به‌روز شده در: ۰۳ اسفند ۱۳۹۹ - ۱۹:۲۰
گفت‌وگو
آیت الله العظمی علوی گرگانی: نسبت به مسایل فرهنگی اخیر نگرانیم
دیدار شورای سردبیری "خیبرآنلاین" با یک مرجع تقلید
صرف نشستن افراد در کنار رهبری، معیار انتخاب نیست
گفت‌وگوی خواندنی "خیبرآنلاین" با علی‌اصغر زارعی
ناگفته‌هایی از نحوه ورود آیت‌الله مهدوی‌کنی به خبرگان
گفت‌وگوی‌ "خیبرآنلاین" با حجت‌الاسلام میرلوحی(2)
چه کسانی آیت‌الله مهدوی‌کنی را بایکوت خبری کردند؟
گفت‌وگوی‌ "خیبرآنلاین" با حجت‌الاسلام میرلوحی(1)
موضوعات شورا جهت رفع تکلیف مطرح می‎شود
عضو شورایعالی فضای مجازی در گفت‌وگو با "خیبرآنلاین"
آشنایی با یک خواننده جوان جبهه انقلاب
گفتگوی اختصاصی "خیبرآنلاین" با سید مهدی ضامنی
تاثیر دودهه زندگی در آمریکا بر ذهن ظریف
گفتگوی اختصاصی "خیبرآنلاین" با محمدصادق کوشکی(2)
سیاستمدار در تراز انقلاب‌ اسلامی نداریم
گفتگوی اختصاصی "خیبرآنلاین" با محمدصادق‌ کوشکی(1)
استراتژی حزب‌الله برای 4 سال پیش رو
گفت‌وگوی خواندنی "خیبرآنلاین" با حسین الله‌کرم
بزرگترین اشتباه سیاسی‌ عمرم رای به خاتمی بود
گفت‌وگوی "خیبرآنلاین" با مهدی کوچک‌زاده (2)
بحث نفوذی که مقام معظم رهبری فرمودند و تحلیل کردند و تاکیدی که ایشان روی نفوذ سیاسی داشتند در دیدار اخیرشان هم به صورت مختصر باز هم دوباره ایشان فرمودند، طبیعی است که دشمن بر روی پروسه انتخابات برای نفوذ سرمایه گذاری کند
"خیبرآنلاین" - عباسعلی کدخدایی، عضو هیأت علمی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، پس از وقایعی که در جریان رای گیری در مجلس نهم رخ داد، پس از قریب به یک دهه سمت سخنگویی شورای نگهبان را واگذار و از ترکیب اعضای حقوقدان این شورا خارج شد اما این خروج از جمع اعضای شورای نگهبان نه تنها باعث دوری وی به عنوان یکی از باتجربه ترین حقوقدانان کشور از این مجموعه حساس و موثر نشد، بلکه با انتخاب به عنوان مشاور عالی آیت الله احمد جنتی، فعالیت خود برای کمک به پیشرفت و بهبود عملکرد شورای نگهبان را ادامه داد.

به گزارش نسیم، کدخدایی امروز با تجربه‌ای ارزشمند از برگزاری چندین انتخابات کشور، علاوه بر ارائه توضیحات مبسوطی درخصوص فرآیند نظارتی شورای نگهبان در انتخابات، پاسخگوی شبهات مطرح درباره نظارت استصوابی بود و همچنین از علل حمله گسترده به شورای نگهبان از سوی رسانه های خارجی و برخی داخلی ها پرده برداشت.

آنچه در ادامه می‌خوانید مشروح گفتگوی خبرنگاران ما با مشاور عالی دبیر شورای نگهبان است:

* با توجه به وقایع و اخباری که در خصوص مجلس خبرگان ایجاد کردند، افرادی که برای حضور در انتخابات مجلس خبرگان وارد فرایند ثبت نام شدند ، چگونه باید از دعوت خود مطلع می شدند؟ و اینکه اگر دعوت نامه ارسال نمی‌شود چطور باید متوجه می شدند که اجتهادشان به تأیید شورای نگهبان رسیده‌ است؟ یا خیر؟

کدخدایی: قانون به صراحت مواردی را برای تعیین درجه اجتهاد مشخص کرده است، مانند انتصاب‌هایی که توسط مقام معظم رهبری صورت می‌گیرد که این موارد کاملأ مشخص و مصرح است، معمولاً در دوره‌های گذشته هم اینگونه بود؛ اشخاصی که ثبت نام می‌کردند و سابقه‌ای از آنها نداشتیم  از این افراد یک دعوت عام برای روز آزمون کتبی انجام می‌شد.

برای آزمون کتبی معمولاً مانند سایر آزمون‌هایی که در کشور برگزار می‌شود مثل کنکور، یک اطلاعیه عمومی داده می‌شود و همه به حضور در جلسه آزمون دعوت می‌شوند، اما به دلیل اینکه گاهی اوقات افراد به اطلاع‌رسانی‌ها توجهی ندارند،  اقدامات تکمیلی هم انجام می‌گیرد؛ البته الزامی نیست، در گذشته علاوه بر اینکه اطلاعیه رسمی می‌دادیم و در رسانه‌ها هم منتشر می‌شد تلاش می‌شد یک تماس تلفنی هم از سوی دبیرخانه با داوطلبان صورت بگیرد.

البته همان اطلاعیه عمومی کفایت می‌کند و افراد می‌توانند بر اساس همان اطلاعیه مطلع شوند و شرکت کنند اما در این دوره اقدامات تکمیلی بیشتری ارائه است و از طریق پیامک هم به افرادی که باید در آزمون حضور می یافتند اطلاع داده شده است.

* ممکن است افرادی باشند که اجتهاد آنها بر عامه مردم شناخته شده باشد، این فرد در انتخابات ثبت نام می‌کند و خودش نیز بر اجتهاد خود مطمئن است، این قابلیت وجود دارد که این فرد از شورای نگهبان به نوعی استعلام کند که باید در آزمون شرکت کند یا خیر؟

کدخدایی: در دوره‌های اول شرایط و وضعیتی وجود داشت؛ که روال نابسامان و یک بی‌نظمی را در همین روند ایجاد کرده بود؛ تحصیل در حوزه‌های علمیه مخصوصاً در دوره‌های قبل از انقلاب تابع تشریفات اداری نبود، خیلی‌ها مدعی بودند که مثلاً سال‌ها در حوزه‌ها هستند و بوده‌اند و تحصیل کرده‌اند و به درجه اجتهاد رسیده‌اند؛ این رویه کم و بیش هنوز هم وجود دارد؛ اما در سال‌های بعد از انقلاب یک تشریفات منظمی را ترتیب دادند؛ اما آن بحث اجتهاد یک مرحله‌ای جدای از اینهاست و ممکن است یک شخصی مثلاً سطح چهار را هم تمام کرده باشد ولی در بحث اجتهاد نتواند از پس امتحان بر بیاید؛ قانون حوزوی و علماء بزرگ حوزه معتقدند که به نوعی این مسئله باید احراز شود.

ما خیلی از افراد را داریم که در بین مردم به اجتهاد و درجه اجتهاد معروف هستند شاید یک بخشی از آن به دلیل اعتماد مردم ‌باشد، در دوره‌هایی که من در شورای نگهبان حضور داشتم مواردی وجود داشت که افرادی از محترمین که تصور می‌شد به درجه اجتهاد رسیده‌اند حال یا به دلیل سن و سال یا به دلیل سبقه حضور در حوزه  و یا... اما تجربه نشان داده برخی از همین محترمین که در آزمون شرکت کردند از پس آزمون بر نیامدند.

گاهی برخی افراد در بین مردم القاب حوزوی بالایی دارند یا نگاه مردم یا حتی برخی از علماء حوزه نسبت به این مسئله این است که ایشان به درجه اجتهاد رسیده،  ولی وقتی که در آزمون شرکت می‌کنند نمی‌توانند نمره قبولی را کسب کنند.

آزمون اقدام مبارکی بود برای پایان دادن به همین بی‌نظمی‌هایی که در این وضعیت و شرایط وجود دارد، باید ملاکی وجود داشته باشد تا اگر کسی مدعی  است به وسیله آن مشخص شود؛  عده‌ای ممکن است بگویند که فردی مجتهد است و برخی از علماء هم تایید کنند و بگویند که وی مجتهد است اما باز محل تردید است، لذا این آزمون ملاک خوبی بود برای این که هر کسی مدعی است در این آزمون شرکت کند و بالاخره مشخص می‌شود که چه وضعیتی دارد.

من شاهد بودم که بعضی از علما و فقها اجتهاد برخی افراد را تأیید کردند و اعلام کردند که ایشان سال‌ها است شاگرد من است و تقریرات درس من را دارد (تقریرات درس، خودش یک مرحله مهمی است) اما  به دلیل اینکه در قانون بحث آزمون مطرح شده بود اجبار شد که در آزمون شرکت کنند و وقتی که شرکت کردند نمرات قبولی نگرفتند و البته بالعکس هم بوده و افرادی وجود داشتند که شرکت کردند و نمره های بالایی هم اخذ کردند . یعنی خیلی از محترمین آمدند و شرکت کردند و نمرات خوبی هم داشته‌اند یعنی در نهایت آزمون چیز خوبی است که اگر کسی تن به آزمون بدهد در واقع عیار کار روشن می‌شود.

البته در گذشته به این صورت هم بود که خود فقهاء محترم شورای نگهبان اجتهاد کسی را احراز می‌کردند؛ اما کم کم این مسئله متمرکز شد در همان آزمون به خاطر اینکه دیگر این تردیدها و این مسائل هم نباشد.

* در صورتی که فقهاء شورای نگهبان به این نتیجه برسند که فردی دارای درجه اجتهاد است قبل از آزمون به فرد اعلام می کنند و یا خود فرد امکان دارد که بتواند از شورا استعلام کند؟

کدخدایی: بله.

* بحث عدم شرکت در آزمون به منزله انصراف هست یا خیر؟ اگر کسی در آزمون شرکت نکند راهی برای ادامه مسیر در حضور در خبرگان برای وجود دارد؟

کدخدایی: در مجلس شورای اسلامی باید ثبت نام کننده مدرک کارشناسی ارشد داشته باشد و علاوه بر آن شرایط عمومی دیگر، یک فرد خیلی محترم، سالم، صالح آمده و کارشناسی ارشد نداشته باشد یعنی طبیعتاً نمی‌تواند در انتخابات مجلس شرکت کند ، آزمون اجتهاد مربوط به مجلس خبرگان هم همین است یعنی شرط علمی باید احراز شود. پس وقتی که از فردی برای حضور در آزمون دعوت شده یعنی‌خواهند ببینند که وی دارای حداقل شرایط هست یا خیر. لذا وقتی که فردی در آزمون شرکت نکند برای فقهاء محترم شورای نگهبان محرز نمی‌شود که ایشان شرط علمی دارد؛  ولو اینکه انسان صالح و شایسته‌ای هم باشد، و بنابراین چون این شرط احراز نشده است نه به منزله انصراف در واقع به منزله رد است، مگر اینکه مثلاً خود فرد بیاید در طول این مدت بررسی صلاحیت‌ها انصراف بدهد ولی اگر نیاید و انصراف ندهد معمولاً به عنوان رد اعلام می‌شود یعنی رد علمی بندی که مربوط به اجتهاد هست.

* بعضاً تضادهایی بین نظر هیئت اجرایی و نظر شورای نگهبان ایجاد می‌شود، روال این مسئله و این تضادهایی که وجود دارد چگونه است؟ حل آن چطور است و نظر قانون در این رابطه چیست؟

کدخدایی: ما طبق قانون دو مرحله بررسی صلاحیت داریم ، دو هیئت مردمی به این امر رسیدگی می‌کند؛ یکی هیئت‌های اجرایی است که با نظارت فرماندار و وزارت کشور تشکیل شده است و طبق قانون انجام وظیفه می‌کنند و دیگری نظارت شورای نگهبان است.

 هیئت‌های اجرایی بررسی اولیه صلاحیت‌ها را انجام می‌دهند و نتیجه را به وزارت کشور اعلام می‌کند، کار هیئت‌های اجرایی که تمام می‌شود هیئت‌های نظارت باید کار هیئت‌های اجرایی را بررسی کنند و اعلام نظر کنند هم نسبت به تأییدی‌ها و هم نسبت به ردی‌ها .

در واقع یک بار تمام پرونده‌هایی که هیئت‌های اجرایی بررسی کرده است را هیئت نظارت باید بررسی و اعلام نظر کند ؛ البته هیئت نظارت استانی با مشورت هیئت نظارت مرکزی این کار را می‌کند؛ طبیعتاً پشتوانه بالاتری را هم دارد و نظر هیئت نظارت استان برای هیئت اجرایی قاطع دعوا است؛ هیئت اجرایی وقتی نظرش را اعلام کرد و زمان گذشت دیگر هیچ اختیاری ندارد، شکایت‌هایی که علیه هیئت‌های اجرایی انجام می‌شود توسط هیئت نظارت بررسی می‌شود و آنها اعلام نظر می‌کنند.

بعد از این مرحله اگر مجددأ کسی شکایتی داشت مقطعی وجود دارد که این شکایات به هیئت مرکزی ارجاع می‌شود و هیئت مرکزی بعد از بررسی اعلام نظر می‌کند؛ در انتها اگر باز هم شکایتی از هیأت مرکزی وجود داشته باشد توسط خود شورای نگهبان بررسی می‌شود.

همان سیری که در قوه قضائیه وجود دارد، دعاوی بدوی و تجدیدنظر و دیوانعالی کشور و چند مرحله که تعریف شده، در بحث انتخابات هم ما همین وضعیت را داریم تا در انتها به شورای نگهبان می‌رسد .

* در پروسه ثبت نام برای مجلس خبرگان شاهد حضور بانوان هم بودیم که معتقد بودند که واجد شرایط هستند که از تعدادی از همین خانم‌هایی که ثبت نام کرده‌اند برای آزمون دعوت شد آیا طبق قانون خانم‌ها می‌توانند در مجلس خبرگان باشند؟

کدخدایی:‌ طبق قانون هیچ منع قانونی برای حضور خانم‌ها در مجلس خبرگان وجود ندارد و ما در دوره‌های قبل هم داشتیم که تعدادی از خانم‌ها ثبت نام کردند ولی عموماً در همان مرحله اول موفق نشده بودند، این دوره باز تعداد داوطلبان بیشتر بود و تعدادی هم شرکت کردند اگر در آزمون علمی قبول می شدند طبیعتاً می‌توانستند وارد مجلس خبرگان شوند.

* برخی در دوره‌های مختلفی و حتی این دوره مطرح می‌کنند که شورای نگهبان مانعی برای حضور مردم در انتخابات است و نظارت استصوابیِ آن هم بخشی  از این "سد" حضور مردم در انتخابات است؛ در مقابل اینگونه شبه‌ها چه پاسخی وجود دارد؟

کدخدایی: پاسخ این مسئله به دفعات و مکرر داده شده است، مقام معظم رهبری هم زیباترین و هم حکیمانه‌ترین تعابیر را در بحث نظارت مطرح کرده‌اند؛ ایشان به انتخابات یک نگاه ارزشی داشتند یعنی می‌فرمایند انتخابات یک نعمت است؛  در نظام‌های غیر دینی و غیر الهی انتخابات را به عنوان یک ابزار در نظر می‌گیرند برای کنش‌های سیاسی و اجتماعی، ولی هیچگاه نگاه ارزشی به آن وجود ندارد.

چون نگاه ارزشی به آن نیست پس می‌تواند در جاهای مختلفی مورد انحراف واقع شود مشروط بر اینکه کسی متوجه نشود؛ در جمهوری اسلامی ایران وقتی مقام معظم رهبری می‌فرمایند که یک نعمت است یعنی واجد یک ویژگی و شاخص دینی است و کسی نمی‌تواند با آن به راحتی برخوردی بکند و آن را از مسیر اصلی منحرف کند یا تخلف یا تقلبی در آن صورت بدهد.

نظارتی که در شورای نگهبان وجود دارد نظارتی است که همه نهادها و همه نظام‌های سیاسی دارند و همه انتخابات‌ها دارند، ولی روش‌ها متفاوت است، ما چون در فعالیت‌های سیاسی خود فاقد نظام حزبی هستیم ؛ این نظارت طبق قانون بوجود آمده است و بر عهده خود مردم هم قرار گرفته است.

هیئت‌های اجرایی و نظارت ما از معتمدین مردم هستند و هم  اینکه طبیعتاً یک مراحل عالی تجدید نظری برای اینها در نظر گرفته شده که نهایتا به خود شورای نگهبان ختم می شود، پس اینکه گفته می‌شود شورای نگهبان همه کاره است به این مفهوم نیست که در همه جزئیات انتخابات دخالت کند، بلکه به خاطر این است که نظارت عالی را بر این مسئله دارد.

دوستانی که به این بحث و به نظارت شورای نگهبان اعتراض می‌کنند، بی انصافی می‌کنند. ما ملاک و معیار را نباید شخص و منافع شخصی قرار بدهیم، در انتخابات 88 همین مورد را داشتیم که آن انحراف عظیم ایجاد شد و آن فتنه برپا شد چون آنها خود را در مرکز عدالت و در مرکز صواب قرار دادند و اعلام کردند یا من یا هیچکس.

براساس اصل 99 قانون اساسی تکلیف نظارت بر عهده‌ شورای نگهبان نهاده شده است، قوانین انتخاباتی هم از ابتدا تا به الآن وظایف این نهاد را مشخص کرده و آن را شرح داده است، و در نهایت هم همین شورا باید صحت انتخابات را اعلام کند؛ در قوانین سال 65 هم آمده که اگر شورای نگهبان صحت انتخابات یک حوزه‌ای را تأیید نکرد انتخابات ابطال می‌شود؛ این یعنی همان نظارت استصوابی که متأسفانه الان از این واژه یک مفهوم خوفناک ایجاد کرده‌اند.

مفهوم اصلی این واژه مفهوم "نظارت موثر" است؛ مانند اینکه دیوانعالی کشور نسبت به پرونده‌ای نظر می‌دهد و نظر دیوانعالی کشور قاطع دعوا است این هم در واقع یعنی اینکه دیوانعالی نظارت استصوابی دارد؛ نظارت استصوابی یک امر نامأنوس خوفناک و غیرواقعی نیست هر جایی که حرف آخر را بزند می شود نظارت استصوابی، یعنی نظارت موثر، یعنی تصمیم‌گیری مؤثر و براساس قانون این تصمیم از ابتدا تفویض شده است.

ولی مشکل این است که گاهی اوقات فردی و یا گروه و جناح خاصی آن تصمیم را نمی‌پسندند و بعد علیه آن جایگاه موضع می‌گیرند، درست مثل اینکه من و شما برویم به عنوان خواهان و خوانده در دادگاه، به هر حال رئیس دادگاه یک نفر را به عنوان برنده اعلام می‌کند حاکم و رأی به نفع آن صادر می‌شود و یک نفر هم بازنده می‌شود، در این شرایط  اگر رأی به نفع من صادر نشده و من بگویم که قاضی نباید باشد و نظام دستگاه قضایی نباید باشد و اینها را من قبول ندارم، این یعنی قانون شکنی و به معنا و مفهوم شرایطی است که در آن سنگ روی سنگ بند نمی‌شود.

البته اگر یک موقع خدای ناکرده تخلفی صورت گرفته و در آن زمینه هم قانون مراحل برخورد را روشن کرده و باید برویم و برخورد کنیم و این اشکالی ندارد.

اصلاً ما واژه را بگذاریم کنار؛ نظارت استصوابی در واقع  نظارت جامع و مؤثری هست که حسب تجربه بشری در همه نظام‌های سیاسی و اجتماعی وجود دارد؛ مثلاً دیوان عالی کشور آمریکا وقتی نسبت به اختلافات انتخاباتی تصمیم می‌گیرد در قضیه مثلاً " الگور و بوش" در یک دوره‌ای، نظرش استصوابی بوده یعنی نظرش قاطع دعوا بود و دیگر کسی بعد از آن نمی‌تواند تصمیم بگیرد.

بنابراین فکر می‌کنم گاهی اوقات برخی سخنان مبتنی بر یک بی‌انصافی و بی‌اطلاعی از ساختارهای سیاسی، انتخاباتی و اجتماعی در کشورهای دیگر  است یا اینکه حالا گاهی اوقات ممکن است دنبال سوء استفاده هم باشند.

* یک سری مباحثی مطرح می‌شود که شورای نگهبان دست نیست،گوش است و چشم ؛ نهایتا شورای نگهبان چیست؟

کدخدایی: اینها بازی با کلمات است من خیلی با اینگونه واژه‌سازی و تعابیری که مفاهیم دقیقی را بیان نمی‌کند موافق نیستم، وقتی بحث نظارت را مطرح می‌کنیم، باید بدانیم نظارت از یک حیثی یک کار اجرایی است ؛ اینها البته قانون سال 74 و بعد از نظریه تفسیری شورای نگهبان نیست، قانونی است که دهه 60 نوشته شده است همان قوانین اولیه انتخابات می‌گوید شورای نگهبان بر روند برگزاری انتخابات روی رأی گیری نظارت می‌کند، بعد از آن باید گزاراشات مربوط به تخلفات انتخاباتی را بررسی کند اگر تخلفات به گونه‌ای باشد که در سرنوشت انتخابات تأثیر گذاشته باشد؛ آن صندوق یا بخشی از آرا یا انتخابات آن حوزه ابطال می‌شوند.

یعنی نظر شورای نگهبان اعلام می‌شود و خود شورای نگهبان هم باید اجرا کند، یعنی شورای نگهبان اعلام می‌کند که صندوق باطل و باید از تعداد بقیه صندوق‌ها باید خارج شود و این بخش‌ها همه‌اش کارهای اجرایی است.

اما نظارت به این مفهوم نیست که شما بنشینید و فقط نظاره‌گر باشید، نظارت استصوابی یعنی نظارت باید مؤثر باشد، شما وقتی می‌گویید دیوان عالی کشور نسبت به یک موضوعی و یک پرونده‌ای اعلام نظر می‌کند ، یعنی دخالت موثر میکندلذا هرگز به این مرجع رسیدگی نمیتواند گفت که نباید کار قضایی بکنی و فقط باید نظارت کنی؟

پس در واقع لازمه نظارت جامع و مؤثر شورای نگهبان این است که در بخش‌های مختلف ورود کند، پس خیلی نمی‌توانیم تفکیک قائل شویم و بگوییم نظارت فقط چشم است و اجرا دست، گاهی اوقات چشم و دست باید کنار هم و با همدیگر عمل کنند تا نتیجه مؤثر بگیرند.

* این صحبت‌ها مسبوق به سابق است علت تکرار اینگونه صحبت‌ها چیست؟ چرا همیشه هدف بر تخریب شورای نگهبان از سوی این افراد با اینگونه صحبت هاست؟

کدخدایی: شورای نگهبان همیشه دژ مستحکمی در مقابل ورود افراد نا صالح و ناشایست به مصادر و مسئولیت های مهم بوده و به تعبیر مقام معظم رهبری برای جلوگیری از نفوذ افراد نا صالح و دشمنان به ارکان نظام است.

از این رو اولین متهم، دشمنان نظام جمهوری اسلامی ایران و مردم هستند که دست به اینگونه تبلیغات می‌زنند و طبیعی است که تا زمانی که شورای نگهبان در این مدار حرکت کند این دشمنی‌ها هم وجود داشته باشد، یک بخش آن هم نادانی و بی اطلاعی افراد از عملکرد و کارکرد شورای نگهبان است یعنی تصورشان این است که شورای نگهبان مثلاً یک یا دو نفر نشستند آنجا شیر یا خط می‌کنند که چه کسی صلاحیت دارد یا ندارد.

یک موقعی خدمت مقام معظم رهبری در آن جلسه بیست و ششم معروف بودیم با ستادهای نامزدهای انتخاباتی ریاست جمهوری سال 88، تا همان صبح که هیئت آمده بود پیش ما در شورای نگهبان می‌گفتند دو نفر از اعضای شورا جانبداری کردند، در میان جلسه یک آقایی بلند شد و اعلام کرد که حضرت آقا 7 نفر از اعضای شورای نگهبان جانبداری کردند؛ که البته می‌خواستند رأی شورای نگهبان را مخدوش کنند.

حضرت آقا آن موقع در ابتدا فرمودند که من در بین صحبت های شما صحبتی نمی‌کنم و هر ستادی یک فرصتی داشتند که صحبت کنند، آنجا بعد از صحبت آن فرد؛ رهبری اعلام کردند که این را که گفتید بگذارید من این نکته را همینجا بگویم و گفتند:" این صحبت یعنی آیت الله جنتی یا آیت الله مؤمن آخرتشان را به دنیای یک نفر می‌فروشند؟  مقصود این حرف شما این است آیا چنین چیزی امکانپذیر هست؟ خیر اینطور نیست"

گاهی اوقات تصور این است که حالا چون من یا دوست من یا هم‌جناحی من رأی نیاورده است پس آن مکانیزم و آن ساز و کار و آن شورای نگهبان کارش را به درستی انجام نداده و قضاوت‌ها این است،  پس یک بخشی این دوستان از وضعیت شورای نگهبان بی‌اطلاع و ناآگاه هستند در صورتی که من 12 سال خدمت این آقایان بودم و شهادت می‌دهم  که همه آنها مخصوصاً آقایان فقهای شورای نگهبان جز بر اساس تکلیف دینی نظر نمی‌دهند .

ممکن است در این نظرات اشتباهی هم صورت گرفته باشد و این را کسی رد نمی‌کند؛ ولی اینکه بخواهند خدای ناکرده جانبداری کنند به دلیل اینکه فردی بیاید و کسی نیاید، صرفاً به خاطر اینکه مثلاً خوششان می‌آید یا نمی‌آید؛ چنین چیزی را من هرگز ندیدم، البته طبیعی است که هر جایی که در صف اول دفاع از نظام جمهوری اسلامی ایران باشد همیشه بیشترین حملات داشته باشد و این هجمه‌ها هم به آن صورت می‌گیرد و شورای نگهبان تا کنون چنین بوده است.

* بیان می‌شود که شورای نگهبان نگاه سیاسی دارد ، شخصی در تهران تأیید نمی‌شود ولی در شهرستان تأیید می‌شود یا در این دوره تأیید نمی‌شود و در دوره بعد تأیید می‌شود؛ این فرآیندها به چه صورت هست آیا همچنین اتفاقی ممکن است رخ دهد؟

کدخدایی: ما در شورای نگهبان خط تولید صنعتی نداریم،  مثلاً از این طرف مواد اولیه بدهیم و از آن طرف یک محصول یک شکل و یک رنگ را تحویل بگیرم، در اینجا  نه آن مواد اولیه‌هایمان مواد اولیه یکسانی هستند و نه آن مکانیزم و ساختار و خط تولید خط تولید صنعتی هست که اینگونه باشد. بلکه مدارک و مستندات بشری است، قوانین و مقررات جاری است و عده‌ای از انسان‌هایی که تخصص دارند، تعهد و تقوا دارند و توان دارند اما می توانند اشتباه هم بکنند و نظرشان تغییر کند.

پرونده‌ای که به شورای نگهبان می آید یک چارچوب قانونی است که در آن چارچوب قانون باید عمل کنند،  مثلاً طی مراحل هیئت‌های اجرایی و نظارت فرد بالا می‌آید، سپس مستندات و آن شرایطی که در ماده 28 قانون انتخابات وجود دارد و یا نکاتی که در ماده 29 یا 30 قانون انتخابات هست بررسی می شوند.

هیئت های اجرای و هیئت‌های نظارت و کارشناسان این موارد را بررسی می‌کنند و نهایت امر این است که باید رأی‌گیری شود؛  آن نظری که بیشترین رأی را می‌آورد می‌گوییم درست است؛ اینکه در عالم واقع و در مرحله ثبوت هم به اصطلاح علماء این هم درست است یا خیر خب معلوم نیست، در اینجا هم باید بگوییم که به خاطر حل مسائل اجتماعی آمده ایم و توافق کرده ایم که یک مکانیزمی را تعریف کنیم و این مکانیزم هم هرچه گفت بگوییم چشم.

 درست مثل پرونده‌ای که نزد قاضی مطرح می‌شود آیا در عالم واقع رأیی که می‌دهد بر محکومیت خوانده آیا درست است؟ معلوم نیست ، ولی گفتیم این قاضی هر چی گفت می‌گوییم چشم حتی اگر طرف ما معصوم باشد.

حضرت علی(ع) نیز در جریان طرح دعوا با فردی برای مشخص شدن مالکیت زره، نزد قاضی منصوب خودشان رفتند که در نهایت قاضی رای را به نفع آن فرد داد و حضرت امیر(ع) نیز تمکین کردند، پذیرش رأی قاضی توسط ایشان در چارچوب مساوئل و قواعد اجتماعی بود و به خاطر این بود که مسائل اجتماعی باید یک جایی قطع شود و از آن عبور شود.

 شورای نگهبان بعد از همه بررسی‌های قانونی که انجام می‌شود از جمله هیئت اجرایی و نظارت و مراجع چهارگانه و تحقیقات محلی،  اطلاعات در رابطه با اشخاص را  می‌دهد که بررسی می‌‌شود و بر اساس مستندات مشخص می‌شود که فرد صلاحیت ندارد و... بعد رأی می گیرند.

 قانون تعیین کرده که هر فرد باید نسبت به تعداد اعضای شورای نگهبان 7 رأی داشته باشد، اگر رأی نیاورد یعنی تأیید نمی‌شود و اگر رأی بیاورد یعنی تأیید  می‌شود اینکه آیا چه تأیید شود و چه نشود منطبق با آن واقعیت فرد هم هست یا خیر خدا می‌داند ولی به هرحال این مکانیزم تعریف شده و در جلسه شورای نگهبان رأی داده می‌شود.

در دوره‌های بعد دوباره این مسئله تکرار می‌شود و ممکن است مستندات جدیدی وجود داشته باشد پس فردی که در این مرحله تأیید شده است مثلاً در دوره نهم در دوره دهم تأیید نمی‌شود، مثلاً اگر یک نماینده‌ای از مجلس اول تا نهم بوده ولی در مجلس نهم مرتکب تخلف می‌شود و یک محکومیت قضایی پیدا می‌کند خوب طبیعتاً شما نمی‌توانید در مجلس دهم تأییدش کنید؛ حالا  می‌گویید که فلانی مثلاً پنج دوره نماینده بوده چطور می‌شود که در این دوره رد صلاحیت می‌کنید؟ و عکس این موضوع هم هسست اینکه می‌گوییم ما خط تولید صنعتی یکسان نداریم این است.

مراجع چهارگانه گاهی اوقات می‌نویسند که آن گزارشاتی که در دوره قبل داده بودیم کن لم یکن تلقی شود و آقایی با یک مستندات جدید و مدارک جدید آمده است و طبیعتاً رأی عوض می‌شود به همین سادگی ممکن است فردی که قبلاً تأیید نشده است الآن تأیید شود پس مدارک جدیدی آورده برای اثبات هویت و صلاحیت خود وآقایان هم رأی دادند به خاطر همین عرض می‌کنم که اینها مورد به مورد باید در شورای نگهبان یا هیئت مرکزی بحث شود و حسب مستندات پرونده و نهایتاً رأیی که اعضای شورای نگهبان می‌دهند، اینطور نیست که همه موارد در واقع در یک سیستم صنعتی تعریف شده باشد که هیچوقت هیچ تخطی از آن نشود.

* می‌گویند که فیلتر شورای نگهبان بعد از مجلس ششم کمی جمع تر شد و به نوعی شورای نگهبان دقت ونظرش را خیلی دقیق‌تر و موشکافانه‌تر و ریزتر و حساس‌تر اعمال کرد آیا چنین چیزی را قبول دارید؟

کدخدایی: تا مجلس ششم شورای نگهبان برای جمع‌آوری اطلاعات سیستم منظم نظارتی نداشت وچون شورای نگهبان 12 نفر 6  نفر از آقایان فقها و 6 نفر از آقایان حقوقدان که گرفتاری‌های دیگری هم دارند تا آن دوره زمان انتخابات یک افرادی را تعیین می‌کردند جهت نظارت برای هر استان ؛ ارتباط سیستماتیک با افراد وجود نداشت و اینها انتخابات را برگزار می‌کردند، یک گزارش می‌دادند و تمام می‌شد.

مدارک و مستندات خیلی با روش‌های صحیح علمی نگهداری نمی‌شد لذا ممکن بود که پرونده‌ها و سوابق به دقت مورد بررسی قرار نگیرد، وقتی هم که ثبت‌نام‌ها گسترده می‌شد امکان دقت نظر و بررسی سیستماتیک پایین می‌آمد،  مثلاً در ثبت نام مجلس ششم تعداد داوطلبان به نسبت دوره‌های قبل یک باره چند برابر می‌شود و دوباره مجلس هفتم به همین سرعت و... از مجلس ششم به بعد هم مقام معظم رهبری در یک فرمایشاتی و دیداری که با آقایان اعضای شورای نگهبان وقت داشتند نکاتی را فرمودند در خصوص ساختار شورای نگهبان اینکه شما به هر حال باید یک سیستم‌های ثبت و ضبط دائم داشته باشید در استان‌هایتان و نمایندگانی را داشته باشید که بتوانند با شما در ارتباط باشند مرکز تحقیقاتی ،استفاده از روش‌های الکترونیک و...

که از آن به بعد این اقدامات هم صورت گرفت و تشکیلات حداقلی را شورای نگهبان با استفاده از نیروهای مردمی در استان‌ها در نظر گرفت ، که در هر استانی دو سه نفر نیرو جهت ارتباط و شناسایی افراد ثبت و ضبط پرونده‌ها و نگهداری این پرونده‌ها باشد که هر دوره نخواهیم از صفر شروع کنیم.

در مرکز کشور هم این کار انجام شد،  برای اولین بار قبل از وزارت کشور الکترونیکی شدن تجمیع انتخابات و سوابق را انجام دادیم و بایگانی خیلی منظمی را در شورای نگهبان شکل دادیم، با این کارها دقت نظر شورای نگهبان بالا رفت نه اینکه به دلیل خاصی تصور می‌شد که شورای نگهبان آمده مثلاً فیلترها را تنگ‌تر کرده است.

در واقع کار را ما نظم بیشتری به آن دادیم، در یک سیستم داخلی پرونده‌ها و سوابق دیده می‌شود و به راحتی قابل دسترسی است و ان شاءالله دیگر این سوابق هیچوقت از بین نمی‌رود و یک بایگانی و آرشیوه بسیار خوبی از همه افرادی که ورود در انتخابات کردند شکل گرفته که حتی گاهی اوقات مثلاً دوستان ما د ر وزارت اطلاعات می‌گفتند ما همچین سوابقی را نداریم و سوابق خوبی هست هر لحظه آقایان اراده کنند اینها در دسترسشان هست .

با سیستم‌هایی که راه‌اندازی شده است هم دقت و هم سرعت بررسی‌ها بالا رفته است و طبیعتاً این دور که 12 هزار نفر ثبت نام کردند اگر ما با این روش‌های الکترونیکی و ثبت و ضبط مکانیزه وارد نشده بودیم قطعاً دشواری‌های زیادی را شورای نگهبان داشت، الآن نسبت به دوره قبل هم یک مقداری کار سخت‌تر شده ولی مجموعاً به دلیل اینکه ما آن زیر ساخت‌ها را تهیه کردیم خوشبختانه دیگر نگرانی از این مسئله وجود ندارد.

* بعضاً گفته می‌شود حضور حدود 12 هزار داوطلب برنامه‌ریزی شده و طرح ریزی شده بود، به ویژه اینکه شاهد بودیم افرادی که داوطلب حضور در مجلس شده‌اند که سابقه زندان دارند یا دارای جرم‌های مختلف امنیتی و سیاسی هستند، و خیلی از اشخاصی که در فتنه 88 حضور مؤثر داشتند و زندان رفتند و بازداشت شدند و یا بستگان نسبی آنها آمده‌اند و حاضر شدند یا کسانی که سابقه مخدوشی داشتند؛ این نحوه حضور را برنامه ریزی برای فشار به شورای نگهبان می‌دانید؟

کدخدایی: خیر ، ما در همه ادوار که ثبت نام که انجام می‌شوند به دلیل اینکه فیلتر خاصی نداریم برای ثبت نام اولیه،  همیشه یک تعدادی از این افراد هستند که ثبت نام می‌کنند و در همه ادوار هم بودند حالا تعدادش یک فراز و فرودی را داشته و یک شدت و ضعفی را شاهد هستیم، ولی همیشه تعدادی از افرادی را داشتیم که هیچگونه صلاحیتی ندارند ولی ثبت نام کردند من این را نفی نمی‌کنم؛ اما نمی‌خواهم این توهم را داشته باشیم که ثبت نام حداکثری الزاماً برای نظام یک امر منفی است؛ من اتفاقاً همان را مثبت فرض می‌کنم و آن را خیر می‌دانم.

علتش حضور و ثبت نام گسترده در انتخابات، شور و احساسات و علاقه مردم به نظام است، ما باید استقبال بکنیم.

البته باید مکانیزم‌هایی را تعریف کنیم مثل احزاب و... که افراد از همان اول اگر خودشان واجب شرایط نیستند دیگر ورود نکنند که دردسر برای خودشان و دستگاه‌های مربوطه ایجاد کنند، ولی اصل این را من به فال نیک می‌گیرم و معتقدم که نظام پایه‌هایش محکم‌تر از این است که حالا بخواهند 2 نفری که ثبت نام می‌کنند و وضعیت نا مناسبی دارند از این طریق بخواهند فشار بیاورند یا مشکلی را ایجاد کنند.

من این حضور را به عنوان نشانه علاقه‌مندی مردم به نظام جمهوری اسلامی ایران و اطمینان مردم نسبت به دستگاه‌های نظارت بر انتخابات می‌دانم، یعنی مردم این همه اعتماد و اطمینان دارند به دستگاه‌های برگزار کننده انتخابات و نظارت انتخابات که آمدند و ثبت نام کرده‌اند و خودشان را در معرض این کار قرار دادند ؛ و ما نباید این را اصلاً از این زاویه نگاه بکنیم که حضور این افراد به معنای اعمال فشار به دستگاه شورای نگهبان است.

شورای نگهبان چون سیستمش مکانیزه است انشاء الله در این جهت می‌تواند در این خصوص ورود داشته باشد وزارت کشور هم به همین صورت، البته ما باید نظام انتخاباتی‌مان را اصلاح کنیم، متأسفانه نظام انتخاباتی ما یله و رها است

کسانی که می‌آیند و حتی آن افراد صالح و شایسته‌ای که انتخاب می‌شوند چه در مجلس و چه در پست‌های دیگر،  عمومأ در جایی که قبلاً  بودند سیاست‌‌ورزی نکردند،  مگر کسی مسئول اجرایی بوده یا مثلاً یک دوره‌ای در مجلس بوده ، همیشه شاهد بودیم افرادی آمده‌اند مثلاً یک فرهنگی فرهیخته خیلی خوب در عرصه انتخابات ورود کرده که در واقع از قبل در مسائل سیاسی ورود نداشته و به قولی تمرین دمکراسی نکرده است،  می‌آید و در معرض انتخابات قرار میگیرد و ممکن است انتخاب شود و یا در آن مرحله‌ای که وارد می‌شود نمی‌تواند انجام وظیفه خوب داشته باشد.

در نظام‌های سیاسی جوامع دیگر به دلیل اینکه احزاب فعال هستند افراد آموزش می‌بینند،  در امر سیاست و بعد از سوی احزاب برای انتخابات معرفی می‌شوند، این معرفی شدن به معنای آن است که این فرد دارای معیارها و استانداردهای سیاست هست و می‌تواند در عرصه سیاست یک نقش مؤثر قابل توجهی را داشته باشد. احزاب برای کشورهای دیگر حکم حیاط خلوت جهت آموزش افراد را دارد.

متأسفانه چون در نظام سیاسی ما این مکانیزم وجود ندارد، ناچاریم از همه مردم دعوت کنیم که در ثبت نام حاضر شوند بعد فیلترهایی را بگذاریم که گاهی اوقات هم تبعاتی داردکه مثلا به شورای نگهبان ایراد گرفته می‌شود، و برای خود افراد که ثبت نام می‌کنند هم تبعاتی را دارد، چون در جامعه تأیید صلاحیت و یا رد آن معیار خوب و بد شناخته شده است اگر صلاحیت تأیید نشود بین خانواده و دوستان یک مقدار دچار مشکلاتی می‌شوند.

برای اینکه از بروز چنین مشکلاتی جلوگیری شود باید احزاب را بیاوریم به صورت مؤثر در جامعه فعال کنیم که بتوانند با یک هویت و شناسنامه مشخص فعالیت سیاسی در چارچوب نظام داشته باشند، الان که احزاب در عرصه غایب هستند، افرادی که وارد مجلس می‌شوند شما نمی‌شناسید، و هر کاری که انجام شود به پای خود آن فرد نوشته می‌شود، و معمولاً افرادی که در این وضعیت می‌آیند و آسیب‌هایی را به جامعه وارد می‌کنند چرا که هیچ کس پاسخگو نیست.

در صورتی که اگر احزاب وجود داشته باشند و فعال باشند، در قبال معرفی افراد آن حزب باید به افکار عمومی پاسخگو باشد و اگر نتواند پاسخگو باشد دیگر حزب نمی‌تواند در مجلس یا ریاست جمهوری حضور داشته باشد.

الآن نظام ما به گروه‌ها و جناح‌ها بهره‌دهی می‌کند اما متأسفانه هیچ پاسخگویی از آن طرف نمی بینیم، داریم فقط سوددهی می‌کنیم به گروه‌ها و جناح‌هایی که یک شبه به وجود می‌آیند و یک پست سیاسی اشغال می‌کنند و دیگر هیچگاه پاسخگو نیستند؛  و باید انشاء الله برویم به سمت آنجایی که این مراکز را ایجاد کنیم و با یک هویت و شناسنامه واحدی کنش‌های سیاسی‌مان را در جامعه بتوانیم مدیریت کنیم

* پیرو صحبت‌هایی که در مورد شورای نگهبان اخیرا شنیده می‌شود عمومأ این حرف‌ها از طرف افرادی بیان می‌شودکه صاحب نفوذ و صاحب تاثیرند، و بیان کردن این صحبت‌ها در عموم مردم و رسانه‌ها و مطبوعات ممکن است تردیدهایی را ایجاد کند  که مثلاً این چهره ‌دارد تردید می‌کند پس حتماً نکته‌ای وجود دارد؛  از طرفی در روند ثبت نام انتخابات خیلی‌ها بودند که محکومیت داشتند و در فتنه حضور داشتند می‌گویند که قطعأ حضور این طیف ریزش‌های زیادی را خواهد داشت، این افراد معتقدند با حضور گسترده خود بار روانی برای وجهه شورای نگهبان وارد می‌کنند . چقدر این صحبت‌ها می‌تواند در پروژه نفوذ تاثیر می‌گذارد؟

کدخدایی: مقام معظم رهبری تعبیر خوبی داشتند و گفتند که یک مرض بدی است که موقع انتخابات که می‌شود یک عده‌ای می‌گویند که انتخابات سالم نیست و دستگاه‌های نظارتی و اجرایی کارشان را خوب انجام نمی‌دهند ، ایشان این را به یک مرض تعبیر کردند.

یک بخشی از این حرف‌ها واقعا از روی بی اطلاعی است، اصلاً فرقی نمی‌کند که مسئول باشد یا یک فرد عادی باشد.

یادم است انتخابات 88 یکی از دوستان با جمعی از دانشجویان من را دیدند و گفتند در خصوص این انتخابات خیلی سوال داریم، صحبت کردیم و من توضیح دادم که چه اقداماتی شده است و چه کارهایی انجام شده است و آنها قانع شدند؛ گاهی اوقات واقعأ فرد اطلاع ندارد نکاتی را مطرح می‌کند که این برداشت‌ها از آن می‌شود.

خواهش می‌کنم دوستان و مسئولین و هر کسی در هر لباس و هر پستی اگر سوالی دارد و یا شبهه‌ای برای او وجود دارد مراجعه کند به شورای نگهبان و بپرسد،  البته گاهی اوقات می‌آیند ولی خیلی کم ، وقتی که این تردیدها ایجاد می‌شود نهایتاً این تردیدها به سمت نظام می‌رود نه شخص،  و بخشی از این نظام منی هستم که الان مسئولیت دارم ، یعنی مردم هم نسبت به ما هم بی اعتماد می‌شوند و طبیعتاً نباید این کار بشود، واقعاً ضربه زدن به نظام و مخدوش کردن چهره نظام به هر شکلی یک گناه نا بخشودنی است.

اگر حالا دوست یا رفیقم و یا همکارم تایید نشده است بروم و ببینم که دلایل چه بوده است، در انتخابات‌های گذشته برخی مسئولین مختلف کشوری مرتب مراجعه می‌کردند اعتراض می‌کردند بعضی قبول می‌کردند و بعضی هم قبول نمی‌کردند و اصلاً فرقی نمی‌کند که چه گروهی و یا چه جناحی.

مثلاً مراجعه می‌کردند نسبت به شخصی، ما پرونده را که نشان می‌دادیم می‌گفتند که قانع شدیم و گاهی اوقات اصرار می‌کردند که ایشان را می‌شناسیم و ما سند مراجع چهارگانه را نشان می‌دادیم،  گاهی اوقات دفتر مقام معظم رهبری می‌رفتند و ما توضیحاتمان را می‌دادیم و خوشبختانه چون مقام معظم رهبری همیشه تاکید بر اجرای قانون دارند و فقط توصیه‌شان این است که قانون اجرا شود و این سرمایه‌ای بود برای ما در دستگاه شورای نگهبان یا برای وزارت کشور ما هم بر اساس قوانین نظر می‌دادیم.

در دوره قبل من یادم هست یکی از آقایان یک زمانی رئیس مجلس بود مدام اصرار داشت نسبت به پرونده یک فردی، من به ایشان گفتم که شما پرونده فرد مذکور را ببینید و بعد هرچه رأی دادید ما همان را عمل می‌کنیم،که بعد از مشاهده پرونده قانع شد و نظر شورای نگهبان را پذیرفت.

گزارشاتی که به بعضی از مسئولین بلند پایه می‌دهند و چون آنها وقت مراجعه و مطالعه ندارند این تصور ایجاد می‌شود که خلافی صورت گرفته است، پیشنهاد می‌کنم در این گونه موارد مراجعه کنند و از محتویات پرونده تا آنجای که قانوناً و شرع اجازه می‌دهد مطلع شوند و قانع شوند و بعد صحبتی نکنند چون گاهی اوقات آدم صحبت‌هایی می‌شنود که دشمنان خارجی هم همان صحبت‌ها را می‌کنند.

موضوع این است که این کشتی انقلاب و نظام جمهوری اسلامی ایران اگر سوراخ شود به همه آسیب می‌رساند و ما چه به عنوان یک شهروند و چه به عنوان یک مسئول هم از جهت دینی و هم از جهت اخلاقی و هم از جهت تعهد اجتماعی‌مان مکلفیم در حفظ و صیانت از این کشتی انقلاب بکوشیم و نباید اجازه بدهیم که خدشه‌ای وارد شود.

* انتخابات می‌تواند یکی از اصلی ترین اهداف دشمن برای نفوذ باشد؟

کدخدایی: قطعاً اینگونه است، بحث نفوذی که مقام معظم رهبری فرمودند و تحلیل کردند و تاکیدی که ایشان روی نفوذ سیاسی داشتند در دیدار اخیرشان هم به صورت مختصر باز هم دوباره ایشان فرمودند، طبیعی است که دشمن بر روی پروسه انتخابات برای نفوذ سرمایه گذاری کند.

تجربه‌ای که نظام‌های سیاسی دیگری داشتند در طول سی و چند ساله‌ای که ما انقلاب کردیم، همه کشورهایی که ولو براساس مبانی خودشان یک انقلاب مردمی هم داشتند، بعد از یکی دو دوره با همین پروژه نفوذ مستحل شدند و دوباره برگشتند به همان رویه و روش قبلی‌شان؛ عده‌ای آمدند و ایثارگری کردند در آن جامعه و در یک مقطعی انقلابشان پیروزی شد و یکی دو دوره کشور با همان روحیه و همان نظام انقلابی شد ولی کم کم افرادی دوباره رفتند در آن مصادر امور که کشور را خیلی آرام برگرداندند به همان ریل قبلی.

هوشمندی مقام معظم برهبری است که در یک مقطعی بحث نفوذ را تبیین کردند و اهمیت نفوذ سیاسی را نسبت به نفوذ اقتصادی تعریف کردند و در بحث انتخابات یکی از راه‌هایی که این نفوذ می‌تواند صورت بگیرد ورود به مراکز مهم و حساس قانونگذاری ما و مراکز اجرایی ما و مراکزی که باید از طریق انتخابات هست و طبیعتاً دقت زیادی را می‌طلبد و به نظر من شورای نگهبان وظیفه‌اش سنگین‌تر و خطیرتر است و انشاء الله دوستانمان در شورای نگهبان این توجه را خواهند داشت.

* ممنون از فرصتی که در اختیار ما گذاشتید.

کدخدایی: من هم از شما ممنونم.

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: