به‌روز شده در: ۲۴ آبان ۱۳۹۷ - ۱۰:۲۸
گفت‌وگو
آیت الله العظمی علوی گرگانی: نسبت به مسایل فرهنگی اخیر نگرانیم
دیدار شورای سردبیری "خیبرآنلاین" با یک مرجع تقلید
صرف نشستن افراد در کنار رهبری، معیار انتخاب نیست
گفت‌وگوی خواندنی "خیبرآنلاین" با علی‌اصغر زارعی
ناگفته‌هایی از نحوه ورود آیت‌الله مهدوی‌کنی به خبرگان
گفت‌وگوی‌ "خیبرآنلاین" با حجت‌الاسلام میرلوحی(2)
چه کسانی آیت‌الله مهدوی‌کنی را بایکوت خبری کردند؟
گفت‌وگوی‌ "خیبرآنلاین" با حجت‌الاسلام میرلوحی(1)
موضوعات شورا جهت رفع تکلیف مطرح می‎شود
عضو شورایعالی فضای مجازی در گفت‌وگو با "خیبرآنلاین"
آشنایی با یک خواننده جوان جبهه انقلاب
گفتگوی اختصاصی "خیبرآنلاین" با سید مهدی ضامنی
تاثیر دودهه زندگی در آمریکا بر ذهن ظریف
گفتگوی اختصاصی "خیبرآنلاین" با محمدصادق کوشکی(2)
سیاستمدار در تراز انقلاب‌ اسلامی نداریم
گفتگوی اختصاصی "خیبرآنلاین" با محمدصادق‌ کوشکی(1)
استراتژی حزب‌الله برای 4 سال پیش رو
گفت‌وگوی خواندنی "خیبرآنلاین" با حسین الله‌کرم
بزرگترین اشتباه سیاسی‌ عمرم رای به خاتمی بود
گفت‌وگوی "خیبرآنلاین" با مهدی کوچک‌زاده (2)
کد خبر: ۵۱۸۳۹
تاریخ انتشار: ۱۷ تير ۱۳۹۷ - ۱۰:۰۷
باند روحانی به بن‌بست رسیده
هرچه این تغییر و پوست اندازی با تاخیر مواجه شود، بر حجم مشکلات و افزایش انتقادات و تاخیر در حل آنها خواهد افزود
"خیبرآنلاین" - خسارت محض برجام تبدیل به چاه ویل دولت روحانی شده که البته همزمان با دولت، ملت را هم گرفتار و بلاتکلیف به حال خود رها کرده است.

به گزارش پایگاه خبری - تحلیلی "خیبرآنلاین"، این توافقنامه ی عجیب که حالا به عبرت تاریخی برای نسل های آینده مبدل شده، 5 سال به عنوان عمود خیمه ی دولت روحانی و مجلس لاریجانی، عموم فعالیت های کشور را تحت تاثیر و معطل خود کرد اما حالا، با خروج قابل پیش بینی آمریکا به عنوان اصلی ترین طرف برجام، موجبات سردرگمی دولت و ملت را فراهم آورده است.

باند روحانی که در تاکتیکی اشتباه، همه ی حیثیت خود را به این برجام بدفرجام گره زد و آشکارا برای ملت خط مشی تعیین نمود که حتی آب خوردن آنها نیز به توافق مذکور وابسته است، اینک در کوچه ای بن بست قرار گرفته و نمی داند که دقیقا چه باید بکند و متاسفانه به دلیل همین سردرگمی، به "تَکرار" اشتباهات قبلی اصرار عجیبی دارد.

بعد از خروج آمریکا از برجام، بخش اختصاصی تعهدات این کشور که چندین صفحه از این قرارداد را به خود اختصاص داده بود، عملا حذف می شود و بدین ترتیب، در واقع کل برجام از هم پاشیده است و دولت برای تدوام مذاکرات با اروپا، طبق قانون باید از مجلس مجوز جدیدی گرفته و قرارداد تازه ای را محور گفت و گوهای خود قرار دهد.

اما دولتی که رئیس آن خود را حقوقدان معرفی کرده بود، در یک بی قانونی آشکار، با همان مجوز نیم بند و مشروط به موارد مختلف، می خواهد برجام نابودشده را به هر قیمتی با اروپای زیر سلطه ی آمریکا به پیش ببرد؛ اما به چه قیمتی؟

روحانی که این روزها در ظاهر ژستی انقلابی و تهاجمی به خود گرفته، در میدان عمل اما با همان تیم شکست خورده ی مذاکرات برجام، در حال "تَکرار" مسیر پراشتباه قبلی است به گونه ای که پس از 2 ماه از نابودی برجام و فرصت غلطی که به اروپای امتحان‌پس‌داده تقدیم شد، اکنون از این امتیاز دوباره نیز دست خالی مانده است.

امروز همه ی حقوقدانان و حتی مردم عادی می دانند که برجام دیگر وجود قانونی و حقوقی ندارد، اما باند روحانی و لاریجانی همچنان اصرار بر آن دارند؛ آن هم در شرایطی که کشور بلاشک در بحران اقتصادی و معیشتی مردم وارد شده است.

تاسف برانگیز اینجاست که حتی اعتماد مجدد و تکراری به اروپا نیز منجر به ثبت شکستی دیگر برای این باند شد تا جایی که صدای اعتراض روحانی را هم به آسمان بلند کرد.

راهکار چیست؟

هرچند مشکلات چندلایه و زمین مین گذاری شده ای توسط باند روحانی برای ملت ایران پدید آمده است که البته بخشی از آن، ناشی از اتخاذ تصمیم احساسی و براساس فریب رسانه ای توسط بخشی از مردم در رای به این باند بر کشور تحمیل شده، اما چند راهکار دم دستی برای خروج از این بحران خودساخته ی دولتی می تواند در دستور کار قرار گیرد و طبیعی است که برای بازگشت به شرایط اوج، باید برنامه های ریزی های بلندمدت و دقیق طراحی و عملیاتی شود:

1. اعلام عدم کفایت روحانی به عنوان ریاست جمهوری

بلاشک امروز حتی بر بسیاری از رای دهندگان به روحانی این موضوع به اثبات رسیده که تفکر او و همپالگی هایش توانایی حل مشکلات متعدد مردم و کشور را ندارد. خوی اشرافیگری، حضور مدیران چندتابعیتی، زندگی در خارج خانواده ی بسیاری از مسئولان دولتی، دل بستن به کدخدای قلابی، انفعال در دستگاه دیپلماسی، عدم برنامه برای حل مشکلات اقتصادی، بی تفاوتی نسبت به معضلات اجتماعی، بی اعتنایی به ولنگاری فرهنگی، برجامیزه نمودن کشور، بازکردن راه برای نفوذ فتنه گران و جواسیس متعددی در بخش های مختلف مدیریتی، حاشیه سازی های فراوان و دهها مورد آشکار دیگر که همه روزه در برابر چشم مردم رقم می خورد، بیانگر واقعیت "عدم کفایت روحانی برای ادامه ریاست جمهوری" است.

در واقع کشور به یک شوک بزرگ انقلابی نیاز دارد که یکی از موضوعات موثر در آن، برکناری حسن روحانی به عنوان نماد تفکر ناکارآمدی، فرسودگی، خستگی و غربزدگی است.

2. تغییر تیم دیپلماسی

تیم دیپلماسی باند روحانی به لیدری محمدجواد ظریف، علیرغم هیاهوی بسیار و پرپاگاندای رسانه ای قابل تحسین، اما در میدان عمل تقریبا "هیچ" آورده ای جز خسارات متعدد برای کشور نداشته است. این تیم که در ماجرای قطعنامه ی جام زهری 598 نیز نقشی محوری داشت، در سال های 1382 تا 1384 یکبار مذاکرات از پیش باخته ای را با اروپا در سعدآباد بر کشور تحمیل نمود که نهایتا با بدعهدی غرب و سوءاستفاده ی اروپا از ضعف حاکم بر تیم مذاکره کنندگان آن دوره، به شکست انجامید.
آنها با ایجاد دوقطبی "مذاکره - مقاومت" در انتخابات 92 موفق شدند مجددا به عرصه ی تصمیم گیری برای کشور بازگردند و حالا بیش از 5 سال از اقدامات همه جانبه ی آنان می گذرد که نتیجه ی عملکردشان همینک در سطح جامعه قابل مشاهده است.
در واقع، این جماعت که در رجز انتخاباتی شان، فقط خود را زبان‌بلد مذاکره با غرب معرفی کردند، حالا اثبات کرده اند که حتی به اندازه ی یک شاغل در بنگاه املاک و خودرو نیز توانایی انعقاد قراردادی دوجانبه با رعایت حقوق طرفین را ندارند؛ تا جایی که علاوه بر عدم انعقاد قراردادی متوازن و با رعایت حقوق خود، حتی نتوانستند یک تیم مورد اعتماد را انتخاب کنند و در جمع برجام آورندگان، جاسوس های متعددی شناخته شده و هم اکنون دوران محکومیت خود را طی می کنند و شاید هنوز نقاب از چهره ی افراد دیگری نیفتاده باشد و در آینده چنین اتفاقی بیفتد.
بنابراین، تغییر تیم دیپلماسی غرب‌محور یکی از ضروریات و بایسته های خروج از بحران فعلی است.

3. بازکردن میدان برای حضور مدیران جوان

کشور جوان ایران اسلامی متاسفانه طی 5 سال گذشته شاهد حضور پیرترین دولت های تاریخ بوده است. هر 2 دولت روحانی با میانگین سنی حدود 70 سال و با خستگی و پیری در عملکرد مدیریتی، عملا بر مشکلات موجود در کشور افزوده است.
اکنون "تغییر" یک نیاز فوری و راهگشاست؛ آن هم تغییری جوانانه، بانشاط، انقلابی و به سمت جلو.
کشور دارای مدیران جوانِ باانگیزه ای است که مترصد فرصتی هستند تا علاوه بر اثبات کارآمدی ها، خدمات ماندگاری را به هموطنان خود ارایه دهند. جوانانی متعهد و متخصص، شجاع، باانرژی، مجرب و آشنا به علوم روز.
هرچه این تغییر و پوست اندازی با تاخیر مواجه شود، بر حجم مشکلات و افزایش انتقادات و تاخیر در حل آنها خواهد افزود. لازم است در ادامه ی 2 تغییر فوق، فضا برای سومین راهکار نیز گشوده شود تا امید واقعی به ملت بازگردد و ایرانیانِ فعلی، طعم خوش غرور و افتخار را با تمام وجود احساس کنند.

***
لازم به تاکید است که خروج از بحران فعلی نیازمند راهکارها و برنامه ریزی های گسترده و متعدد اما همسویی است که 3 راهکار فوق، به دلیل اولویت در حل بحران به عنوان ضروریات قطعی پیشنهاد شده است.
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: