به‌روز شده در: ۰۱ آبان ۱۳۹۶ - ۱۰:۴۹
گفت‌وگو
آیت الله العظمی علوی گرگانی: نسبت به مسایل فرهنگی اخیر نگرانیم
دیدار شورای سردبیری "خیبرآنلاین" با یک مرجع تقلید
صرف نشستن افراد در کنار رهبری، معیار انتخاب نیست
گفت‌وگوی خواندنی "خیبرآنلاین" با علی‌اصغر زارعی
ناگفته‌هایی از نحوه ورود آیت‌الله مهدوی‌کنی به خبرگان
گفت‌وگوی‌ "خیبرآنلاین" با حجت‌الاسلام میرلوحی(2)
چه کسانی آیت‌الله مهدوی‌کنی را بایکوت خبری کردند؟
گفت‌وگوی‌ "خیبرآنلاین" با حجت‌الاسلام میرلوحی(1)
موضوعات شورا جهت رفع تکلیف مطرح می‎شود
عضو شورایعالی فضای مجازی در گفت‌وگو با "خیبرآنلاین"
آشنایی با یک خواننده جوان جبهه انقلاب
گفتگوی اختصاصی "خیبرآنلاین" با سید مهدی ضامنی
تاثیر دودهه زندگی در آمریکا بر ذهن ظریف
گفتگوی اختصاصی "خیبرآنلاین" با محمدصادق کوشکی(2)
سیاستمدار در تراز انقلاب‌ اسلامی نداریم
گفتگوی اختصاصی "خیبرآنلاین" با محمدصادق‌ کوشکی(1)
استراتژی حزب‌الله برای 4 سال پیش رو
گفت‌وگوی خواندنی "خیبرآنلاین" با حسین الله‌کرم
بزرگترین اشتباه سیاسی‌ عمرم رای به خاتمی بود
گفت‌وگوی "خیبرآنلاین" با مهدی کوچک‌زاده (2)
کد خبر: ۵۱۴۳۹
تاریخ انتشار: ۱۰ مهر ۱۳۹۶ - ۱۰:۱۷
واویلا از خواص دنیاطلب
بسیاری از این خواص، سابقه درخشانی در اسلام و انقلاب داشتند اما گرفتار مقام و جایگاه های لرزان دنیا شدند و برای رسیدن به خواسته های دنیوی خود به تمام سوابق نیکشان پشت پا زدند
"خیبرآنلاین" - تقابل اسلام علیه اسلام چیز عجیب و البته تازه ای نیست؛ جدالی که از دوران پسانبی(ص) کم کم رواج یافت و در زمان  علی ابن ابیطالب(ع) رویارویی سازشگری و ظلم ناپذیری که سردمداران آن به سرکردگی ابوموسی اشعری ها در یک سمت و امام زمانشان در سویی دیگر قرار داشت، برای اهل تعقل  به صورت ملموس آشکار شد. هر چند این جماعت آنقدر از ارج و قربی بالا و نفوذی تاثیرگذار نزد مردم زمانه خود برخوردار بودند که محال بود عوام آنها را در جرگه مخالفین خویش ببینند، زیرا می دیدند مثل آنها نماز می‌خوانند، روزه می گیرند و... فقط در این بین معدودی باطن بین و زمان شناس به نحو احسن متوجه شدند که این جماعت خود عامل و سدی هستند در جهت برافراشته شدن بیرق عدالتخواهی علی(ع)!

به گزارش پایگاه خبری - تحلیلی "خیبرآنلاین"، این جماعت، هیچ  شکایتی از  وضع بد جهان اسلام به واسطه سیاست های اشتباه خلفایی همچون معاویه نمی کردند، در حالی که مفسر قرآن و مروج سیرت نبوی بودند؛ تا آنجا که عمروعاص به عنوان دشمنی سرشناس و از مخالفان عدل علی(ع) به سهل اندیشی این جماعت مقدس مآب غیربصیر پی برد و بعد از اعلام خلافت معاویه، در جواب ابوموسی به کنایه گفت: وضع شما همچون الاغانی است که تعدادی کتاب بارشان کرده باشند!

در زمان  امام حسن(ع) نیز مسأله پذیرش صلح امری بود که امام مظلوم، هیچ گریزی از آن نداشت و نتیجه اش شد همان جام زهری که عده ای از کوته فکران به خورد حضرت دادند و بعدها در مقابل این رفتار امام، موضع گیری های متفاوتی از خود نشان داده و مواضع سابقشان را به کلی انکار کرده و لب به شکایت علیه پسر علی(ع) گشودند! درست همانجایی که عده ای از همین طیف، امام مجتبی(ع) را متهم به کوتاهی در امر خلافت و واگذاری آن به معاویه می کنند.

قضایایی همچون حکمیت و یا پذیرش صلح، گویی طرز فکر این جریان را که به بسط نوع نگاه خود در جامعه اصرار داشتند، تکان نداد و به همین سان، کمی بعدتر و در زمان دردانه پیامبر عصمت و طهارت، حسین بن علی(ع) خواص بی بصیرتی نظیر قاضی شریح، شبث بن ربعی و عمر سعد که حق را می‌دانستند ولی به خاطر موقعیت دنیوی و بازی های سیاسی، چشم بر روی حقیقت بسته و خواهان قطع مسیر عدالتخواهی بودند، از طرق مختلف پایه گذار حادثه کربلا شدند؛ اسلام ناب را به بیراهه و اسلام خودساخته را جایگزین کردند، اسلامی که در آن دست اندازی به مال و منال مردم تحت حاکمیت آزاد، ولی دادخواهی از ظالم و مجری ظلم، جرمی نابخشودنی به حساب می آمد!

با سکوت جمعی از علما، شخصیتی در جامعه تازه پایه گذاری شده رسول الله(ص) خود را امیرالمومنین می خواند که در ظل آفتاب و نور مهتاب، هر عمل قبیح و ناصوابی را انجام میداد و مردم که نسبت  به حداقل ترین حقوق انسانی خویش به خاطر تبعات بعدش، یارای اعتراض نداشتند و سکوت را بر فریاد ترجیح می دادند، زیرا به چشم می دیدند پیشقراولان دینی شان از روی ترس و یا اغلب به خاطر برق زر و سیم، جرات مقابله و نهی را نداشته و مظلوم را قربانی کرده و خواسته یا ناخواسته بیرق ظالم را برافراشته اند.

این گروه، پیشتر و در زمان های مختلف از زبان امام حسین(ع) هشدارهایی را نسبت به وضعیت خویش شنیده بودند ولی گویی مقام و ثروت دنیا گوشهایشان را نسبت به سخنان امام معصوم ناشنوا کرده بود. شاید اگر سرگرم امورات سراب گونه و قدرت زودگذر دنیا نمی شدند و نهی از منکر و بازپس گیری حقوق مستمندان  را همچون آیینه ای در پیش روی خود می دیدند، حادثه ای مانند عاشورا رخ نمی داد.

امام، وظیفه ی فراموش شده و اصلی این طیف پرنفوذ در جامعه اسلامی که قدرت تغییر معادلات داشت، را روشنگری نسبت به ظلم های در حال وقوع و جلوگیری از چپاول و غارت سرمایه های مادی و معنوی توسط  ظالمان می دانستند؛ که چنین اتفاقی رخ نداد و نهایتش سر حجت خدا بود که به نیزه رفت تا رسوا کند این دینداران نان به نرخ روز خور را برای آیندگانی همچون ما!

انقلاب اسلامی ایران سالها پس از شهادت سیدالشهداء(ع) با الگو قراردادن قیام حضرت، مجددا پرچم اقامه به قسط را یک تنه به دوش کشید تا در غیاب منجی حقیقی، بستری باشد برای احقاق حقوق محرومین و مستضعفان؛ اما رفته رفته با عده ای از همان بی بصیرتان که زمینه ساز وقایعی همچون عاشورا شده بودند، مواجه شد؛ کسانی که جزء تاروپود و بدنه اولیه شکل‌گیری نظام بودند ولی آرام آرام از ارزش ها و آرمان های سابق فاصله گرفته و با حفظ همان تیپ و ظاهر اسلامی سابق خویش، در باطن برای خود تفکری به شدت عدالت گریز  پایه ریزی کردند! کسانی که دین را فقط به سجود و رکوع نمازهای یومیه محدود می کنند و عاشورا را به سینه زنی و چند ذکر «یاحسین» بر لب! افرادی که در واپسین روزهای اعتراظات علیه حکومت سابق برای عدالتخواهی یقه پاره می کردند، حال عدالت را سد و مانعی بر راه توسعه قلمداد می کنند؛ زیرا با دست اندازی به مناصب متعدد قدرت در طول سالیان اخیر، برای خود ثروت هنگفتی دست و پا کرده و دیگر در سخنانشان نمی توان تفکراتی از جنس روح الله دید.

اما لابلای مباحث خصوصی و بعضا عمومیشان، تفکرات لیبرالیستی، نئولیبرالیستی و اقتصاد سرمایه محور  و چرندیات دیگری از این قبیل که ضدیت تام با روحیه فقرستیز و عدالتخواه اسلامی دارد، موج می زند. کسانی که حال مثل خوره به جان ریشه های انقلاب افتاده اند و سیاست های اشتباهشان در زمینه های اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی را به پای نیروهای به تعبیر خودشان افراطی و انقلابی می‌نویسند و از این واهمه دارند که مبادا روزی عدالتخواهان پایه های قدرتشان را به لرزه افکنند و نقاب از صورتهایشان کنار زنند.

علت  عدول  این جماعت از مواضع و روحیه اولیه خود چندین و چند عامل دارد؛ مهمترین آن که از صدر اسلام تا حال در میان این جماعت مشترک است، را میتوان در رفاه طلبی و ترجیح دنیا بر آخرت خلاصه کرد. بسیاری از این خواص، سابقه درخشانی در اسلام و انقلاب داشتند اما گرفتار مقام و  جایگاه های لرزان دنیا شدند و برای رسیدن به خواسته های دنیوی خود به تمام سوابق نیکشان پشت پا زدند.

امام حسین(ع) چه زیبا رفتار این افراد را مورد نکوهش و انتقاد قرار داده و می فرمایند: شما با سکوت خود در قبال مستضعفان و طبقات محروم جامعه کوتاه آمدید اما هر جا سخن از منافع خودتان بود، به شدت مطالبه کردید. شما از هیچ چیز حاضر نیستید بگذرید؛ نه از جانتان، نه از مالتان و نه از وجاهت و آبرویتان؛ حتی حاضر نیستید برای گرفتن حق ضعفا یک سیلی هم بخورید.
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱
خیبر جان خیبری باش
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۸:۳۹ - ۱۳۹۶/۰۷/۱۷
0
0
جدال 2 اسلام نه 4 اسلام از ابتدا تا امروز
اسلام آمریکایی(اسلام از خود بیگانگی، اسلام خود را باور نداشتن و حرکت نکردن ، اسلام خود را هیچ و پوچ دانستن)
اسلام خوارج و داعش( اسلام سکون و جمود، اسلام تحجر و عقب ماندگی، اسلام تعطیلی عقل و تدبیر، اسلام شهید کننده ی علی علیه السلام، اسلام کشنده ی قرآن ناطق)

اسلام معاویه بن ابوسفیان(اسلام اشرافیگری و دنیاپرستی، اسلام پیشرفت مادی بدون پیشرفت فرهنگی و اخلاقی، اسلام فقط شکم مردم را سیر کن بالا رفتن سطح سواد ، بالارفتن سطح آگاهی و سطح فرهنگی مردم ، بالا رفتن ادب و اخلاق مردم، خود به خود درست می شود، اسلام فقط شکم مردم را سیر کن بی سواد بودن مردم و پایین بودن سطح فرهنگی و اخلاقی مردم و بالا نرفتن آگاهی های سیاسی مردم مهم نیست مهم آن است که فقط شکم مردم سیر باشد، اسلام شهید کننده ی امام حسن و امام حسین، اسلام شهید کننده ی ازادی و آزادگی، )
ر اسلام خلفای بنی عباس(اسلام طاغوت با ظاهری اسلامی، اسلام به از درون فاسد و ظالم بودن و از بیرون ظاهر الصلاح بودن، اسلامی که به بهانه ی حفظ نظام اسلامی از اوجب واجبات است به زعم خود برای ظلم وستم خویش توجیه شرعی می آورد، اسلام مهم نیست مردم از گرسنگی بمیرند یا نمیرند، فاسد بشوند یا نشوند، بی سواد باشند یا نباشند، فقیر باشند یا نباشند، بیماری روحی و جسمی داشته باشند یا نداشته باشند مهم آن است که حکومت اسلامی حفظ شود، اسلامی که می گوید ظاهر حکومت اسلامی باشد حالا اگر فساد سیستمی وجود داشت مهم نیست ، فساد گستره وجود داشت مهم نیست مهم ان است که ظاهر جامعه اسلامی باشد، اسلامی که بیشترین امام معصوم(خاندان محمد سلام الله علیه) را شهید کرد. شش امام را شهید کرد و خود را داعیه داراسلام می دانست.
و اسلام ناب محمدی پناه می برم(اسلام مبارزه با طاغوت، اسلام مبارزه با جهل و نادانی، اسلام صلح با سلاح ادب منطق و اخلاق، اسلام مبارزه با تحجر و خرافه گرایی، اسلام عقل و تدبیر، اسلامی که سلاحش ادب منطق و اخلاق است و با دعا و توکل به نتیجه می رساند، اسلام عقل و ایمان ، اسلام تعالی و پیشرفت هم مادی و هم معنوی).
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: