به‌روز شده در: ۲۹ خرداد ۱۳۹۷ - ۱۱:۵۰
گفت‌وگو
آیت الله العظمی علوی گرگانی: نسبت به مسایل فرهنگی اخیر نگرانیم
دیدار شورای سردبیری "خیبرآنلاین" با یک مرجع تقلید
صرف نشستن افراد در کنار رهبری، معیار انتخاب نیست
گفت‌وگوی خواندنی "خیبرآنلاین" با علی‌اصغر زارعی
ناگفته‌هایی از نحوه ورود آیت‌الله مهدوی‌کنی به خبرگان
گفت‌وگوی‌ "خیبرآنلاین" با حجت‌الاسلام میرلوحی(2)
چه کسانی آیت‌الله مهدوی‌کنی را بایکوت خبری کردند؟
گفت‌وگوی‌ "خیبرآنلاین" با حجت‌الاسلام میرلوحی(1)
موضوعات شورا جهت رفع تکلیف مطرح می‎شود
عضو شورایعالی فضای مجازی در گفت‌وگو با "خیبرآنلاین"
آشنایی با یک خواننده جوان جبهه انقلاب
گفتگوی اختصاصی "خیبرآنلاین" با سید مهدی ضامنی
تاثیر دودهه زندگی در آمریکا بر ذهن ظریف
گفتگوی اختصاصی "خیبرآنلاین" با محمدصادق کوشکی(2)
سیاستمدار در تراز انقلاب‌ اسلامی نداریم
گفتگوی اختصاصی "خیبرآنلاین" با محمدصادق‌ کوشکی(1)
استراتژی حزب‌الله برای 4 سال پیش رو
گفت‌وگوی خواندنی "خیبرآنلاین" با حسین الله‌کرم
بزرگترین اشتباه سیاسی‌ عمرم رای به خاتمی بود
گفت‌وگوی "خیبرآنلاین" با مهدی کوچک‌زاده (2)
انتخابِ تنهاییِ سودمند و مفید، مجالی را برای تفکر فراهم می آورد که در آن انسان در پی اصلاح یا تدوام روند فعلی برآید
"خیبرآنلاین" - بخش قابل توجهی از  متفکران  و دغدغه مندان حوزه اقتصادی مطرح می کنند که در جوامع جدید، مهمترین مشکل انسان در نابرابری و مشکلات اقتصادی خلاصه می شود و از دیگر عوامل سخنی به میان نمی آید و همچنان به ارائه و بحث من باب مفاهیمی نظیر فقر، تورم، بحران اقتصادی و این قبیل موضوعات بسنده می شود اما همانگونه که می دانیم، این اوامر با اعمال سیاست هایی مدبرانه در زمینه اقتصاد  قابل حل هستند؛ مشکلاتی که بخش اعظم آن به واسطه ناتوانی مدیران امر در حوزه اقتصاد شکل گرفته و بخش دیگر آن هم ریشه در خودخواهی حاکمان در جهت عدم تخصیص و تقسیم عادلانه منابع بین آحاد جامعه  دارد که تنسر  از موبدان زمان ساسانی  آن را عدم رعایت قانون عقل جهانداری در جهان میداند که باعث نابرابری شده است.

به گزارش پایگاه خبری - تحلیلی "خیبرآنلاین"، اما ریشه مشکلات انسان عصر جدید صرفا به امور مادی محدود نیست بلکه عوامل کیفی را نیز شامل می شود اموری از قبیل عدم گرایش به فضیلت مندی و نبود تکاپو در جهت رسیدن به آن، قطع ارتباط خود با ماورا یا نیروی خداوندی، از بین رفتن اخلاق در سطح خرد و کلان و...

به همین دلیل است که انسان های بیشماری از لحاظ کمی زندگی موفقی دارند اما از لحاظ معنا و کیفیت زندگانی شان بسیار تهی است و رنج های بسیاری را متحمل می شوند که یکی از این رنج ها، تنهایی است.

انسان مدرن به واسطه برگزیدن روزمرگی و تکرار و ارائه سبکی ناقص از زندگی، خود را  در میان چرخ دنده هایی قرار داده که فشارهای ناشی از محیط و جامعه پیرامون او را به اضمحلال و نابودی می کشاند. منظور از نابودی صرفا از بین رفتن جسمی و فرسودگی فیزیکی ناشی از تلاش بی اندازه برای تامین معاش و بهبود کمیت زندگی نیست؛ بلکه فروپاشی از درون به واسطه نداشتن آرامش روحی - روانی و ثبات فکری که بخش اعظم آن نتیجه محبوس کردن خود در میان دیواره هایی است که در الفاظ عامیانه آن را دویدن های روزانه برای هیچ می نامیم.

در چنین جامعه ای، انسان به شدت از خود فاصله گرفته و احساس تنهایی می کند؛ تنهایی انسان مدرن نتیجه ی تفکری است که در آن فرد خود را غرق در ارتباط های سطحی، ابزاری و بر پایه ی سود و منفعت می بیند و همین پی بردن به سطحی بودن ارتباطات اجتماعی و نگاه ابزاری افراد غیر نسبت به خویش است که باعث توجه فرد به خود می شود و نهایتا دغدغه ای برای تفکر پیرامون خویشتن را در انسان شکل می دهد و زمانی این جدایی از خود، بسیار رخ می نمایاند و امان فرد را می برد که شخص با وجود قرارداشتن در جمع، به شدت حس تنهایی می کند؛ تنهایی که خود با دستان خویش برای خویشتن رقم زده است. در چنین  وضعی است که دنبال خویش گشتن را آغاز و به واسطه همین جست و جو، تنهایی و خلوت را برای بازشناسی مجدد انتخاب می کند تا خود را از هلاکت احتمالی نجات دهد.

درست همانگونه که دکتر شریعتی بیان می دارد: "وقتی انسان بزرگ می شود، دغدغه های عالی تری پیدا می کند و این دغدغه های عالی باعث می شود به این موضوع واقف شود که  دیگران رنج های او را نمی فهمند و اینجاست که تنها می شود."

جامعه و عصر فعلی که خصلت اساسی و غیرقابل کتمان آن تکنولوژی است و همین تکنولوژی، روز به روز جامه ای نوین به خود می پوشد و از روزهای قبلترش پا پیش می گذارد و مدرن تر می شود، با تمام جوانب مثبت و کارآمدش که درآن جای هیچ بحث و سخنی نیست، انسان حاضر را تنهاتر کرده است.

به طور نمونه به وفور انسان هایی را می شناسیم که به تنهایی خویش واقف اند اما در فضای غیرواقعی به ارائه تصاویر مخدوش و متفاوت از خود روی می آورند و در پی حذف باطن اصیلشان که تنهایی با آن عجین شده، هستند، اما خود نیک می دانند که تنهایی، امانشان را بریده به طوری که حتی گسترش ارتباطات نتوانسته آن را پر کند و تنها راه حل  رسیدن به ثبات نسبی، بازگشت به خویشتن و تفکر و تلاش برای رسیدن به موفقیت و نقطه مطلوب است.

در این بین  تنهایی برای برخی ها فرصت بسیار گران سنگی را فراهم می آورد تا در این دنیای پرهیاهو، گوشه ای را به عزلت نشینی انتخاب کرده و برای ساعاتی هم که شده دنبال چیستی و مفهوم زندگی، سراسر درونشان را به کاوش و غلیان وادارند و  پرده از این کلام مولوی بر کشند که:
از کجا آمده ام، آمدنم بهر چه بود؟ / به کجا می روم؟ آخر ننمایی وطنم

انتخابِ تنهاییِ سودمند و مفید، مجالی را برای تفکر فراهم می آورد که در آن انسان در پی اصلاح یا تدوام روند فعلی برآید؛ انسانی که در تنهایی با شخم زدن زیروبم وجودش، به اشتباهاتش معترف شده و نسبت به آنها آگاهی یافته، مسلما در رفع همین کاستی ها و اشتباهات جدی تر گام برخواهد داشت و فضیلت مندی را انتخاب و به عنوان مشعلی فروزان، راهنمای روزهای پیش روی خویش می کند.

از طرفی همواره ادیان، مذاهب و حتی عرفان ها در پی آن بوده اند که انسان دغدغه مند، مشغله های ذهنی خود را از طریق ارتباط با پروردگار برطرف کند و بهترین نوع تنهایی که همواره مورد تاکید تفکرات مختلف و با رنگ بوی دینی بوده، تنهایی با معبود از جهت ارتباط بین عاشق زمینی با معشوق الهی و آسمانی است.
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱
محمد
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۷:۴۵ - ۱۳۹۶/۰۹/۳۰
0
0
این تنهایی انسان مربوط به جوامع سوسیالیستی بلوک شرق دهه هفتاد وهشتاد میلادی بوده وامروز دیگر وجود ندارد اگر برای امروز مشکلات اقتصادی و البته کاری حل شود هیچ مشکلی وجود ندارد مگر انکه سیاست عوض حل این مشکلات، سنگ جدیدی نیندازد و مثل یک سگ خوب رام وآرام بگیرد
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: