به‌روز شده در: ۰۹ فروردين ۱۳۹۶ - ۱۸:۲۶
گفت‌وگو
آیت الله العظمی علوی گرگانی: نسبت به مسایل فرهنگی اخیر نگرانیم
دیدار شورای سردبیری "خیبرآنلاین" با یک مرجع تقلید
صرف نشستن افراد در کنار رهبری، معیار انتخاب نیست
گفت‌وگوی خواندنی "خیبرآنلاین" با علی‌اصغر زارعی
ناگفته‌هایی از نحوه ورود آیت‌الله مهدوی‌کنی به خبرگان
گفت‌وگوی‌ "خیبرآنلاین" با حجت‌الاسلام میرلوحی(2)
چه کسانی آیت‌الله مهدوی‌کنی را بایکوت خبری کردند؟
گفت‌وگوی‌ "خیبرآنلاین" با حجت‌الاسلام میرلوحی(1)
موضوعات شورا جهت رفع تکلیف مطرح می‎شود
عضو شورایعالی فضای مجازی در گفت‌وگو با "خیبرآنلاین"
آشنایی با یک خواننده جوان جبهه انقلاب
گفتگوی اختصاصی "خیبرآنلاین" با سید مهدی ضامنی
تاثیر دودهه زندگی در آمریکا بر ذهن ظریف
گفتگوی اختصاصی "خیبرآنلاین" با محمدصادق کوشکی(2)
سیاستمدار در تراز انقلاب‌ اسلامی نداریم
گفتگوی اختصاصی "خیبرآنلاین" با محمدصادق‌ کوشکی(1)
استراتژی حزب‌الله برای 4 سال پیش رو
گفت‌وگوی خواندنی "خیبرآنلاین" با حسین الله‌کرم
بزرگترین اشتباه سیاسی‌ عمرم رای به خاتمی بود
گفت‌وگوی "خیبرآنلاین" با مهدی کوچک‌زاده (2)
کد خبر: ۴۹۰۸۶
تاریخ انتشار: ۱۱ اسفند ۱۳۹۴ - ۱۴:۰۵
برنده‌ها و بازنده‌های اصلی
مشکل اصلی جبهه انقلاب، کماکان بلاغت است. اینکه حرف خوب و صحیح داشته باشی نیمی از راه است و نیمه اصلی راه شیرفهم کردن و رساندن آن حرف منطقی به مردم است. مردم باید در لابلای گزاره های سیاسی و گفتمانی ما، درد و دغدغه خود را بیابند
"خیبرآنلاین" - علیرضا معاف * /

1. تحلیل آرای 2 نفر در انتخابات اسفند 94 از اهمیت بیشتری برخوردار است: حسن روحانی و علی لاریجانی.

اگر انتخابات خرداد 94 را مبنای ریل گذاری انتخابات خرداد 96 بدانیم، حسن روحانی باید به غایت نگران شده باشد.

اولا تعداد رای روحانی نسبت به واجدان رای استان تهران 26 درصد و نسبت به شرکت کنندگان کمتر از 50 درصد بود که نسبت به انتخابات ریاست جمهوری 92 افت داشته است.

ثانیا حسن روحانی با وجود آنکه در هر 3 لیست اصلی انتخابات قرار داشت (جامعه مدرسین، جامعه روحانیت، لیست هاشمی) و همزمان به دلیل رییس جمهوربودن از تمام ابزارهای تبلیغات رسمی بهره مند بود، در جایگاه نفر سوم و آن هم پس از محمد امامی کاشانی - امام جمعه آرام تهران - قرار گرفت. (این رای نشان می دهد او رای شخصی نداشته و در لابلای لیست ها رای آورده است). قبل از انتخابات اخباری موثق در اختیار داشتیم که روحانی به شدت از اول نشدن در تهران نگران است و حتی برای برنامه ریزی کسب رای اول تهران، ستادی غیررسمی به ریاست حسام آشنا شکل گرفته، ستادی که عکس روحانی را جلوتر از هاشمی بهرمانی و اسم او را سرلیست حامیان دولت قرار داد و با اسم هاشمی جابجا کرد. درست در همان زمان، هاشمی در جمله ای تحقیرآمیز گفت که آرای روحانی تا یک هفته به انتخابات 92 فقط 3 درصد بوده و به دلیل حمایت هاشمی، روحانی رییس جمهور شده است.

روحانی تمایل داشت با رای اول در استان تهران و موج پسینی آن هم برای انتخابات 96 استارت خوبی بزند و هم از زیر سایه و منت هاشمی بالاخره خارج شود ولی چنین نشد (و حتی دوم هم نشد)!

ثالثا تا اینجای کار در کل کشور - به غیر از استثناء تهران - بسیاری از مخالفان مشهور روحانی در اکثر کلانشهرها و شهرهای متوسط رای خوبی آورده اند و اتفاقا سینه چاکان برجام اکثرا از راهیابی به مجلس بازمانده اند. این نشان می دهد برجام در اولین محک رای مردم ناکام بوده است و رفراندوم برجام رأی نیاورده است.

رابعا روحانی احتمالا عاقلتر از آن است که آرای تهران به سرلیستی عارف را محصولِ دولت خود و برجام بداند. عارف نماد بی توجهی دولت به اصلاح طلبان شده بود و ایثار عارف در انتخابات 92، نَه معاون اولی بلکه یک وزارتخانه را هم نصیب عارف نکرده بود (درباره تحلیل رای تهران در ادامه سخن خواهیم گفت)

خامسا و از همه مهمتر: کاهش معنادار آرای هوشمند مردمِ بابصیرت قم به متّحد عملیاتی روحانی در تصویب برجام یعنی علی لاریجانی و دوم شدن لاریجانی در قم، زنگ خطری برای روحانی و پروژه اصلی دولتش – برجام - است. لاریجانی چوب برجام را خورد. مقصر شکست لاریجانیِ رئیس مجلس از یک چهره نسبتا گمنام، پروژه برجام است. مردم فتح الفتوح برجام را باور نکرده اند و همانطور که رهبری فرمودند، خسارات سنگین کشور در این پروژه دولت را ادراک کرده اند. لاریجانی باید تاکتیکهای خود را براساس راهبردهای انقلابی تنظیم می کرد نه اینکه راهبردهای انقلابی خود را براساس تاکتیکهای سیاسی تغییر می داد. البته مردم قم به علی لاریجانی فرصت بازسازی و بازنگری در روشهای سیاسی را داده اند که امیدواریم لاریجانی از این فرصت بهره ببرد.

سادسا را در آینده توضیح بیشتری خواهیم داد که این انتخابات سایه سنگین احمدی نژاد را بر سر روحانی و دولتش سنگین تر کرد. کافی است همزمان به تحلیل الگوی رای دهی و ترکیب آرا در مشهد و قم و اهواز و کرمانشاه و زاهدان و کرمان و بیرجند و ارومیه و نیز بسیاری شهرهای کوچک و متوسط توجه نمود. محرومین، مستضعفین، روستاییان، طبقات اقتصادی پایین دست، استان های کمتربرخوردار که هنوز از دولت جدید خیری ندیده اند، دلیلی ندارد دوباره به شخصی رای دهند که در انتخابات 92 قول داد مسکن مهر را تکمیل می کند و پرداخت یارانه را ادامه می هد ولی به وعده هایش عمل نکرد.

سابعا عارف اگر رئیس مجلس شود، دلیلی ندارد که اصلاح طلبان 4 سالِ دولت بعد را با رحم اجاره ای (به تعبیر حجاریان) طی کنند و احتمالا با گزینه اختصاصی خود خواهند آمد و اگر عارف رئیس مجلس نشود (که احتمالا به دلیل ائتلاف دولت و لاریجانی نمی شود) حتما برای انتقام از دولت در سال 96 اصلاح طلبان وارد میدان خواهند شد. اصلاح طلبان بارها نشان داده اند ظرفیت و جنبه قدرت ندارند و حتی وقتی بوی قدرت به مشامشان می خورد، ایثار و گذشت و همکاری های تاکتیکی را فراموش و انحصارطلبی خود را در پوشش راهبردهایِ گفتمانی مطلوبشان پی می گیرند.

ثامنا این انتخابات نشان داد همانطور که بارها گفته ایم، دولت روحانی دولت فاقد بدنه اجتماعی رای سازِ مستقل است و افرادی که به نام اعتدال (نه اصولگرا - نه اصلاح طلب) رای آوردند، به سختی 5 درصد منتخبان را تشکیل می دهند.

اگرچه اصولگرایان در تهران غافلگیر و در کشور کامیاب شدند و اصلاح طلبان در کشور زمینگیر و در تهران پیروز شدند ولی دولتِ بی هویت و فاقدِ گفتمان و فاقدِ تئوری روحانی دقیقا نمی داند چه بهره ای از این انتخابات برده است و برای چه چیزی باید شادی کند؟ رای سوم روحانی در تهران - بعد از امامی کاشانی - و رای دوم لاریجانی – بعد از امیرآبادی - و عدم رای آوری همراهان برجام در بسیاری از شهرها کام پاستورنشینان را تلخ کرده است.

نمی دانم دولت اتاق فکری دارد یا نه و مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری به جز رصد و محدودسازی رسانه های منتقد به کار دیگر مشغول است یا نه؛ ولی روحانی اگر تیم مشاور فکری و برنامه ریزی خود را خانه تکانی نکند، پیش بینی اکثر نخبگان و سیاسیون محقق خواهد شد که دولت روحانی، اولین دولت 4 ساله جمهوری اسلامی خواهد بود، به خصوص اگر نظام، به بازگشت احمدی نژاد تمایل نشان دهد.

2. رای متفاوت مردم "جهان شهر و اَبَرشهرِ تهران" با سایر و اکثر استان ها و کلانشهرها و شهرهای متوسط و کوچک کشور، شباهت شگرفی به تفاوتهای رای تهران با کشور در انتخابات ریاست جمهوری سال 88 دارد.

تهران پدیده عجیب، متکثر و پیچیده ای است و پرونده پرحکایت و روایت عجیب تری دارد. اگر از خیابان پیروزی و میدان شهدا در شرق تهران تا منتهاالیه غربی تهران (شهرک اکباتان) سیر و سیاحت و تفرج کنید، گویی در 2 کشور متفاوت و 2 اقلیم متهافت قدم زده اید و اگر از شمیران تا شهرری طیِ مسیر کنید، انگار با 2 دنیا و 2 عالم مختلف و غیرمؤتلف آشنا شده اید.
 
پدیده متضلّع و چندوجهی تهران هر سیاستگزار اجتماعی، مدیر سیاسی، جامعه شناس، مغز اقتصادی، شخصیت فرهنگی و یا حتی هر ناظر خارجی را به تأمل و تفکر و گاهی تحیّر و تحیّز وا می دارد، به خصوص آنکه همنشینی نام تهران در سالهای اخیر با نام بغداد، مسکو، بیروت، صنعا و دمشق، بر اهمیت تهران افزوده است. در پاسخ به این سؤال راهبردی و محوری که چرا درک و استدراک، شناخت و معرفت و فهم و مفاهمه تهران مهم و کلیدی است باید دانست که اهمیت تهران علاوه بر آنکه باید از 4 حیث «ژئودینامیک»، «ژئواستراتژیک»، «ژئوپلیتیک» و «ژئواکونومیک» مورد مداقّه و تعمّق قرار گیرد، می بایست به دلایلی که تهران را به کانون توجهات اجتماعی و فرهنگی مبدل نموده است، عنایت تحلیلی و التفات تفصیلی نمود.

تهران نه فقط پایتخت سیاسی ایران که مرکز ایران نیز هست. انقلاب اسلامی در قم متولّد می شود ولی در تهران به سن بلوغ می رسد، هرچند وجه تأسیسی انقلاب اسلامی متأثّر از قابلیت های فقهی و سیاسی شهرهای قم و حتی نجف است ولی وجه تثبیتی و شکوفایی عملی انقلاب در بستر تهران محقق می شود. فتنه 78 و 88 در تهران رقم می خورد و هرچند محدود به چند خیابان مرکزی تهران است اما برنامه ریزی فتنه گران در همین چند خیابان، نظام اسلامی را و کارآمدی نهادهای امنیتی ملی را به چالش می کشد و جالب آنکه هر 2 فتنه اصغر (78) و فتنه اکبر (88) در همین تهران و با حضور مردم تهران در 23 تیر 78 و 9 دی 88 رفع می شود و البته نظام هم به مدد حضور هدفمند مردم قدرتمندتر می شود.
 
ابعاد و اعماق تهران فراتر از کنش های سیاسی و واکنش های اجتماعی است، تمام مراکز حکومتی و وزارتخانه ها در تهران است، صداوسیما آنقدر متأثّر از حضور فیزیکال در شمال تهران است که انگاره شمیرانیزه بودن و تهرانیزه بودن را سالها با خود حمل کرده است، بهترین دانشگاه  های کشور در تهران است، معتبرترین پژوهشگاه های کشور هنوز در تهران است، پیشرفته ترین بیمارستانهای تخصصی در تهران است، گردش مالی بورس و بازارهای تهران در یک روز 3 برابر گردش مالی کل کشور است، شلوغ ترین جلسات روضه اهل بیت(ع) و اصلی ترین جریانات مداحی و تبلیغ کشور در تهران حضور دارند، ناشران مطرح و کتابفروشی های تهران اصلی ترین سهم اقتصاد نشر را تشکیل می دهند، دفتر اداری و نظامی رهبر معظم انقلاب، پارلمان و مجلس شورای اسلامی، هیئت دولت، شورای نگهبان، ستاد فرماندهی ارتش و سپاه، همه و همه در تهران هستند، کتابخانه ملی، بانک مرکزی، دفتر تمام نشریات مکتوب ملی و خبرگزاری های کشور در تهران است و...

تهران یک شهر چندساحتی، چندوجهی و ذوابعاد است و همه وجوه سبک زندگی تهرانی ها و تهران نشین ها بر کلانشهرها، شهرهای متوسط و حتی روستاها می تواند تأثیر بگذارد. عناصر هویتی تهران، متکثر و گاه متعارض است و تهران که در منظومه تمدن سازی نظام اسلامی قرار بود امّ القری باشد، اکنون از آسیبهای اجتماعی و فرهنگی دردناکی رنج می برد و البته عظیمترین فرصت ها و ظرفیت های پیشبرنده تفکر عمیق حکومت ساز و تمدن ساز هنوز منتظر پتانسیل های پنهان تهران است. هرچند مسائل اجتماعی تهران می تواند مقدمه رفتارهای سیاسی ساختارشکن گردد اما تهران نشان داده است که توانمندی حل و فصل منازعات اجتماعی و سیاسی درون خود را دارد.
 
تهران را باید فهمید، باید شناخت و باید مطالعه کرد. مردم تهران را با همه هویت تاریخی و فرهنگی تهران باید به ارزیابی نشست. ردّ پای ری و گندم ری در حادثه کربلا تا ردّ حضور اشراف بالانشین در فتنه سازی های اجتماعی و سیاسی سالهای اخیر اثبات می کند که «خوانش تهران» نه یک امر مستحب بلکه یک فریضه واجب و ضروری است. شهر تهران اگر مطالعه نشود نمی توان بسیاری از رخدادهای تهران را فهمید. اگر تهران تب کند، ایران لرز می کند، و اگر تهران بلرزد، ایران آشفته می شود. در کنار همه اینها باید توجه نمود که تهران پدیده معظمی است. شاید به تعبیری، تهران، پیچیده ترین پدیده اجتماعی است. تهران در سال 84 به احمدی نژاد هم رای بالایی داد. برای مطالعه راهبردی یک شهر نمی توان با استفاده از یک دیدگاه صرف، همه پیچیدگی های آن را درک کرد. مشکل شهرشناسی این است که قلمرو آن بسیار گسترده و اموری چون معماری، ترافیک، تجربه زندگی شهری، رفتار جامعه، مسکن، برنامه ریزی و... را شامل می شود. به سختی می توان موضوعی را یافت که در حوزه شهری بی تاثیر باشد. تهران شناسی مستلزم بهره گیری از علوم و رشته های گوناگون است: جغرافیا، جامعه شناسی، جمعیت شناسی، تاریخ، روانشناسی اجتماعی، تاریخ اجتماعی، اقتصاد سیاسی شهر و... از جمله رشته های مرتبط با شهرشناسی است. در آثار مرتبط با تهران برخی به تحلیل زندگی شهری، برخی به توصیف شکل و ساختار شهری، برخی به تاریخ رشد شهر تهران، برخی به تحلیل رفتار انسانها در تهران، برخی به اثرات جغرافیا در تهران و برخی به اثرات تاریخ بر تهران پرداخته اند اما آنچه که در این انتخابات اهمیت مضاعف یافت، سبک زندگی تهرانی و مسائل فرهنگی تهران است که در این کنش سیاسی موثر بود. رای تهران بیش از آنکه یک رای سیاسی باشد، فرهنگی و مبتنی بر یک کنش فرهنگی بود. تهران دچار شکاف شدیدی با همه کشور شده است و درباره این شکاف باید مطالعه و گفتگو کرد.

3. نمی توان از نقش آرای منفی در این انتخابات سخن نگفت. اصطلاح آرای منفی در جامعه شناسی علوم سیاسی به آرایی اطلاق می شود که یک فرد به دلیل انبوه تخریب ها و تهمت های پیشینی دچار آن است. متاسفانه آرای منفی آیت الله جنتی و آیت الله مصباح که ناشی از سرمایه گذاری 2 دهه ای فتنه گران و غرب دوستان در کشور ماست، موثر افتاد. آیت الله جنتی 10 سال است که تحت بمباران جوک، تخریب و هتاکی است و علامه مصباح نیز از سال 76 به شکل هدفمند، تخریب می شود تا جایی که از برخی موجهین غافل هم حتی می شنویم که ایشان سابقه مبارزاتی نداشته و در انقلاب همکاری نکرده است و...

دردناکترین اتفاق جمعه پیش برای نگارنده عدم حضور حضرت استاد مصباح در خبرگان آتی است. هرچند اکثریت خبرگان از شاگردان و علاقه مندان و ارادتمندان ایشان هستند و تفکر عمیق مصباح در مجلس خبرگان تکثیر شد و استمرار یافت. «مصباح دوستان» (تعبیر شهید مظلوم آیت الله بهشتی در وصف علامه مصباح یزدی) برای نسل انقلابی امروز، نه فقط برای روشنگری های اندیشه ای و راهگشایی های فلسفی، بلکه برای کلاس «دشمن شناسی» بهترین استاد بوده است. بسیاری از لندن نشین های حامی فتنه سبز، همکاران پروژه های امنیتی براندازی جمهوری اسلامی و انقلابیون مطرود امروز انقلاب، همگی قبل از آنکه تشت رسوایی آنها نمایان شود، دوره ای از مخالفت و هتک حرمت و تهمت و افترا را در مقابل آیت الله مصباح گذرانده اند. البته از همه اینها گذشته معیار اصلی ما برای شناخت آیت الله مصباح یزدی، تاییدات و تمجیدهای بی مانند رهبر معظم انقلاب حضرت امام خامنه ای از ایشان است. عیار عماری علامه مصباح به اعتبار خورشید خراسان درخشنده است...

به جرأت می توان گفت که استاد آیت الله مصباح یزدی از جمله شخصیت هایی بود که در سالهای موسوم به دوران اصلاحات آمریکایی، حجم وسیعی از جوسازی ها برای تخریب شخصیت وی صورت گرفت تا او را از صحنه تاثیرگذاری فرهنگی فکری و معرفتی کشور خارج سازد، اما از آنجا که ورود این اسلام شناس وارسته در عرصه مباحث فرهنگی و سیاسی جامعه براساس انجام وظیفه الهی بود، نه تنها این امواج اهانت آمیز خللی در ادامه حرکت روشنگرانه وی ایجاد نکرد، بلکه عزم ایشان را بر پیمودن مسیر حقشان راسختر ساخت. آیت الله مصباح در دوران اصلاحات در نقطه مرکزی حملات رسانه ای بدنه اصلاح طلبان منحرف بود. جالب اینکه در اکثر این مقالات، گزارش ها و مصاحبه ها دلیلی بر این مدعاهای توهین آمیز ذکر نمی شد! با مطالعه تمامی این مطالب به خوبی روشن می شود که «کثرت استعمال و تکرار ادعا» موثرترین روش آنان برای تأثیر اتهام در اذهان عمومی بوده است. البته اهانت کنندگان دوران اصلاحات به آیت الله مصباح در آن دوران هنوز مقداری از جیره "آبروی انقلابی" برخوردار بودند و تا وقوع فتنه 88، وابستگی و انحراف آنها به خوبی نمایان نشد. بعد از فتنه 88 پرده نفاق بالا رفت و مردم حقیقت بسیاری از اشخاص و جریان ها را مشاهده کردند. در دوران اصلاحات از جمله اهانت هایی که به طور مداوم نسبت به آیت الله مصباح یزدی روا داشته شد، معرفی ایشان به عنوان «تئوریسین خشونت» بود.

هرچند استاد رأی نیاورد اما انقلاب یک گام گفتمانی رو به جلو برداشت و دوقطبی مجعول "اعتدالی – افراطی" و دوگانه تقلبی "میانه رو - تندرو" و حتی دوئیّت منسوخ شده "اصولگرا - اصلاح طلب" جای خود را به دوقطبی حقیقی، منطقی و مبنایی "انگلیسی - ضدانگلیسی" داد.

امام خامنه ای با یک فنّ بدل هوشمندانه و در اقدامی جهت ساز، ابرپارادایم و ابرگفتمان "ضدیت با استکبار آمریکایی و استعمار انگلیسی" را در یک انتخابات حساس، مصداق عینی بخشید و حمایت انگلیس که استاد تفرقه و تفریق و تفرّق است، از قضا، ناخواسته و نادانسته، باعث و عامل وحدت مبنایی، عقلانی و راهبردی همه علاقه مندان انقلاب، دغدغه مندان اسلام و انقلابیون اصول مدار شد و جالب آنکه در انتخاباتی که هنوز ماجرای "وحدت یا خلوص" از مناقشات نظری معرفتی انقلابیون خارج نشده بود، هجمه انگلیس به مثلث "تقوا، بصیرت، استقامت" وحدتی بی سابقه در حمایت از مثلث "ضداشرافیت، فتنه انگلیسی، ضدفتنه" رقم زد و این مثلث هماهنگ و همفکر، روشنتر از همیشه انگلیس دوستان و انگلیس پرستان را در تاریخ 100 ساله اخیر رسوای ایرانیان کرد. انحراف مشروطه از اهداف اولیه خود، نقش آفرینی ذکاءالملک فروغی در تاسیس و تثبیت استبداد پهلوی اول و وابستگی پهلوی دوم، تلخترین خاطرات مشترک ایرانیان از انگلیس خبیث است و اکنون بر همگان روشن شد که اگر مشروطه، امام سید علی خامنه ای داشت، به انحراف نمی رفت و کشور دچار عقب ماندگی و استبداد و فساد 50 ساله پهلوی های بی سواد و فاسد نمی شد.

هرچند گفتمان ضدانگلیسی با تدبیر امام خامنه ای غلبه یافت اما متاسفانه این گفتمان – به دلیل ضعف رسانه ای - برخی مصادیق خود را نشناخت و در نتیجه آرای تهران خود را نشان نداد؛ هر چند در آرای همه استانها این گفتمان ضدانگلیسی برنده شده است.

4. این انتخابات پدیده های قابل تامل دیگری داشت.

اول: پدیده عبرت آموز شکست قاطع لیست صدای ملت و پایان توهمات علی مطهری است که حتی در میان 60 نفر اول، یک نفر هم از آن لیست پرادعا قرار نگرفت. (علی مطهری با لیست اصلاحات رای آورد) روانشناسی علی مطهری و تطورات او از لیست احمدی نژاد (مجلس هشتم) تا لیست اصلاحات نیاز به بررسی دارد.

دوم: پدیده ردّصلاحیت حمید رسایی که بسیاری از مخالفانش هم او را نماینده ای پرکار، رسانه شناس و استاندارد می خوانند نیز نیاز به مطالعه دارد، رسایی درگیر پرونده سازی مغرضانه و فتنه ای پیچیده و سخت شد ولی هرگز به اشتباه نیفتاد و محکمتر از قبل از شورای نگهبان دفاع کرد.

سوم: پدیده فراکسیون رهروان و کاظم جلالی بود که مثلاً رئیس فراکسیون رهروان ولایت و منسوب به اصولگرایان بود ولی در چشم به هم زدنی اصلاح طلب شد و اصلا به روی مبارک نیاورد که در سال 88 خواهان اعدام سران فتنه شده بود (گاهی دلم برای بدنه رای اصلاح طلبان می سوزد که به جلالی و بهروز نعمتی رای داده اند و فکر می کنند گفتمان اصلاحات را بسط داده اند!). توده های مردم اینطور مواقع اصطلاح حزب باد را برای افراد به زبان می آورند.

چهارم: پدیده تبلیغات میلیاردی برخی برای ورود به مجلس خبرگان بود که هنوز اسپانسر این عزیزان را نمی شناسیم!

5. اگر 32 میلیون نفر از 54 میلیون نفر واجد شرایط در انتخابات شرکت کرده باشند؛

اولا میزان مشارکت حدود 57% بوده است که نسبت به مجلس نهم که 64% بود، 7 درصد کاهش نشان می دهد و لازم است در علت کاهش آرا مداقّه شود و عوامل آن لیست و تحلیل شود (به خصوص دولت به این مداقّه، بیشتر نیاز دارد).

ثانیا لازم است مراکز راهبردی و دغدغه مندان انقلاب، بدون پیشداوری، علت عدم نقش آفرینی 22 میلیون ایرانی در انتخابات را آنالیز و کشف کنند. مثلا نقش ناکارآمدیهای اقتصادی و نابسامانیهای اجتماعی و... در این عدم حضور بخشی از مردم بررسی شود.

ثالثا حضور 57% مردم در مقایسه با نصابهای رای در دنیا کماکان در رتبه برترین های جهان قرار می گیرد که می توان از این ظرفیت در سیاست خارجی و به خصوص تحولات منطقه ای بهره جست. ای کاش این پتانسیل ها در دولت قدر دانسته شود.

6. درباره فرآیندها و پروسه های انتخاب نهایی افراد لیست ائتلاف اصولگرایان نیز باید بحث کرد. واقعیت آن است که این لیست حتی مورد پذیرش بدنه انقلابی، فعال و رای ساز اصولگرایان قرار نگرفته بود چه برسد به آنکه در طیف میانه و خاکستری جامعه برانگیزاننده باشد. هرچند ظرفیت سنتی رای اصولگرایان که عمدتا در مناطق جنوب و شرق تهران نقش آفرینند، از باب اضطرار و مصلحتی مهمتر، به شکل نسبی به این لیست رای داد اما حضور عناصری چون ابوترابی و مظفر که هم در فتنه و هم در برجام، رفتار آنها باعث آزردگی جوانان انقلابی و جناح مومن شده بود و نیز اضافه شدن عناصر ناشناخته ای که صرفا با سفارش برخی افراد در لیست قرار گرفته بودند، باعث ایجاد حفره هایی نچسب در لیست شده بود. عصر چهارشنبه در برخی میادین تهران نوجوانان 16، 17 ساله را می دیدم که با شوق لیست ناشناخته اصلاحات را توزیع می کردند ولی بسیاری از دانشجویان فرهیخته انقلابی را سراغ دارم که تا روز جمعه به فکر جایگزین های لیست بودند. بدنه رای اصولگرایان از آن جهت که تکلیف مدارانه می اندیشند و سیاست ورزی اخروی و آخرت اندیش دارند، تک تک افراد لیست را بررسی می کنند ولی بدنه رای اصلاحات پادگانی، یکپارچه و کامل به لیست رای می دهند. نتایج تهران نشان می دهد نمودارها و الگوهای رای دهی تهران حالت لیستی پیدا کرده است و اگر شرایط فعلی فقدان تشکیلات های منسجم و شناسنامه دار در کشور حاکم باشد، از لیست ها، صرفاً باندهای سیاسی پرقدرت تر و پرثروت تر منتفع خواهند شد. مکانیزم تولید ثروت از قدرت و تولید قدرت از ثروت، مکانیزم شناخته شده ای در غرب است که واردات این مکانیزم به کشور ما از دوره کارگزاران سازندگی آغاز و آفات آن ادامه یافته است. ای کاش شورای مرکزی ائتلاف اصولگرایان این فراز سخنان امام خامنه ای را در عمل رعایت می کردند که فرمودند: «آن کسانی که این فهرستهای پیشنهادی را می دهند، واقعاً رعایت حق را بکنند؛ مسئله‌ رفیق‌بازی و جناح‌بازی و مانند این چیزها را دخالت ندهند و نگاه کنند ببینند که چه کسی واقعاً شایسته است؛ آن کسی را که شایسته است بگذارند و به مردم معرّفی کنند. این هم یک بخش و یک بُعد از رعایت حقّ‌النّاس است.»

7. لیست اصلاح طلبان در تهران از مدلی شبیه به لیست آبادگران در مجلس هفتم بهره برده بود و حضور چهره های جدید برای مردم، نوعا جذاب است. جریان اصولگرا در انتخابات مجلس هفتم اجبارا با چهره های جدیدی به میدان آمده بود و برنده شد ولی در سالهای بعد نتوانسته بود گردش نخبگانی را در هرم اصولگرایی سامان دهد. در بین جوانان 30 تا 40 ساله معتقد به حاکمیت اصولگرایی در کشور، صدها نخبه دانشگاهی، دانشمند تراز بالا، فضلای حوزوی و مجربین تازه نفس وجود دارد که متاسفانه پیرمردهای بعضا خسته که قصد بازنشستگی و استراحت ندارند، فضا را برای این جوانانِ توانمند خالی نکرده اند. (جریان اصلاحات از چنین ظرف عظیم فرهیخته و باسوادی محروم است ولی به اندک رشدیافتگان معتقد به اصلاحات میدان می دهند). جوانان اصولگرا را فقط امام خامنه ای می فهمد، درک می کند و بها می دهد و آنها نیز با امام خود ارتباطی قلبی - معرفتی و فکری دارند و در بزنگاهها همین جوانان خط قرمزها و مواضع امام را بهتر فهمیده و محکمتر پیگیری می کنند. شاید این خانه تکانی اجباری حکمت آلود، آغاز بروز و حضور رویش های پرتوان انقلابی باشد. رهبر معظم انقلاب حدوداً یک ماه پیش در دیدار دست اندرکاران همین انتخابات فرمودند: «عقل و فهم همین جوانان انقلابی و حزب‌اللهی و تحلیل آنان در مورد مسائل در موارد زیادی، از برخی بزرگترها بهتر است.»

8. یکی از ترفندهای همیشگی جریان اصلاحات آن است که حتی اگر زمام امور را مطلقا در دست داشته باشند، ژست اپوزیسیون خود را حفظ کرده و طلبکار می ماند. نسبت اصلاح طلبان با دولت روحانی نیز چنین تعریف شد. در انتخاباتهای ایران معمولا کسی که حافظ وضع موجود (آن هم نامطلوب) تلقی شود، توسط مردم پس زده می شود و اگر کسی ناقد وضع موجود باشد، مورد توجه نسبی قرار می گیرد. اصلا طلبان که تا خرخره در دولت یازدهم غرقند، خود را جدای از دولت معرفی می کنند و مسئولیت ناکارآمدی های اقتصادی فراوان دولت پیرمرد یازدهم را نمی پذیرند. بخشی از مردم تهران رکود بازار و نابسامانی اقتصاد را ناشی از عملکرد اصلاح طلبان نمی پندارند.

9. نکته مهم دیگر آنکه تجمیع و همنشینی 2 انتخابات مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان رهبری اشتباه است و در این زمینه نیاز به اصلاح قانون داریم. انتخابات مجلسِ علمایی خبرگان، در سطح و ترازی متفاوت از انتخابات مجلس شورای اسلامی است. در مجلس شورای اسلامی تزاحم و تضاد و اصطکاک بر سر منافع بسیار امر طبیعی است ولی کلاس، رتبه، سطح، شان و ساحت مجلس خبرگان از این مقولات مبرّاست و منیت و هواپرستی در مجلس خبرگان مذموم است. یکی از دلایلی که مجلس خبرگان از حضور استوانه هایی چون آیت الله محمد یزدی، علامه مصباح، آیت الله مدرسی، آیت الله باقری کنی محروم شد آن بود که موج انتخابات مجلس شورا در تهران به انتخابات مجلس خبرگان سرایت کرد. در واقع ایده عددی 30+16 یکی از اشتباهات فاحش این دوره بود. تاثیر و تاثّر مدلهای 2 انتخابات مجلسین بر هم آنجا آشکار شد که برخی کاندیداهای خبرگان - که اتفاقا رای هم آوردند - تبلیغات میلیاردی و حجیم به شیوه انتخاباتهای شهرستانها راه انداخته بودند که هرچند مشمئزکننده و خلاف شئون انتخابان خبرگان است ولی هرگز نکوهش نشد و متاسفانه صداوسیما و رسانه های انقلابی نیز هنوز واکنشی به این پدیده زشت نشان نداده اند.

10. اغتشاش گفتمانی از آسیب های اصلی لیست های جامعتین در این انتخابات بود و لیست های انتخابات خبرگان مرزبندی گفتمانی و یا مصداقی نداشت. حضور مصلحتی روحانی در لیست جامعه مدرسین و حضور عاریتی هاشمی در لیست جامعه روحانیت و مشترکات فراوان لیست های رقیب باعث آشفتگی نظری و اغتشاش گفتمانی شده بود و اکنون نمی توان به درستی وزن کشی های خبرگان را تحلیل کرد. در استانهایی که این تفکیک به درستی و مبتنی بر الگوهای گفتمانی شکل گرفته بود نتیجه آرا نیز دچار آنارشیسم نشده است. (مانند خراسان رضوی)

11. صداوسیما استراتژی سیاسی ندارد. کسی که ماهواره می بیند یا صداوسیما یک پیام مشترک دریافت می کند که 2 سالِ اخیر دولت روحانی – که اصلاح طلبان نیز باید مسئولیت آن را بپذیرند – آنقدر هم بد نیست که زاکانی و شریعتمداری و بذرپاش و حدادعادل و رسایی و یا فواد ایزدی و میرکاظمی می گویند. افکار عمومی نمی داند IPC چیست؟ در خرید ایرباس چه دلال بازی کثیفی در جریان بوده، برادر رئیس جمهور صرافی غیرقانونی دارد و کاسب تحریم بود، برجام تحریم های اصلی و کلیدی را نه لغو و نه رفع می کند، بیکاری و رکود اکنون در تاریخ دولتهای بعد از جنگ بی سابقه بوده، عامل افت قیمت نفت زنگنه بوده، قرار است مدارس دولتی، خصوصی شود، در قضیه بورسیه ها دولت یازدهم دروغ گفت و به جوانان ظلم کرد و دهها مسئله دیگر...
 
فتح الفتوح نمایی از برجامی که رهبر معظم انقلاب آن را خسارت بزرگ و ضعیف و مبهم می خواند، اشتباه راهبردی صداوسیما در ماههای اخیر بود. صداوسیما هم چوب می خورد و هم پیاز. اینکه عامل تحریم ها فتنه 88 بوده است و آمریکاییها بعد از ناکامی در فتنه 88 به تحریم های فلج کننده ملت ایران روی آوردند، گزاره قابل اثبات و مستندی است که تلویزیون عریض و طویل ما توانایی اثبات این انگاره درست و مستند را ندارد. فتنه گران متهم تحریم، مدعیان جریانِ مقاومت شده اند که شما باعث تحریم هستید!

12. وحدت شکنان جریان اصولگرا (فراکسیون رهروان) باید سهم خود را در اتفاقات تهران بپذیرد. هرچند این جریان را بازنده اصلی انتخابات می دانم چراکه هویت و ماهیت سیاسی خود را معامله کردند. بی ثباتی سیاسی و بوقلمون صفتی بدترین شیوه کنش سیاسی است.

13. مشکل اصلی جبهه انقلاب، کماکان بلاغت است. اینکه حرف خوب و صحیح داشته باشی نیمی از راه است و نیمه اصلی راه شیرفهم کردن و رساندن آن حرف منطقی به مردم است. مردم باید در لابلای گزاره های سیاسی و گفتمانی ما، درد و دغدغه خود را بیابند. اصولگرایان باید از برج عاج عافیت نشینی پائین بیایند و به میان مردم بروند. حرف آنها را بی واسطه بشنوند و برای رفع مشکل آنها خود را فدا کنند. احمدی نژاد در سال 88، 25 میلیون رای آورد چراکه بلاغت داشت و با مردم زیست می کرد. در باب بلاغت در آینده بیشتر سخن خواهیم گفت.

14. امیرالمومنین در خطبه 192 نهج البلاغه می فرمایند: «و تدبّروا احوال الماضین من المومنین قبلکم کیف کانوا فی حال التّمحیص و البلاء». دوران درس آموز، پرعبرت و عجیبی را در تاریخ انقلاب سپری می کنیم. امتحانات روز به روز پیچیده تر، چند وجهی تر و خطیرتر می شود.



* علیرضا معاف
سردبیر 9 دی

نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۴
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۳:۰۹ - ۱۳۹۴/۱۲/۱۱
1
1
اصول گراها ُ خوشي زده بود زير دلتان که رييس جمهوري که ارزش هاي انقلاب و امام خميني را سردست گرفته بود را نمي خواستيد ُ خوشي زده بود زير دلتان که رييس جمهوري که به فرموده مقام معظم رهبري درمجامع بين المللي حرف هاي حکميانه مي زند را نمي خواستيد ُ خوشي زده بود زير دلتان رييس جمهوري که هم در فکر و هم در عمل تابع رهبري بود را نمي خواستيد ُ خوشي زده بود زير دلتان که رييس جمهور عاشق علم وفناوري ها در همه زمينه ها و تلاش براي ارتقاء علمي ُ صنعتي ُ هوا فضا ُ هسته اي و.... کشور و اثبات ما مي توانيم و انجام ما مي توانيم را نمي خواستيد ُ خوشي زده بود زير دلتان که رييس جمهور جوان گرا را نمي خواستيد ُ خوشي زده بود زير دلتان که رييس جمهور خار چشم امريکاي داعش پرست و اسراييل داعش پرست و اروپاي غربي داعش پرست و هاشمي را نمي خواستيد ُ خوشي زده بود زير دلتان که رييس جمهوري که سياست خارجي ش پر از عزت ملي و غرور ملي و بي نظير بود را نمي خواستيد ُ خوشي زده بود زير دلتان که يک رييس جمهور پر از برنامه هاي عالي و بي نظير براي حمايت مردم و نظام در زمينه هاين گوناگون را نمي خواستيد ُ خوشي زده بود زير دلتان که رييس جمهوري که حاضر نبود درمقال دشمنان يک قدم به عقب بردارد و همه چيز را نابود کند را نمي خواستيد ُ خوشي زده بود زير دلتان که رييس جمهور کوبنده مستکبران و ياري گر ملت هاي مظلوم را نمي خواستيد ُ خوشي زده بود زير دلتان که رييس جمهور هميشه خندان و غير ديکتاتور را نمي خواستيد ُ خوشي زده بود زير دلتان که رييس جمهور ساده زيست را نمي خواستيد ُ خوشي زده بود زير دلتان که رييس جمهور پاک و صادق را نمي خواستيد ُ خوشي زده بود زير دلتان که تابع شيمون پرز و هاشمي شديد ُ خوشي زده بود زير دلتان که رييس جمهور عاشق مردم و مردمي و مردم عاشق او را نمي خواستيد ُ خوشي زده بود زير دلتان که رييس جمهور کيس و باهوش و زيرک رانمي خواستيد ُ خوشي زده بود زير دلتان که رييس جمهوري که دايره بسته مديريتي کشور را از هم گسست را نمي خواستيد ُ خوشي زده بود زير دلتان که ُ دلتان براي هاشمي و اصلاح طلبان ديکتاتور و کارگزاران (...) تنگ شده بود آنها را دوباره برگردانديد ُ خوشي زده بود زير دلتان که رييس جمهور غير منحرف نمي خواستيد ُ و خيلي جاهاي ديگر خوشي زده بود زير دلتان ُ که چوب خدا باز به صدا در آمد .
مدیر پایگاه قسمت نقطه چین داخل پرانتز به جهت داشتن بار حقوقی ویرایش شد
پاسخ ها
فدائی امامت و ولایت
| Iran, Islamic Republic of |
۱۷:۰۶ - ۱۳۹۴/۱۲/۲۶
بسم رب الشهداء والصدیقین
شهروند محترم سلام علیکم
نکات خوبی عنوان نمودی ، ولی یک نکته خدمتت عرض کنکم و آن اینکه مهمترین نقطه ضعف ما این است که وقتی به یک چیزی یا شخصی علاقه مند می شویم ، عمداً یا سهواً (که غالباً عمدی است) تمام نکات منفی آنرا نمی بینیم و حتی المقدور سعی در بزرگنمائی نقاط مثبت آن می نمائیم.
با عنایت به توضیحات شما ، بیاییم منصفانه و لله بیطرفانه عملکرد رییس جمهور مد نظر شما را بسنجیم و خط قرمز اصلی نظام یعنی جایگاه این ودیعه الهی را در عملکرد فرد مورد نظر در یک طرف و از دید شما نقاط مثبت مطروحه در مطلبتان را در یک طرف مقایسه کنیم.
آیا رییس جمهور که مقام دوم کشور را در اختیار دارد و بایستی مطیع امر رهبر باشد چرا علیرغم صلاحدید رهبر در خصوص برکناری معاون اول خود اقدام ننموده و در نهایت با عنایت به فشارهای اجتماعی و حتی درون دولت ، نه آقای رییس جمهور بلکه شخص معاون اول اقدام به استعفا می نماید. آیا عدول از خط قرمز نظام نیست.
آیا خانه نشینی رییس جمهور عدول از خط قرمز نظام نبود.
البته ملت شهید پرور و ایستاده تا پای جان در حفظ آرمان های امام راحل عظیم الشان(ره) و شهیدان والامقام تا کنون نسبت به اقدامات مثبت رییس جمهور وقت ( که البته وظیفه یک فرد مسلمان و مقید به اعتماد مردم است می باشد) ؛ ایرادی گرفته اند ؟ صد البته خیر . ولی همین ملت در مقابل عدول از خط قرمز همان رییس جمهور که خودشان به او رای داده بودند می ایستند.
و .......
و اما چاره کار ؟
سهل الوصولترین راهکار حضور رییس جمهور وقت در مقابل ملت و اعتراف به اشتباهات صدرالاشاره ، قطعاً ، ملت دیدگاهشان تغییر خواهد کرد.
خداوندا ، امت ما را توفیق ده که در راستای خوشنودی و رضایت خودت ، و امام زمان روحی فداه ، و نایب بر حق یوسف زهرا(س) ، حضرت امام خامنه ای(مدظله) گام برداریم که تنها راه سعادت دنیوی و اخروی مان است.
ملتمس دعا برای سلامتی و تعجیل در فرج امام زمان(عج) ، و سلامتی و توفیقات روز افزون امام امت ، خامنه ای عزیز در هدایت و رهبری ملت جان بر کف تا نیل به آرمان های خمینی بت شکن(ره) و شهیدان گلگون کفن.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۳:۲۰ - ۱۳۹۴/۱۲/۱۱
0
2
اشکالات ليست اصول گراها از نگاه ما مردم و امتيازات آن از نظر اصلاح طلبان ديکتاتور و کارگزاران (...) و اعتداليو و هاشمي اينها بود :
يک ـ ليست تان براساس رابطه تعيين شده بود نه شايسته سالاري . دو ـ ليستتان خالص نبود و خيلي برجام زده و هاشمي زده داشت ُ بعضي نمايندگاني که ُ براي اينکه در مجلس دهم باشند حاضر شدند منافع ملي نظام و مردم را فداي برجام پر از اشکال کنند . سه ـ ليست تان پر بود از نمايندگان مادام العمر نماينده ُ که از اول انقلاب تا حالا نماينده بودند و حاضر نشدند جايشان را به جوانان بدهند . چهار ـ ليست تان ظلم به احمدي نژاد عزيز بود و لطف به هاشمي بود . پنج ـ ليست تان بعضي نمايندگاني بودند که به زبان حامي مردم و رهبري و درعمل تابع نبودند . شش ـ ليست تان بعضي نمايندگان هشت سال خيلي زياد احمدي نژاد رو به کوچکترين بهانه اي و به بهانه هاي مختلف اذيت کردند ولي دولت يازدهم رو آزاد گذاشتن همه افتخارات مان رو داريم يکي يکي از دست مي ديم ولي نماینده ها کاري به اين کاردولت یازدهم نداريد . احمدی نژاد رو می رفتید تو مغزش ُ ذهن خوانی می کردید و قبل از اینکه کاری انجام دهد ُ او را محاکمه می کردید و به مجلس فرا می خواندید . اما با این دولت مظلوم یازدهم هیچ کاری ندارید .
ليست تان اشکالات ديگري هم دارد .
مدیر پایگاه قسمت نقطه چین داخل پرانتز به جهت داشتن بار حقوقی ویرایش شد
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۳:۴۷ - ۱۳۹۴/۱۲/۱۱
1
2
(...) گزینه اول لیست اصلاح طلبان در قم بود و آراءش را از اصلاح طلبان دارد ُ بنابراین لازم نیست به او فرصت دوباره داده شود چون ما مردم به او اطمینانی نداریم و لازم هست از طرف اصول گراها یک فرد مناسب تری برای ریاست مجلس دهم در نظر گرفته شود .
مدیر پایگاه قسمت نقطه چین داخل پرانتز به جهت داشتن بار حقوقی ویرایش شد
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: