به‌روز شده در: ۰۳ مرداد ۱۳۹۶ - ۱۱:۴۰
گفت‌وگو
آیت الله العظمی علوی گرگانی: نسبت به مسایل فرهنگی اخیر نگرانیم
دیدار شورای سردبیری "خیبرآنلاین" با یک مرجع تقلید
صرف نشستن افراد در کنار رهبری، معیار انتخاب نیست
گفت‌وگوی خواندنی "خیبرآنلاین" با علی‌اصغر زارعی
ناگفته‌هایی از نحوه ورود آیت‌الله مهدوی‌کنی به خبرگان
گفت‌وگوی‌ "خیبرآنلاین" با حجت‌الاسلام میرلوحی(2)
چه کسانی آیت‌الله مهدوی‌کنی را بایکوت خبری کردند؟
گفت‌وگوی‌ "خیبرآنلاین" با حجت‌الاسلام میرلوحی(1)
موضوعات شورا جهت رفع تکلیف مطرح می‎شود
عضو شورایعالی فضای مجازی در گفت‌وگو با "خیبرآنلاین"
آشنایی با یک خواننده جوان جبهه انقلاب
گفتگوی اختصاصی "خیبرآنلاین" با سید مهدی ضامنی
تاثیر دودهه زندگی در آمریکا بر ذهن ظریف
گفتگوی اختصاصی "خیبرآنلاین" با محمدصادق کوشکی(2)
سیاستمدار در تراز انقلاب‌ اسلامی نداریم
گفتگوی اختصاصی "خیبرآنلاین" با محمدصادق‌ کوشکی(1)
استراتژی حزب‌الله برای 4 سال پیش رو
گفت‌وگوی خواندنی "خیبرآنلاین" با حسین الله‌کرم
بزرگترین اشتباه سیاسی‌ عمرم رای به خاتمی بود
گفت‌وگوی "خیبرآنلاین" با مهدی کوچک‌زاده (2)
"خیبرآنلاین" - سخنان تحریف آمیر حسن روحانی پیرامون ولایت، امامت و حکومت امیرالمومنین، امام علی(ع) که در جمع غیرتخصصی پزشکان مطرح شد، بازتاب های بسیار گسترده و فراگیر در نزد علمای دینی و مراجع تقلید به همراه داشته است.

به گزارش پایگاه خبری - تحلیلی "خیبرآنلاین"، روحانی در تازه ترین تحریف خود از تاریخ اسلام، ادعا کرده است: "حکومت علی(ع) با خواست و اصرار مردم تشکیل شد و این در حالی بود که ایشان در برابر اصرار مردم به آنها فرمودند که حکومت عدل من برای شما سنگین است و باید به سراغ فرد دیگری بروید، اما در عین حال این را نیز گفتند که اگر شما مردم فرد دیگری را انتخاب کنید، من در اطاعت از او که شما مردم آن را برگزیدید، اولین نفر خواهم بود".

اما عجیب ترین بخش از تحریفات روحانی به این عبارت بازمی گردد: "مبنای ولایت و حکومت از دیدگاه علی (ع) نیز انتخاب و نظر مردم بود"!

در ادامه، پاسخ برخی مراجع و علمای دینی به این تحریفات را می خوانید:

* آیت الله العظمی مکارم شیرازی: یک صفحه را دیده، اما بقیه صفحات و آیات را ندیده است

آیت الله العظمی ناصر مکارم شیرازی در سومین شب از لیالی قدر در مسجد مدرسه علمیه امام کاظم(ع) گفت: اخیرا در سخنان یکی از دولتمردان بیان شده بود، امام علی(ع) ولایت و امامت را با آرای مردم دانسته و گفته دموکراسی میراث علی(ع) است؛ این حرف، حرف عجیبی است؛ زیرا شما یک صفحه از نهج البلاغه را دیده اید و خطبه های دیگر و آیات قرآن را ندیده اید؛ اولا شما باید آیات قرآن را ببینید، قرآن می فرماید ولی شما کسی است که در حال رکوع زکات داد؛ خداوند ولی را تعیین کرده است؛ آیات ولایت در قرآن کریم فراوان است.

وی بیان کرد: امام علی(ع) در این سخن به اتمام حجت در مقابل مخالفان می پردازند؛ علاوه بر آن از مسلمات مذهب شیعه است که امام و ولی از سوی خداوند تعیین می شود نه آرای مردم.

این مرجع تقلید شیعیان تصریح نمود: عده ای از بزرگان عرب خدمت پیامبر رسیده و بیان کردند ما حاضریم شما را تا جایی تقویت کنیم که حکومت تو قوی شود؛ ولی یک شرط داریم و این شرط آن است که پس از تو حکومت به ما داده شود. پیامبر اکرم(ص) فرمودند تعیین جانشین من با خداست و به هر کسی که خواست، ولایت می دهد. در مراسم غدیر، پیامبر اکرم(ص) امام علی(ع) را از سوی خدا به عنوان جانشین قرار دادند.

آیت الله العظمی مکارم شیرازی اظهار کرد: دموکراسی از روی ناچاری است و در واقع حکومت مردم بر مردم نیست؛ در انتخابات نصف به علاوه یک پیروز است در حالی که ممکن است کلا 50 درصد مردم در انتخابات شرکت کرده باشند که در این صورت، در واقع نصف به علاوه یک آرا یعنی 25 درصد مردم که در واقع این حکومت، حکومت مردم بر مردم نیست؛ تازه باید ببینیم که کدام دموکراسی را مدنظر داریم.

وی گفت: آیا آمریکا را مدنظر داریم که با پول فراوان مردم را فریب می دهند و آرای آنها را می خرند؟ ما نیز از روی ناچاری بیان می کنیم که با آرای مردم باید امور کشور اداره شود، قرار نیست که امام نیز با آرای مردم انتخاب شود؛ زیرا امام با حکم الهی نصب می شود. نباید این عزیزان یک صفحه نهج البلاغه را ملاک قرارداده و نظام را شکل دیگری جلوه دهند؛ امیدواریم که اشتباه خود را اصلاح کنند.

* علامه مصباح: پیش بینی آیت الله العظمی بجهت از این روزها

آیت الله محمدتقی مصباح‌يزدي در درس اخلاق خود که 26 خردادماه 96 در دفتر امام خامنه‌ای در قم برگزار شد، به موضوع تحریفات جدید روحانی درباره تاریخ اسلام، پاسخ تفصیلی و مستدلی ارایه کرد. وی گفت: حاکم بر چه اساسی به این مقام می‌رسد؟ از روز رحلت پیغمبر اکرم‌‌(ص) این مساله در جامعه اسلامی به صورت جدی مطرح شد و هنوز بدن پیغمبر را دفن نکرده بودند که مردم به دنبال این‌ رفتند ‌که برای پیامبر جانشین تعیین کنند! این یک حقیقت تاریخی است که همه می‌دانند، ولی در این‌که چگونه این فکر در جامعه به این صورت رواج پیدا کرد و پذیرفته شد، بحث‌های زیادی مطرح شده است و هزاران کتاب به این موضوع پرداخته‌اند. از کتاب‌هایی که در عصر ما درباره این موضوع نوشته شده و با چاپ‌های متعدد و  تقریظ‌هایی از سلاطین، علما و اصحاب فتوا روبه‌رو شده است، کتاب الغدیر است.

استاد برجسته حوزه و دانشگاه ادامه داد: علیرغم تاکیداتی که خود پیغمبر اکرم فرمودند و آیات قرآن که درباره این مسئله نازل شد و همه علمای مسلمین از مذاهب مختلف اعتراف کردند که این آیات مربوط به جریان غدیرخم است، و کتاب‌هایی مثل کتاب الغدیر در 12 جلد به این موضوع پرداختند، اکثریت قریب به اتفاق مسلمان‌ها این مسئله را همانطور تلقی کردند که عده‌ای طراحی کرده و اکثریت اطرافیان پیغمبر باور کرده بودند. آنها گفتند اینها بزرگان قوم و پدرزن‌های پیغمبر هستند و ما حق نداریم با اینها مخالفت کنیم؛ باور نمی‌کنیم اینها کاری برخلاف نظر پیغمبر کرده باشند. آنگونه که تاریخ نشان می‌دهد، امیرالمؤمنین از بیعت با خلیفه‌ای که مردم پیشنهاد کردند، امتناع فرمود و حداکثر 12 نفر به ایشان ملحق شدند و گفتند دستگاه خلافت و امامت، دستگاهی است مثل خود دستگاه نبوت و باید از طرف خدا تعیین شود. ولی اینها اقلیتی بودند و دیگران هم قدرت و هم اکثریت افراد را داشتند و عملا سخنان آنان عملی شد و اتفاقاتی افتاد که در این زمان‌، به‌خصوص در مجالس عزاداری، نُقل محافل ماست و به شنیدن و گریه کردن درباره آنها عادت کرده‌ایم.

علامه مصباح افزود: هنوز در میان مسلمان‌ها کسانی هستند که باور نمی‌کنند چنین چیزی واقع شده باشد و اکثریت مسلمان‌ها برخلاف نظر خود پیغمبر چنین کاری کرده باشند. من بعضی‌ از آنها را از نزدیک دیده‌ام و با آنها معاشرت و رفاقت صمیمی داشته‌ام؛ کسانی‌که خیلی عجیب به ائمه اظهار محبت می‌کردند اما ته دلشان این بود که دستگاه خلافت همان است که در صدر اسلام واقع شد. یکی از کسانی که پیرو مذهب شافعی بود و نسبت به من خیلی اظهار محبت می‌کرد، می‌گفت من عقیده‌ام این است که اگر کسی به حضرت زهرا‌(س) جسارت کند، کافر است. به او گفتم پس تو از ما شیعه‌تری؟! گفت نه، می‌دانی من سنی هستم و نماز دست‌بسته می‌خوانم، ولی عقیده‌ام نسبت به شخص حضرت زهرا(س) و اهل‌بیت این طور است. ما آنها را خیلی دوست داریم ولی مسئله حکومت و خلافت مسئله دیگری است و مردم جمع شدند و با کسی بیعت کردند و آن رسمیت پیدا کرد؛ حالا هم با هر کسی بیعت کنند همین حکم را دارد و او خلیفه می‌شود!

رییس موسسه آموزشی امام خمینی(ره) گفت: واقعا کسانی وجود دارند که مسئله برایشان روشن نیست و ارسال مسلم کرده‌اند که جریان همین بود که بعد از وفات پیغمبر، یکی از پدرزن‌های پیغمبر جانشین ایشان شد و بعد از وفات او هم یکی دیگر از پدرزن‌ها جای ایشان را گرفت؛ علت هم آن بود که مردم برای اینها احترام بیشتری قائل بودند و با اینها بیعت کردند و دیگران هم حق مخالفت نداشته و ندارند. معمولا نواندیشانشان و جوان‌ها و دانشگاه رفته‌ها در این مقام بودند که این جریان را توجیه کنند که این یک حادثه عجیبی نبوده و اگر ما هم بودیم، می‌بایست همینطور رفتار می‌کردیم. بالاخره این حق مردم است که برای خودشان حاکمی انتخاب کنند و این همان دموکراسی است و امروز همه دنیا فهمیده‌اند که جامعه باید به صورت دموکراتیک اداره شود. آن روز هم حکم اسلام این بود. اسلام پیش از این‌که مردم دنیا بفهمند، این را فهمیده بود و لذا همه مسلمان‌ها همین کار را کردند. یک چند نفری مثل حضرت علی(ع)، سلمان و ابوذر نظرشان مخالف بود و کسی هم با آنها کاری نداشت. چند روزی مخالف بودند و بعد از این‌که دیدند همه مردم بیعت کردند و دیگر این مسئله تمام شده است، اینها هم قبول کردند!

استاد برجسته حوزه و دانشگاه ادامه داد: در مقابل این دیدگاه، روایات فراوانی از کتب اهل سنت و شیعه وجود دارد و البته روایات اهل تسنن بیش از روایات شیعه است و مرحوم علامه امینی نیز کتاب الغدیر را با استناد به روایات اهل سنت نوشت. فرزند مرحوم امینی نقل می‌کرد که وقتی جلدهای اول الغدیر چاپ شد و برخی از بزرگان اهل تسنن بر آن تقریظ نوشتند، چند نفر از یکی از کشورهای همسایه عراق خیلی ناراحت شده بودند و تصمیم گرفتند که به منزل ایشان در عراق بیایند و با ایشان بحث کنند. مطمئن هم بودند که در بحث محکومش می‌کنند و می‌خواستند بعد از بحث کتک مفصلی به ایشان بزنند. پیغام دادند و آمدند. وقتی شروع به بحث کردند، مرحوم امینی در همه موارد می‌گفت من چیزی از خودم نگفته‌ام، یک تحقیق تاریخی کرده و آنها را از منابع خود شما نقل کرده‌ام و هر مطلب را به کتاب‌های خودشان ارجاع می‌داد. فرزند مرحوم علامه می‌گفت این گروه ابتدای بحث سختشان بود بپذیرند، اما وقتی مطالب را در کتاب‌های خودشان دیدند، چیزی برای گفتن نداشتند. یکی از آنها آنقدر ناراحت شده بود که پاهایش را دراز کرده بود و سرش را به ستونی که به آن تکیه داده بود، می‌زد و نسبت به خلیفه دوم تعبیرات زشتی به‌کار می‌برد، اما مرحوم آقای امینی به او فرمود شما نباید به صحابه پیغمبر توهین کنید؛ من هرجا اسم آنها را بردم، "رض" در کنارش گذاشته‌ام و هیچ جا به آنها جسارت نکرده‌ام.

آیت الله مصباح یزدی یادآور شد: تقریبا تا زمان صفویه در کشور ما هم اکثریت با این جریان بود. حتی درباره اجداد صفوی‌ها نقل می‌کنند که آنها نیز اهل تسنن بودند؛ البته صوفی بودند و خیلی به اهل بیت و به‌خصوص به امیرالمؤمنین(ع) علاقه داشتند. بالاخره بعد از این‌که حکومت ایران را به دست گرفتند و سلسله سلاطین صفویه در ایران تاسیس شد، با علمای شیعه خیلی گرم گرفتند. علمای شیعه نیز چون اینها تشیع را ترویج می‌کردند، به آنها احترام می‌کردند. حتی نقل شده است که محقق کرکی به یکی از سلاطین صفوی اجازه داد که از طرف ایشان حکومت کند. منظور این‌ که تا قبل از دوران صفویه اکثریت ایران هم سنی بودند و این مسئله را که باید خلافت فقط با رأی مردم و با بیعت تعیین شود، نظر اسلامی شایعی بود.

وی افزود: کم‌کم در زمان‌های بعد بحث‌ها علمی‌تر شد و حقایقی از تاریخ روشن شد که تا آن روزها روشن نبود. عجیب‌تر این است که حتی در میان بستگان نزدیک اهل‌بیت کسانی بودند که به خلافت همان خلفای 3 گانه قبل از امیرالمومنین(ع) قائل بودند و حضرت علی‌(ع) را به عنوان خلیفه چهارم می‌شناختند. این جمله را از امام(ره) نقل می‌کنم که می‌فرمود خیال نکنید این عقایدی که ما درباره ائمه داریم، از ابتدا این قدر واضح بوده است و همه آن را می‌دانستند؛ روزی زید‌بن‌علی‌بن‌الحسین که او را به‌خاطر مخالفت با امویان به دار زدند، نزد برادرش حضرت امام محمدباقر‌(ع) آمد و با ایشان بحثشان شد. حضرت باقر(ع) اشاره فرمودند که من بعد از پدرم امام هستم و بر دیگران واجب است از من اطاعت کنند. زید تعجب کرد و گفت شما می‌دانید که پدرمان امام سجاد(ع) چقدر مرا دوست می‌داشت و حتی لقمه می‌گرفت و در دهان من می‌گذاشت؛ با این وصف چرا این مسئله را به من نگفت که باید از برادرت اطاعت کنی؟! حضرت فرمود این هم به خاطر این بود که مبادا تو نتوانی این مطلب را بپذیری و خیال کنی این نظر شخصی پدرمان است و با امر پیامبر مخالفت کنی و دینت اشکال پیدا کند. حضرت امام(ره) با استناد به این روایت می‌فرمود این مسئله حتی برای برادر امام باقر(ع) هم واضح نبود. باز در روایات ما آمده است که حضرت رضا(ع) برای زید احترام قائل بودند و برای او طلب رحمت کردند. شخصی از ایشان پرسید که ایشان که قائل به امامت اجداد شما نبودند، چطور ایشان را شهید می‌دانید؟ حضرت فرمود او برای کسب رضایت اهل‌بیت قیام کرد؛ شعارش این بود و می‌گفت برای این‌که حق اهل‌بیت را ادا و آنها را راضی و خوشحال کنم، حاضرم جانم را هم فدایشان کنم و با کسانی که به آنها ظلم کردند، می‌جنگم.

رییس موسسه آموزشی امام خمینی(ره) ادامه داد: باز از مظلومیت اهل‌بیت است که حتی در میان خانواده خودشان، کسانی مثل زید‌بن‌علی که راوی صحیفه سجادیه است، مسئله ولایت برایشان ثابت نبود. همه می‌دانیم که بالاخره از زمان حضرت سجاد(ع) به بعد همه اهل‌بیت کمابیش تقیه می‌کردند. گاهی این تقیه بسیار سخت می‌شد و حتی بر طبق فتاوای اهل‌سنت فتوا می‌دادند تا معلوم نشود که مذهب دیگری دارند. این جریان تا زمان غیبت ادامه داشت. ما اکنون در زمانی قرار داریم که ابزار تبلیغات قابل مقایسه با ابزار زمان گذشته نیست. آنهایی که معتقدند که خلافت حق پدرزن‌های پیغمبر بود، اعتمادشان به نقل‌ها و تبلیغاتی است که بزرگانشان برایشان تدارک دیده‌اند. ما هم اگر به چیزهایی معتقد هستیم به خاطر نقل‌هایی است که بزرگانمان کردند و پدر و مادرهایمان به ما گفتند و بعد هم کمی کتاب خواندیم. اما وقتی تبلیغات از یک طرف گسترش پیدا کند و از طرف دیگر ضعیف شود، چه پیش‌بینی می‌کنید؟ یکی از نگرانی‌های امام(ره) از همان روزهای اول پیروزی انقلاب تحریف حقایق نهضت بود و این‌که کسانی بیایند و جریان را طور دیگری نقل کنند و این نقل‌ها متراکم، نوشته و چاپ شود و نسل‌های آینده نفهمند که جریان چه بوده است. ایشان از روز اول اصرار داشت که باید اسناد این انقلاب ضبط و ثبت شود و کسانی را شخصا برای این‌کار تعیین کردند.

علامه مصباح تاکید کرد: اگر تا قبل از دوران صفویه بسیاری از مردم ما واقعا مذهب تشیع را نشناخته بودند، شاید خیلی مسئول نبودند؛ زیرا شرایط سخت بود و حکام و سلاطین و به تبع آنها، علمای درباری و کسانی که از آنجا ارتزاق می‌کردند، به آن طرف گرایش داشتند و دیگران هم آن را باور می‌کردند. اما فکر می‌کنم بعد از دوران صفویه و به‌خصوص تحقیقات کسانی مثل محقق کرکی، شیخ بهایی، علامه مجلسی و... و کتاب‌هایی  که نوشته شد، حقایقی که بیان شد و مجاهدت کسانی که در این راه جان خودشان را از دست دادند، دیگر از کسی پذیرفته نیست که ادعا کند خود علی(ع) هم از روز اول وقتی دید همه با شخص دیگری بیعت کردند، وظیفه خودش دانست که باید از او اطاعت کند و حق نداشت مخالفت کند، چون مردم رأی داده بودند! آیا شما می‌پذیرید که یک مسلمان ایرانی در این عصر این اندازه بی‌اطلاع باشد که چنین فکر کند؟! آیا نمی‌توانست درباره این مسئله تحقیق کند؟! به‌خصوص اگر سابقه طلبگی داشته باشد، درس خوانده باشد و کتاب دیده باشد و دستکم اسم الغدیر را شنیده باشد؟!

وی افزود: اینها همه نشانه این است که ما در این زمان باید درباره اصلی‌ترین مسائل تحقیقات عمیقی داشته باشیم. خوب  است یادی از مرحوم آیت‌الله بهجت نیز بکنیم. بنده تقریبا 15 سال درس فقه ایشان شرکت می‌کردم. غالبا پیش از درس چند دقیقه زودتر می‌رفتیم و ایشان هم عنایت داشتند و یک حدیث،‌ نکته‌ای اخلاقی، یا یک نکته تاریخی می‌گفتند؛ اما گاهی چیزهایی می‌گفتند که من در دلم از ایشان گله می‌کردم. مثلا این‌طور شروع می‌کردند «بسم ‌الله الرحمن الرحیم. واقعاً پیغمبر، علی(ع) را تعیین کرده بود». در دلم می‌گفتم مگر ما در این مطلب شک داریم؟! نکته‌ای بگویید که کسی نگفته باشد؛ ما آمده‌ایم خدمت شما نکته نغزی استفاده کنیم! اما بعد از سال‌ها، روزهایی پیش آمد که همان نکته‌هایی که ایشان روی آنها تکیه می‌کرد، مسئله روز جامعه ما شد. نمی‌دانم ایشان واقعا این‌روزها می‌دید؟! به‌هر حال اعتقاد ما این بود که ایشان پیش‌بینی می‌کند و ما را واکسینه می‌کند تا به موقع خودش تحت تأثیر شبهات قرار نگیریم. عزیزان من! ما باید یک دور دیگر خدا، پیغمبر، ائمه و قیامت را برای فرزندانمان و برای نسل آینده اثبات کنیم.

آیت الله مصباح یزدی در پایان گفت: باید بدانیم که بین ایمان و کفر و بین صواب و خطا، دیوارچینی وجود ندارد. قرآن درباره بعضی از همین مؤمنان زمان پیغمبر که پشت سر پیغمبر نماز می‌خواندند، می‌گوید هُمْ لِلْكُفْرِ يَوْمَئِذٍ أَقْرَبُ مِنْهُمْ لِلإِيمَانِ؛ اینها به کفر نزدیکتر از ایمان هستند؛ یا فاصله اینها با ایمان بیشتر از فاصله‌شان تا کفر است. سعی کنیم این مطالب را دستکم نگیریم و نگوییم اینها واضحات است. کار به جایی می‌رسد که مقام بزرگ مسئولی در کشور صاف بگوید خود علی(ع) هم می‌گفت هرچه مردم بگویند! اگر مردم با کسی بیعت کردند، من هم می‌کنم، و این کار را کرد!

* آیت الله مهدوی کنی: آیا شیعه غیرت این را دارد که بشنود ولایت امیرالمؤمنین به امضای امثال ابوجهل‌ها بوده است؟

مرحوم آیت‌الله مهدوی کنی در مراسم احیای نوزدهم ماه مبارک رمضان سال 1375 در دانشگاه امام صادق(ع) مطالبی را مطرح کرد، که به نوعی پاسخی کوبنده و دقیق به تحریفات این روزهای حسن روحانی پیرامون تاریخ اسلام محسوب می شود.

آیت‌الله مهدوی کنی گفت: از همان ابتدای شکل‌گیری انقلاب اسلامی، برخی به بهانه دموکراسی  باید می‌خواستند جلوی مشروعیت و اسلامیت نظام بایستند. امام خمینی در مقابل آنها محکم  می‌ایستاد و یک کلمه از جمهوری اسلامی کوتاه نمی‌آمدند و حتی اسم مجلس شورای اسلامی را ابتدا می‌خواستند بگذارند مجلس شورای ملی که امام فرمودند:‌ اسمش باید مجلس شورای اسلامی باشد. امروزه چگونه است که عده‌ای خود را  پیرو خط امام می‌دانند و از طرف دیگر می‌گویند  که هر آنچه ملت بگوید آن درست است؛ بله آنچه ملت بگوید اما دارای محدوده است و این نظام با نظامی که در آمریکا و اروپا حاکم است متفاوت است و در اینجا اسلام حاکم است.

وی با اشاره به این که خود یک روحانی است و امثال وی برای اعتلای فرهنگ اسلامی قیام کرده‌اند، گفت: برخی با حرفهایی چون هر آنچه ملت بگوید می‌خواهند نقش ولایت فقیه را کمرنگ جلوه دهند در صورتی که مردم کشورمان مسلمان هستند و در سایه  اسلام یک حکومتی شکل گرفته است به اسم جمهوری اسلامی که ملت مسلمان ایران از آن دست بر نمی‌دارند.

مرحوم آیت‌الله مهدوی کنی افزودد: افرادی که می‌گویند در خط امام هستیم و از این کلامها را بیان می‌کنند، چرا در زمان امام جرأت نمی‌کردند که بگویند مشروعیت ولایت فقیه به مردم است.

وی با بیان اینکه این حرف تبعات نادرستی دارد یادآور شد: به عنوان نمونه اگر مشروعیت امامت و ولایت به رأی مردم باشد، نتیجه‌اش این می‌شود که  امام زمان اکنون مشروعیت امامت و ولایت نداشت چرا که مردم که تا کنون با ایشان بیعت نکردند و اکنون اگر دستوری به شما بفرماید می‌توانید قبول نکنید  و بگویید شما اکنون امام نیستید تا ظهور کنید و مردم در مکه با شما بیعت کنند.

آیت‌الله مهدوی کنی افزود: گفتار کسانی که مشروعیت ولایت امیرالمؤمنین را به خواست مردم می‌دانند این است اگر مردم نخواستند امیرالمؤمنین امام نیست و مشروعیت ندارد و حق امامت ندارد.

وی با اشاره به اینکه برخی برای تضعیف ولایت فقیه ولایت امیرالمؤمنین را زیر سؤال می‌برند تاکید کرد:‌ آیا شیعه غیرت این را دارد که بشنود ولایت امیرالمؤمنین به امضای امثال ابوجهل‌ها بوده است؟

آیت‌الله مهدوی کتی درباره نقش مردم در حکومت اسلامی نیز گفت:‌ اگر مردم نخواستند تکلیف حکومت از امام برداشته می‌شود اما امام مشروعیت خود را رأی مردم به دست نمی‌آورد. چنانچه امام حسن علیه‌السلام به اجبار صلح کرد نه اینکه از مقام امامت خود پایین بیایید امام چه قیام کند و چه بنا به مصالح قیام نکند امام است.

رییس فقید مجلس خبرگان رهبری افزود:‌ این نیز از مظلومیت امیرالمؤمنین است که بعد از 1400 سال از حکومت امیرالمؤمنین در کشوری که به نام ایشان حکومت تشکیل داده است ولایت ایشان را ناشی از اراده مردم می‌داند.

* آیت الله جاودان:

آیت‌ الله علی جاودان در مراسم احیای شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان در حسینیه  فاطمه الزهرا(س) تهران (۱۳۹۶/۳/۲۸) در واکنش به تحریف تاریخ اسلام توسط حسن روحانی، گفت: اخیرا آقایی گفته‌ است «امیرالمؤمنین مبنای ولایت و حکومت را نظر مردم و انتخاب مردم می‌داند. لمن ولّیتموا امرکم، گفت که هر کس که شما او را به عنوان ولیّ خودتان و رهبر جامعه برگزینید من هم اطاعت می‌کنم». این یک دروغ تاریخی است و اصل این نقل در تاریخ طبری است و سند این حرف به یک فرد مجهول الهویه و شاید یک فردی از دشمنان اهل بیت (بحث رجالی مفصل دارد) می‌رسد.

استاد برجسته ی اخلاق تهران افزود: اتفاقا اولین حکومت اسلامی بعد از پیامبر را امیرالمؤمنین(ع) تشکیل داد. در حکومت اسلامی مردم باید با حاکم بیعت کنند. بیعت، یعنی قول به اطاعت. در حکومت اسلامی مردم باید بیایند. در آن زمان هم مردم به خانه ایشان رفتند و ایشان فرمودند که بیعت باید در مسجد (در حضور همه مردم) صورت گیرد و تمام مردم به جز تعداد انگشت‌شماری با ایشان بیعت کردند.

وی تاکید کرد: اما امام را مردم نباید انتخاب کنند. انتخاب برای زمان ماست؛ امام را خدا انتخاب می‌کند. اگر مردم سمت آن امامی که خدا او را معین کرده، رفتند، سعادتمند می‌شوند. اگر هم نرفتند، خودشان ضرر می‌کنند. در بحث امامت فقط یک انتخاب وجود دارد. مانند همین نماز؛ خدا نماز را واجب کرده‌ است. حال هر کسی مختار است که نماز را بخواند یا نخواند.
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۳
علی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۴۰ - ۱۳۹۶/۰۳/۳۰
0
4
یک طلبه و این اندازه بی‌اطلاعی!
وقتی که طلبه وام دار جزیره انگلیس باشد اینطور حرف میزند.
ایشان بی اطلاع نیست وام دار است.
همانند جیکاک.
حمید
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳:۵۶ - ۱۳۹۶/۰۳/۳۰
5
0
نیازی به این همه لشکرکشی نبود. با هر بهانه ای قصد کوبیدن رئیس جمهور را دارید که برخلاف همه اصول اخلاقی و موازین شرعی و انسانی است.البته اینها همه از تبعات شکست انتخاباتی است که متاسفانه با روحیات دینی و ... ناسازگار است.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۰:۵۲ - ۱۳۹۶/۰۴/۰۱
0
5
مرگ بر نفوذی
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: