله ای از شهید مطهری آورده بود که ایشان گفته بودند ما مسلمان انقلابی می خواهیم نه انقلابی مسلمان و او از این عبارت اینگونه استفاده کرده بود که پس مبارزه ما با آمریکا ابدی نیست. من آن موقع این را مورد تحلیل قرار دادم. منظور از مسلمان انقلابی بودن این نیست که با آمریکا دوست شویم یا سکوت کنیم. حاج آقای مهدوی اگر می دیدید که فریاد نمی کشید یا صراحت لهجه ای که ای بعضی مطرح می کنند را نداشتند، به این جهت بود که تیزبینی سیاسی داشتند و انتهای خط را می دیدند. همین اواخر، مقام معظم رهبری هم جایی فرمودند که هنگام مشاهده دشمن، انتهای خط را ببینید که کجا را هدف قرار داده است. وقتی آرامش نظام برای ما اهمیت بیشتری داشته باشد باید طوری صحبت کرد که اصل نظام دچار خدشه نشود. با این حال، گاهی دیده می شد که صراحت لهجه ایشان بعضا موجب می شد که مقام معظم رهبری هم نکته ای را مطرح کنند. حالا اجازه بدهید این خاطره را برای رفع شبهه جوانها عرض کنم؛ ایشان در زمان دولت اصلاحات خیلی محکم درباره انحرافات آن دولت در نمازجمعه خطابه ای جدی و محکم داشتند. بعد از آن، مقام معظم رهبری که از همه دولت ها حمایت می کنند، در یک سخنرانی گفتند که نباید بی انصافی کرد. یعنی از یکطرف لازم بود که فردی مثل آیت الله مهدوی انتقاد جدی داشته باشند و از سویی، مقام معظم رهبری در حق دولت ها پدری کنند واین مصداق بارزی از صراحت لهجه ی ایشان بود.

اگر بخواهم خاطره نزدیکتری عرض کنم در انتخابات سال 88، اتفاقی افتاد که شاید خیلی از امثال ما هم ناراحت شدیم. آقای مهدوی گفتند به فلانی به عنوان اقل الشرین رای می دهیم. همه تعجب کردیم اما ایشان انتهای خط را می دیدند و شما دیدید که چه اتفاقی افتاد. آیا این صراحت لهجه نبود؟

در فتنه 88 خیلی ها تا قبل از انتخابات نظر آقای موسوی را نمی دانستند که دایم از ولایت فقیه می گفت اما ایشان خیلی دقیق اشاره کردند و به دور از بی تقوایی اما با صراحت لهجه گفتند که نظر آقای موسوی به ولایت فقیه مانند لیدر یا رهبری است که در کشورهای دیگر مثل چین و... وجود دارد و نگاه او به ولایت فقیه به عنوان نایب امام زمان(عج) نیست.

اما خوب یک عده ای که مسلک خودشان برایشان زیباتر است، این نکات به گوششان نمی خورد اما این تیزبینی ها و صراحت ها در جای خودش مطرح شده است. همین صراحت در خبرگان هم مشاهده شد.

"خیبرآنلاین" – اگر اجازه بدهید به سال های دهه 60 برویم؛ دوره ای که مجمع روحانیون مبارز از جامعه روحانیت مبارز انشعاب پیدا کرد و جناح چپ آن زمان، جناح راست را در پی برقراری ارتباط یا دوستی با آمریکا متهم می کردند و لیدر جناح مصطلح به راست در آن برهه، آیت الله مهدوی کنی بودند. علت این اتهام زنی چه بود؟

"میرلوحی" – این سوال را البته باید از افرادی بپرسید که در آن زمان، درگیر برنامه ها و فعالیت ها بودند اما تصورم این است که هر گروهی وقتی می خواهد خود را به جلو بکشاند، بعضا به دیگران برچسب هایی می زند و آنجا نیز ظاهرا همین اتفاق افتاده است. من به این جمله بسنده می کنم که آنهایی این برچسب را زدند که اول رفتند جلوی در سفارت آمریکا و بعد از انجام عملیاتشان به امام(ره) اطلاع دادند، همین الآن بعضی از همانها دستشان در دست آمریکاست. این تصور که ما باید انقلاب را بکشیم نه اینکه پشت سر رهبری حرکت کنیم، به اینجا کشیده می شود. این حقانیت برای ما بس بود که دیدیم در لحظات حساس، چه کسی پای انقلاب و رهبری ایستاد. چه کسی با بغض آمریکا به رحمت خدا رفت و چه کسی الآن با محبت آمریکا مشغول زندگی است؟ به نظرم این خط تایید شده است و همانگونه که از امام(ره) هم در آن زمان درباره این انشعاب سوال شده بود، گفتند که بگذارید آنها هم بروند کار خودشان را بکنند. امام(ره) همیشه مدیریتشان رشدی بوده است و مقام معظم رهبری هم اینگونه اند. یعنی بگذارید خود مردم به این رشد برسند و بفهمند آنانی که آن روز برچسب اسلام آمریکایی را می زدند، خودشان در همان مسیر قرار گرفته اند و اسم این مسیر را هم اعتدال می گذارند؛ درحالی که اعتدال حقیقی چیز دیگری است.لذا می خواهم عرض کنم اگر امام (ره) در نامه ای انشعاب این عده را تایید فرمودند بنابر چه مصلحتی بود.

"خیبرآنلاین" – چرا در زندگی سیاسی آیت الله و حضور در پست های مختلف از کمیته گرفته تا نخست وزیری و حضور در جایگاه امام جمعه تهران و در ادامه ریاست مجلس خبرگان، بعضا فراز و فرودهایی مشاهده است. یعنی در برخی مواقع پرفروغ بودند و در مواقع دیگر، کمتر حضور چشمگیر داشتند. علت این مساله چه بود؟

میرلوحی – حضرت آیت الله خیلی عاشق امام(ره) بودند. ایشان فرد آدم دیده ای بودند و حضور مراجع بسیاری را درک کرده بودند اما عجیب عاشق امام(ره) بودند. همه خطشان ذوب در امام(ره) بود. البته این را بگویم که بعضی امام امام می گفتنند و می گویند که پشت سر امام پنهان شوند و جلو بروند اما ایشان برای امام(ره) سینه سپر می کردند. بعضا می گفتند که از امام(ره) احکام بسیاری دارند اما اصلا نمی دانم کجا گذاشته ام. یعنی آن احکام را بنر نمی کرد تا با آنها سوءاستفاده ای صورت بگیرد. مثلا در مباحث اخلاقی، ایشان استاد اخلاق بودند اما وقتی می خواستند تذکری بدهند می گفتند امام(ره) اینچنین فرمود. چرا این مساله را گفتم؟ چون اینکه ایشان ذوب بودن در امام(ره) و آن جمله معروف که دیانت ما عین سیاست ماست را به صورت کامل به تبلور رساندند. در کارها وقتی نیاز بود که مثلا بحران امنیت کشور باید سروسامان بگیرد، ایشان حضور داشتند، فلان غائله در کردستان نیاز به کمک داشت، ایشان می رفتند. در بحث نخست وزیری گفته شد که الان نیاز هست، ایشان آمدند، و این را البته دیگران پیشنهاد می دادند نه اینکه ایشان خودشان پیشقدم باشند. پس همانگونه که ته خط دشمن را می دیدند، ته خط انقلاب را هم می دیدند. بالاخره این انقلاب را چگونه باید اداره کنیم؟ در تاریخ شیعه چگونه توانستند جامعه را هدایت کنند؟ الآن در کشور به مدیریت اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و... نیاز داریم و باید برای آن پیش بینی شود و کادرسازی صورت بگیرد؛ لذا ایشان وارد عرصه کادرسازی برای جمهوری اسلامی شدند و ظاهرا از مشغولیت های سیاسی دور شدند. لذا، ایشان از شورای نگهبان گرفته تا وزارت کشور تا نخست وزیری و... همه را تجربه کردند و اینگونه نبود که نتوانند کار سیاسی به این معنا داشته باشند، نکته دیگر که لازم به ذکر است اینکه در کم فروغ شدن ایشان در عرصه سیاست بی مهری هایی نیز دخیل شد. مانند همان بحث اسلام آمریکایی که مطرح شد یا بایکوت هایی که صورت گرفت.

ناگفته‌هایی از آیت‌الله مهدوی‌کنی/از هاشمی رفسنجانی تا محمود احمدی‌نژاد

"خیبرآنلاین" –
چه کسانی درصدد بایکوت ایشان بودند؟

میرلوحی – طبیعتا همان جریاناتی که در دهه 70 در قدرت بودند؛ مثلا تا سال های متمادی حتی تصاویر ایشان را از تلویزیون هم پخش نمی کردند. یادم می آید وقتی در دبستان بودم و ایشان هم مقید به حضور در نمازجمعه بودند. یکبار تلویزیون تصویر ایشان را در صف نماز نشان داد، به زبان مخصوص آن سن و سال به ایشان گفتم که "حاج آقا دیگه مطرح شدید!" کسی که جزو پایه گذاران شورای انقلاب بود، به جهت همان بایکوت ها، وقتی تصویری از ایشان پخش شد، بنده به عنوان نوه ایشان باید چنین لفظی را به کار می بردم. نمی دانم علت چه بود؟ نمی گذاشتند خبری از ایشان شنیده شود. رهبری را که نمی توانستند بایکوت کنند،  اما بعضا افرادی مثل آیت الله مهدوی را بایکوت خبری کرده بودند.

در یک جمع بندی باید گفت، هم نیاز عملی کشور که با ابعاد شخصیتی ایشان تنیده شده بود، باعث شد ایشان دانشگاه امام صادق(ع) و از سوی دیگر حوزه علمیه مروی را مدیریت کنند. هم دست هایی که اجازه نمی دادند اخبار ایشان شنیده شود. البته بگویم که حقیقتا ایشان کاری به این مساله نداشتند و حتی این اواخر، به زور اجازه دادند تا درس های اخلاقشان ضبط و پخش شود اما به هر ترتیب فکر می کنم در پاسخ به سوال شما دخیل بوده اند.

"خیبرآنلاین" – به دهه 70 برویم. طبق تحلیل ها و آماری که از انتخابات موجود است، جامعه روحانیت مبارز تا انتخابات ریاست جمهوری سال 76 دارای اثرگذاری خوبی بود اما از آن تاریخ تا الآن، در اکثر انتخابات ها اقبال حداکثری نسبت به این جامعه کاهش پیدا کرد. به نظر شما علت این مساله چیست؟

میرلوحی – به نظرم مردم تا آن زمانی که شما گفتید، در حافظه بصری خود مجاهدت های قبل  و حتی بعد ازانقلاب این طیف را در خاطر داشتند و به چشم دیده بودند. اما از آن به بعد، همان بایکوت های خبری که عرض کردم، از صحنه حذف شدن ها، تهمت زدن ها، حتی سانسورهای علمی که مطرح کردم نکات مهمی در این زمینه است. البته باید بگویم که در سال 88 هم جامعه روحانیت مبارز موفق بود و توانست مردم را با کاندیدای پیروز همراه کند اما این اواخر، همین انشعابات موجب خسارت شد. وقتی آیت الله مهدوی کنی به عنوان سرمدار وحدت در این طیف مطرح می شوند اما انشعابی به نام جبهه پایداری شکل می گیرد، طبیعتا مردم در تحیر فرو می روند. مردم می بینند در این انشعاب، هر دوطیف متصل به روحانیت و انقلابی هستند، طبیعی است که متحیر می شوند و ناگزیر می شوند که به دسته دیگری رای بدهند که از قضا، آن دسته نیز متصل به روحانیت هستند. لذا، اعتقاد به روحانیت وجود دارد اما در مردم بحث ایجاد می شود.

درباره این انشعاب اخیر جبهه پایداری اگر اجازه بدهید می خواهم بیشتر توضیح بدهم که در کاهش اثرگذاری تاثیر داشت. این خبر را برای اولین بار اینجا مطرح می کنم تا شاید راه برای توبه سیاسی بعضی ها باز شود. در اوج اختلافات جبهه متحد و جبهه پایداری در انتخابات مجلس، مساله ای مطرح شده بود با این مضمون که بعضی های می گفتند الآن به آنجایی رسیده ایم که لازم است بین انقلابی و انقلابی تر انتخاب شکل بگیرد اما آیت الله مهدوی این تصور را نداشتند ومی فرمودند ما هنوز به این بلوغ سیاسی نرسیدیم که در جبهه خودمان به رقابت بپردازیم و نهایت این رقابت را تهمت و دشمنی با یکدیگر عنوان می فرمودند. به همین منظور، ایشان نامه ای به یکی از مقامات ارشد نظام می نویسند تا از آن بزرگوار مشورت بگیرند که اگر نیاز است تنور انتخابات داغ شود و عده ای با نام پایداری و برخی با عنوان جبهه متحد حضور فعال داشته باشند و طیف اصلاح طلبان هم که بودند، اگر داغ شدن این تنور بدین شکل لازم است، بنده دیگر این همه بر مساله وحدت تاکید نکنم؛ آن بزرگوار در پاسخ گفته بودند که نه، همین مسیر وحدت درست است و آن را ادامه دهید.

در عین حال، ایشان هیچوقت نیامدند این نامه را مطرح کنند و تنها به شرح مبنا روی آوردند. ببینید، حضرت امام(ره) همیشه می گفتند که رمز پیروزی شما وحدت کلمه است. در آخرین نامه ای که حضرت بقیه الله الاعظم(عج) به شیعیان نوشته اند، آورده اند اگر اجتماع قلب ها شکل بگیرد، دیر نیست و خود من به زودی  خواهم آمد تا آن حکومت حقه را برپا کنم.

عرضم این است که واقعا خواهش می کنم از گروه های سیاسی که بیاییم یکبار دیگر مسایل را بررسی کنیم.

شب انتخابات ریاست جمهوری با ایشان مشغول قدم زدن بودیم؛ با اینکه هیچکس باور نمی کرد که آقای روحانی رای بیاورد و طبق اکثر نظرسنجی ها، آقای قالیباف بالاتر از بقیه بود، ایشان گفتند که می ترسم زحماتمان از بین برود. ما باور نمی کردیم اما دیدیم که نتیجه عدم وحدت چه شد. ایشان، بعد از انتخابات با یکی از پرچمداران جبهه پایداری گفتند که در انتخابات بعدی چه کنیم؟ آن بزرگوار گفتند که در انتخابات مجلس خبرگان قول می دهم با شما همراهی کنم اما در انتخابات مجلس، کار خودمان را ادامه می دهیم.

چرا باید باز باوجود این تجربه مهم دوباره چنین دیدگاهی تکرار شود؟

"خیبرآنلاین" – بعضی از اعضای جامعه روحانیت طی چند سال اخیر و در زمان حیات آیت الله مهدوی کنی غیبت طولانی مدت داشتنند اما از زمان رحلت ایشان، فضاسازی رسانه ای شکل گرفته برای بازگشت آن افراد به جلسات جامعه. ارزیابی شما از این مساله چیست؟

میرلوحی – اولین نکته این است که همیشه از آقایان دعوت می شده است؛ از آقایان روحانی و هاشمی همیشه دعوت می شده اما آنها نمی آمدند اما مساله اینجاست که به جهت شخصیت انقلابی آیت الله مهدوی، بعضی ها آنجا دیگر نمی توانستند به اصطلاح در بروند. استفاده از عباراتی مثل اعتدال و عدم افراطی گری و عقلانیت اینها، آنجا و در حضور آیت الله مهدوی نمی توانست به کار آقایان بیاید چون خلاصه ایشان از عقبه بسیاری افراد مطلع بودند و به قولی پته مدعیان روی آب می ریخت اما الآن و به جهت این ثلمه بزرگی که حضرت آقا فرمودند، عده ای را تطمیع می کند که به میانه میدان بیایند و اظهارنظر کنند. عیبی ندارد که آقایان روحانیت با هم باشند اما تعبیر فوق العاده دقیق آیت الله مهدوی در نخستین جلسه خبرگان به ریاست ایشان را موردتوجه قرار دهند. آقای مهدوی برخلاف برخی که می گویند باید نظارت بر رهبری داشته باشیم، گفتند که وظیفه ما، حراست از جایگاه رهبری و ولایت فقیه است. هر که می خواهد، بیاید اما مراقب باشیم که در امانت آیت الله مهدوی خیانت صورت نگیرد، دوباره تردیدافکنی و سیاه نمایی نکنند و با استفاده از اصطلاحات به ظاهر زیبا، جامعه روحانیت را به انحراف نکشانند و به این مسیر صیانت از جایگاه رهبری و ولایت فقیه تاکید کنند.

به نظرم آن کسی که باید در مسند دبیرکلی جامعه روحانیت مبارز قرار بگیرد، آن روحانی اخلاق‌مدار و سیاسی است که دقت در صیانت از حفاظت و جایگاه رهبری را داشته باشد.

"خیبرآنلاین" – شخص آیت الله مهدوی کنی در زمان حیاتشان روی فرد خاصی نظری نداشتند؟

میرلوحی – خیر؛ ایشان هیچوقت این کارها را موروثی نمی دانستند. تا اینجایی که اطلاع دارم و پرس و جو هم کرده ام، فرد خاصی را نیز مدنظر نداشتند.

ناگفته‌هایی از آیت‌الله مهدوی‌کنی/از هاشمی رفسنجانی تا محمود احمدی‌نژاد

"خیبرآنلاین" –
به دوران آقای احمدی نژاد رسیدیم؛ در مرحله نخست انتخابات ریاست جمهوری سال 84 ظاهرا نظر آیت الله مهدوی کنی روی وی نبوده است؛ در مرحله دوم چه کردند؟ اگر از آن برهه ناگفته ای دارید، لطفا بیان کنید.

میرلوحی – بله ایشان در دور نخست نظر دیگری داشتند و در دور دوم هم سکوت کردند. بهترین ناگفته هم شاید این باشد که طبیعتا چهره های اصیل را حاج آقا بیشتر بها می دادند؛ چهره های آزموده شده. همان پیچ تاریخی که حضرت آقا می فرمایند، ایشان معتقد بود که عبور از این پیچ با افراد امتحان پس نداده ممکن نیست. به همین جهت، بیشتر به سوابق افراد نگاه می کردند و خوب در مرحله نخست، نظرشان به آقای هاشمی بود. اما در دید کلی شاید آن هم به عنوان اقل الشرین بود (ین البته برداشت من از نوع نگاه ایشان در آن زمان بود) و در دور اول به آقای هاشمی رای دادند.

"خیبرآنلاین" – البته در آن زمان جبهه پیروان امام و رهبری از آقای لاریجانی اعلام حمایت کرده بودند.

میرلوحی – بله این درست است اما کاندیدای جامعه روحانیت در مرحله نخست آقای هاشمی بود. اما در دور دوم اتفاق دیگری افتاد و بیشترین مساله، به تبلیغات آقای هاشمی بازمی گشت. آن چیزی که به عنوان فیلم تبلیغاتی آقای هاشمی پخش شد، حتی در سطح یک روحانی سطح یک حوزه هم نبود. حتی جایی شنیدم که بعضی از سازندگان آن ظاهرا گفته بودند که این فیلم را برای تخریب آقای هاشمی ساختیم. واقعا عین یک فیلم هندی بود. خوب، آیت الله مهدوی هم فیلم ها را به دقت مشاهده می کردند. از همان موقع تردیدها بیشتر شد. نماینده آقای هاشمی برخورد سخیفی با نماینده آقای احمدی نژاد در تلویزیون داشت و مجموع این مسایل دست به دست هم داد که آیت الله مهدوی مصلحت را بر سکوت دانستند تا بیشتر از آن دعوایی شکل نگیرد. همان سکوت هم نتیجه داد و مردم دیدگاه انقلابی تر را انتخاب کردند.

"خیبرآنلاین" – بالاخره ایشان در مرحله دوم آن انتخابات به چه کسی رای دادند؟

میرلوحی – هیچوقت به ما هم نگفتند اما ذهنیت بنده این است که در مرحله دوم به آقای احمدی نژاد رای دادند.

"خیبرآنلاین" – در 4 سال دولت نهم، رابطه دولت و شخص آقای احمدی نژاد با آیت الله مهدوی کنی چگونه بود؟

میرلوحی – من یادم نمی آید رابطه خاصی با هم داشته باشند. البته آقای احمدی نژاد منزل آیت الله آمدند، حاج آقا هم برخی تذکرات مدنظر را به ایشان گفتند اما ظاهرا تاثیر خاصی نداشت. حاج آقا خیلی دوست داشتند که آقای احمدی نژاد را متوجه این منظور کنند که روحانیت باید هدایتگر اصلی باشد اما متاسفانه این زمینه فکری نزد ایشان مهیا نبود.


"خیبرآنلاین" –
در مجموع آیا آیت الله مهدوی از عملکرد دولت نهم اعلام رضایت می کردند یا خیر؟

میرلوحی – همیشه به جد از عمران و آبادانی و جنبه حماسی که در خدمت به مردم در دولت نهم انجام شد، تعریف می کردند و به کسانی که مدام سیاه نمایی می کردند، می گفتند که این پیشرفت ها را ببینید.

"خیبرآنلاین" – آیا در جلسات خصوصی انتقاد خاصی به دولت نهم داشتند؟

میرلوحی – در دولت نهم، انتقاد خاصی که به صورت برجسته مدنظر باشد، از طرف ایشان مطرح نبود اما نسبت به برخی رفتارها در دولت دهم انتقادات مهمی داشتند. ببینید آقای مهدوی دل خوشی از آقای هاشمی و برخی دوستان قدیمی که اسم آنها در مناظرات آمد، نداشتند؛ اگر داشتند اصلا چرا وارد مجلس خبرگان شدند؟ اگر کسی بگوید ایشان دل خوشی از این افراد داشت، قطعا دروغ گفته است اما ایشان معتقد بودند که نباید سرمایه های انقلاب را با "بگم بگم" زیرسوال برد. یک نکته جالب هم در اینجا مطرح کنم و آن اینکه با وجود آنکه ایشان در انتخابات 88 در اعلام حمایت از آقای احمدی نژاد از عبارت "اقل الشرین" یاد کرده بودند، اما آقای احمدی نژاد شبی که نتایج اعلام شد، به منزل آیت الله مهدوی زنگ زدند و از ایشان تشکر کردند و این رابطه دوستانه بود. در واقع به لحاظ شخصیت حاج آقا، هیچکس نمی توانست با ایشان جنبه خصومت بگیرد. جالب است که بدانید حتی در ایام بستری شدن ایشان در بیمارستان، خانم فائزه هاشمی و مهدی هاشمی هم به عیادت حاج آقا آمدند.

"خیبرآنلاین" – نوبت به ماجرای فتنه 88 می رسد. در آن زمان آیا ایشان با سران فتنه دیداری داشتند یا پیامی برای آنها ارسال کردند؟

میرلوحی – دیدار که نداشتند، اما برخی پیام های خصوصی برای سران فتنه و برخی دیگر فرستادند با این مضمون که چرا بر عهدی که با امام(ره) بستید، نماندید؟

"خیبرآنلاین" – آیا پاسخی از آنها دریافت کردند؟

میرلوحی – خیر.

"خیبرآنلاین" – در برخی محافل سیاسی، برخلاف دیدگاه مردمی که 9 دی به خیابان آمدند، بر سر تعداد سران فتنه اختلاف وجود دارد. بعضی ها 3 نفر، بعضی ها 4 نفر و عده ای هم فقط 2 نفر محبوسین را جزو سران فتنه می دانند و برخی برای سران فتنه، راسی هم قائل هستند. ایشان آیا در این باره نظر خاصی نداشتند؟

میرلوحی – ایشان قطعا نسبت به سران فتنه موضع مخالف داشتند و آنان را سران فتنه می دانستند. حضرت آقا در اوج فتنه پیرامون سران فتنه فرمودند که بعضی ها اینها را متهم به دست نشاندگی از خارج می کنند، اما من مطمئن نیستم اینگونه باشد. همین موضع هم را هم آیت الله مهدوی کنی داشتند. البته بعد از واقعه عاشورا که دیگر همه چیز روشن شد و درباره آقایان موسوی و کروبی که به هیچ وجه نمی شود گفت که سران فتنه نبودند اما همیشه می گفتند که باید جرم ها مورد بررسی قرار بگیرد. به عنوان مثال، راجع به فردی که در رسانه ها از او به "جونیور" یاد می شود، همیشه می گفتند که باید منتظر رای دادگاه باشیم. جرم مشهود آنها مشخص است؛ اغتشاش کردند، در خیابان ها آتش به راه انداختند. آیت الله مهدوی همیشه از امام(ره) نقل می کردند که ایشان معتقد بودند اگر محاربین توبه کردند که هیچ، اگر توبه نکردند باید با آنها با حکم محارب برخورد شود اما درباره کسانی که جرمشان ثابت نشده است، سعی می کردند هیچوقت حرف خلاف تقوا مطرح نشود.

* قسمت دوم این مصاحبه روز سه شنبه منتشر خواهد شد
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۱
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱۶
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۰:۰۵ - ۱۳۹۳/۰۹/۰۹
13
10
بگذارید (...) ، درسش را بخواند ، زود است وارد این قضایا بشود.
مدیر پایگاه قسمت نقطه چین داخل پرانتز به جهت داشتن بار منفی ویرایش شد
پاسخ ها
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۲۲:۵۲ - ۱۳۹۳/۰۹/۰۹
شما مشقاتو نوشتی؟!
جواد
| Iran, Islamic Republic of |
۱۴:۰۱ - ۱۳۹۳/۱۰/۰۱
راست میگه بذارید چهارتا پیرهن پاره کنه بعد بیاد نظر بده.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۵:۱۸ - ۱۳۹۳/۰۹/۰۹
14
14
فقط علامه مصباح یزدی
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۱:۴۷ - ۱۳۹۳/۰۹/۰۹
6
13
اتفاقأ چون جوان هست.همه چیز را عینأ گفته....
هوادار
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۳:۱۶ - ۱۳۹۳/۰۹/۰۹
4
17
درود بر نوه ی آن مرحوم-امیدواریم ایشان بتوانند راه آیت الله مهدوی را ادامه دهند
ایرانی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۳:۳۷ - ۱۳۹۳/۰۹/۰۹
4
15
سخن زیبا به دل می نشیند جدای از سن و سال و....
رضا
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۶:۲۵ - ۱۳۹۳/۰۹/۱۰
6
7
فقط حضرت آیت الله العظمی علامه مصباح یزدی
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۸:۰۴ - ۱۳۹۳/۰۹/۱۰
5
4
الان قضیه آقای مصباح چه ربطی داشت؟؟
پاسخ ها
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۱۵:۲۰ - ۱۳۹۳/۰۹/۱۱
فقط جبهه پایداری
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۱:۱۶ - ۱۳۹۳/۰۹/۱۰
6
2
فک کنم برای شما خیلی زود تر باشع که بخواهی راجع به کسی که نمیشناسی اظهار نظر کنی
(...) بییییب
مدیر پایگاه قسمت نقطه چین داخل پرانتز به جهت داشتن بار منفی ویرایش شد
بچه دهاتی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۹:۵۴ - ۱۳۹۳/۰۹/۱۲
3
3
دو نکته توی این مصاحبه بهم خیلی مزه داد : 1- صراحت حجت الاسلام میرلوحی 2- سعه صدر و ادب محمود احمدی نژاد .
علي
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۷:۴۷ - ۱۳۹۳/۰۹/۲۴
1
8
سلام. حضرت آيت الله مهدوي کني بي همتا هستند و خدمات گرانبهايي داشته اند. روحشان شاد
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۲:۲۳ - ۱۳۹۴/۰۴/۱۲
0
1
خدا
آ رحمتش کند درباره زنده ها صحبت کنید هر کاری کرد تمام شد خدمت کرد تا انجا که بلد بود زنده ها را دریابید
سراج
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۴۷ - ۱۳۹۵/۰۳/۲۶
1
1
در ادامه اختلافت شیعیان می خواهم تاریخچه ای از اختلافت جریانهای شیعی بیان کنم اولین اختلاف بین امام علی وپیروان ایشان که منتهی به خوارج شد دومین اختلاف بین امام حسن حجربن عدی ودیگران سومین اختلاف بعد از رحلت امام حسن بین فرزندان ایشان وامام حسین بر سر امامت که انها قایل به انتقال امام از برادر به برادر نبودند سوم اختلاف بین زیدبن علی فرزند امام سجاد با امام باقر که بعدا جریان زیدیه درست وتا زملن امام صادق سردمدار شیعه بوذند چهارمین اختلاف در زمان امام صادق بین طرفداران ایشان وطرفداران فرزندش اسماعیل که به فرقه اسملعیلیه منجر شد همچنین سایر فرزندان امام صادق نیز ادعای امامت کردند که نامهای انها در تاریخ موجود است پنجمین دوره اختلاف بعد از رحلت امام موسی شروع شد که شیعیان به چند دسته تقسیم شدند وسر دسته هر کدام از این جریانها نیز فرزندان ایمه بودند ششمین دوره اختلاف به زمان رحلت امام حسن عسکری وغیبت امام زمان بر می گردد در زمان غیبت هر شخصی ادعای نیابت می کرد که منجر به قتل وکشتار شد ومنصور حلاج به خاطر ادعای نیابت توسط حسین روح نوبختی وبه کمک حاکم وقت جریان حلاج را سرکوب کردند بعد از نیز همچنان این اختلافات در میان خانواده شیعه همچنان ادامه دارد وعامل این اختلافت نیز (...) بوده اند یکی اخباری بود یکی اصولی بود یکی انقلابی بود یکی درباری بود وخلاصه این قضیه همچنان در زمان ما نیز (...) ادامه دارد وپیروان انها با هم در گیر هستند وهر جریانی جریان مخالف خود را گمراه وفاسد ومزدور خطاب می کند وپایانی بر این اختلافها متصور نیست.
مدیر پایگاه قسمت های نقطه چین داخل پرانتز به جهت داشتن بار منفی ویرایش شد
پاسخ ها
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۲۰:۴۰ - ۱۳۹۶/۰۲/۰۹
اگر سواد ندارید حرف نزنید. زید بن علی علیهما السلام هیچ اختلافی با برادرش امام باقر علیه السلام نداشت و به قدری از ائمه علیهم السلام در ستایش او حدیث وارد شده که جای تردید در علو درجات و ارزش و اخلاص قیام او نمی گذارد. او مطابق برخی روایات قصد داشته در صورت موفقیت حکومت را به امام حق واگذار کند. البته حساب ماجرای زیدیه و معتقدان به امامت وی جدا است.

ایضا ابوسهل اسماعیل بن علی نوبختی را که از متکلمان اهل حدیث شیعه بوده با حسین بن روح نوبختی اشتباه گرفته اید.
حسین بن روح نوبختی رحمه الله نایب امام زمان علیه السلام بود و تلاش شما برای متهم کردن آن مرد بزرگ فقط نشانه بی اطلاعی و یا غرض ورزی شما است.
ضمنا آنکه اساسا ماجرای حلاج را نمی دانید. اولا حلاج حنبلی مذهب بود اما ادعای نیابت امام زمان را داشت! ابوسهل نوبختی در پاسخ به حلاج که ادعای نیابت امام زمان را داشت گفت: «وکیل امام زمان باید معجزه (گواهی بر مدعا) داشته باشد. اگر راست می‌گویی، موهای مرا سیاه کن. اگر چنین کاری انجام دهی، همه ادعاهایت را می‌پذیرم». حسین بن حلاج که می‌دید ناتوان است، با تمسخر مردم روبه رو شد. اما با این وجود جسین بن روح نوبختی رحمه الله حکمی در اعدام حلاج نداد.
این سهل بن اسماعیل بن علی نوبختی بود که علیه حلاج اقامه دعوی کرد. اما آنچه سبب اعدام حلاج شد در نهایت حکم جنید بغدادی بود.
به هر حال ادعاهای حلاج قابل دفاع نیست و به نظر شعرا هم نمی شود اتکا نمود.

اما مساله غربال ادامه دارد و از مشخصات پیروان حق است. باطل که از غربال رد شده. این مساله اختصاص به غیبت ندارد کما اینکه حضرت علی علیه السلام هم خطاب به شیعه آن روز فرمودند لتبلبلن بلبله و لتغربلن غربله.
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: