به‌روز شده در: ۲۷ تير ۱۳۹۷ - ۱۳:۲۸
گفت‌وگو
آیت الله العظمی علوی گرگانی: نسبت به مسایل فرهنگی اخیر نگرانیم
دیدار شورای سردبیری "خیبرآنلاین" با یک مرجع تقلید
صرف نشستن افراد در کنار رهبری، معیار انتخاب نیست
گفت‌وگوی خواندنی "خیبرآنلاین" با علی‌اصغر زارعی
ناگفته‌هایی از نحوه ورود آیت‌الله مهدوی‌کنی به خبرگان
گفت‌وگوی‌ "خیبرآنلاین" با حجت‌الاسلام میرلوحی(2)
چه کسانی آیت‌الله مهدوی‌کنی را بایکوت خبری کردند؟
گفت‌وگوی‌ "خیبرآنلاین" با حجت‌الاسلام میرلوحی(1)
موضوعات شورا جهت رفع تکلیف مطرح می‎شود
عضو شورایعالی فضای مجازی در گفت‌وگو با "خیبرآنلاین"
آشنایی با یک خواننده جوان جبهه انقلاب
گفتگوی اختصاصی "خیبرآنلاین" با سید مهدی ضامنی
تاثیر دودهه زندگی در آمریکا بر ذهن ظریف
گفتگوی اختصاصی "خیبرآنلاین" با محمدصادق کوشکی(2)
سیاستمدار در تراز انقلاب‌ اسلامی نداریم
گفتگوی اختصاصی "خیبرآنلاین" با محمدصادق‌ کوشکی(1)
استراتژی حزب‌الله برای 4 سال پیش رو
گفت‌وگوی خواندنی "خیبرآنلاین" با حسین الله‌کرم
بزرگترین اشتباه سیاسی‌ عمرم رای به خاتمی بود
گفت‌وگوی "خیبرآنلاین" با مهدی کوچک‌زاده (2)
کد خبر: ۵۱۸۴۴
تاریخ انتشار: ۱۹ تير ۱۳۹۷ - ۱۵:۵۲
خطای حاج قاسم سلیمانی در نگارش نامه به روحانی از الطاف خفیه الهی به وی و دیگر نیروهای انقلابی است؛ خطا در مساله‌ای نه‌چندان حیاتی و خطیر، آزمون و عبرتی شد جهت موفقیت در آزمونهای راهبردی و خطیر پیش رو
"خیبرآنلاین" - قاسم سلیمانی‌ای که می شناسیم، دوست داشتنی است؛ آنانی که دل در گرو انقلاب اسلامی دارند، حتما به حاج قاسم سلیمانی هم علاقه مندند. فرمانده شجاع، مخلص، باهوش و ارزشمندی که هرکس او را از نزدیک می شناسد، تصدیق می کند او یک جهادگر شهادت طلب است.

به گزارش پایگاه خبری - تحلیلی "خیبرآنلاین"، با همه احترام قلبی و ارزشی که برای او قائل هستیم، متاسفانه هفته گذشته نامه ای از او خطاب به حسن روحانی منتشر شد که حاوی تعابیر غلوآمیز و اغراق گونه ای نسبت به این فرد بود. انتشار این نامه و متن احساسی و تمجیدآمیزش باعث شد تا از باب النصیحه لائمه المسلمین (نقد و نصیحت مسئولان و امرای حکومت اسلامی) نکاتی در نقد این نامه ذکر شود.

الف) از حیث روانشناختی

1. در شرایطی که مردم تحت فشارهای شدید اقتصادی قرار دارند و بی عملی، تنبلی و پیری دولت و رئیس جمهور، حتی کارشکنی برخی افراد معلوم الحال و خلف وعده های مکرر روحانی جلوی چشم مردم قرار دارد، پیام دستبوسی سردار این انگاره غلط را به مردم توده و مستضعف القا می کند که «همه با هم هستند» و سپاه و دولت و نظام و... همه در ایجاد این مشکلات، به ویژه در مفاسد اقتصادی متعددی که روزانه خبری می شود، همدستند و همه با هم هستند و کسی به فکر مردم نیست؛ در حالی که رهبر معظم انقلاب با نوشتن نامه به رئیس جمهور درباره بحران ارز و سکه و مطالبه گزارش از روحانی درخصوص اخلالگری در این بازار، هوشمندانه اثبات کردند مساله اصلی اقتصاد است و رئیس جمهور باید پاسخگوی عملکرد اقتصادی اش باشد؛ همچنین نشان دادند که رهبری مطالبه گر خواسته های ملت است؛ سپاه هم باید صدای طبقات مستضعف باشد.

ب) از زاویه تهدید نفتی روحانی

2. در شرایطی که رهبر معظم انقلاب جنگ امروز را جنگ اقتصادی عنوان می کنند و اتاق جنگ با ایران را وزارت خزانه داری آمریکا معرفی می کنند، بردن سطح درگیری ما و غرب به فاز سخت و نظامی خلاف دیدگاه تصریحی معظم له است: "من عرض می کنم دشمن ما اتاق جنگ را برده است در وزارت خزانه‌داری؛ [اتاق] جنگ علیه ما به جای وزارت دفاع، وزارت خزانه‌داری آنها است، به شکل فعّال هم مشغولند". (بیانات در دیدار مسئولان نظام- 97/3/2)

روحانی با تهدید نفتی خود، سطح منازعه را به حوزه نظامی کشاند و سردار سلیمانی با پشتیبانی و حمایت از این تهدید، آن را تایید و تکمیل کرد.

3. بردن سطح منازعه به فاز سخت و نظامی، تایید خط رسانه ای و روانی دشمن در القای جنگ است. همان نکته ای که ولی امر مسلمین به صراحت از آن بر حذر داشتند و القای جنگ را در راستای تحمیل برجامهای بعدی معرفی فرمودند: "امروز هم کسانی درصدد این هستند که یک شکل معیوب از برجام را بر کشور تحمیل کنند؛ دولتهای خارجی دنبال این هستند و یک عدّه‌ای در داخل تبلیغ میکنند که اگر این نشود، جنگ خواهد شد؛ نه آقا، این دروغ است، این تبلیغ به نفع دشمن است". (بیانات در مراسم بیست و نهمین سالگرد رحلت امام خمینی-97/3/14)

جریان غربگرا مدعی است سایه جنگ دوباره بر سر کشور افتاده است؛ همانگونه که در قضیه برجام هسته ای به دروغ ادعا می کردند برجام، سایه جنگ را از سر کشور برداشت، اکنون هم به دنبال القای جنگ هستند تا بگویند راه برداشته شدن سایه جنگ، برجامهای بعدی است. تهدید نفتی اخیر نیز در راستای القای جنگ بود که متاسفانه با تایید فرمانده نیروس قدس سپاه، این خط انحرافی جدی و واقعی نشان داده شد.

4. یک اصل پایه وجود دارد که می گوید وقتی در جنگ اقتصادی منازعه به حوزه سخت و نظامی ارتقا داده شود، شاید در کوتاه مدت فایده داشته باشد، اما به دشمن این پیام را منتقل می کند که فشار اقتصادی او جواب داده و دچار ضعف اقتصادی هستیم و او را ترغیب می کند که مسیرش را در جنگ اقتصادی ادامه دهد. اصولا تهدیدات سخت باید همراه با تصمیمات جدی در افزایش استحکام اقتصادی باشد نه جایگزین آن. وانگهی در درازمدت و با طولانی شدن جنگ نظامی، همان مشکل اقتصادی هم تشدید خواهد شد. نکته دیگر اینکه این دست متحدانمان برای همکاری و پیمان های پولی 2 جانبه و دیگر معاهدات و توافقات هم بسته می شود. راه حل مقابله با تهدید اقتصادی دشمن، اقتصاد مقاومتی و تقویت درون است.

ج) از زاویه برجام اروپایی

5. در شرایطی که "فرد موردنظر" در کشور سوئیس (مشهور به رابط آمریکا و حافظ منافع آن) به دنبال مذاکره درباره برجامهای موشکی و منطقه ای است(!) و بازرسان آژانس بین المللی اتمی در حال بازدید از مراکز دانشگاهی ما هستند، تعبیر سردار سلیمانی به عنوان فرمانده نظامی ایران در منطقه و کسی که قاعدتا مواضع منطقه ای او موضع نظام باید تلقی شود، مبنی بر «برای هر سیاستی که مصلحت نظام اسلامی باشد در خدمت هستم»، چه معنی ای می تواند داشته باشد؟

در ادبیات سیاسی رایج ما به مفاهیمی مانند «مقاومت» و «جهاد» هیچگاه "مصلحت" اطلاق نمی شود. از آخرین جمله نامه سردار سلیمانی، دشمن پیام پذیرش برجام منطقه ای و احتمالا خروج نظامی ایران از منطقه را برداشت خواهد کرد؛ همان تحلیلی که BBC هم در شب انتشار نامه به مخاطبان خود ارائه نمود. در داخل هم از این تعبیر چنین برداشت و سوءاستفاده ای شد؛ تاکید تامل برانگیز حسام الدین آشنا بر تعبیر مصلحت نظام و واکنش توئیتری اش به این نامه معنادار بود: «‏نامه سردار به رئیس ‌جمهور مهم‌ترین سند هماهنگی مطلق نیروی نظامی و مدیریت سیاسی کشور تحت زعامت ولایت امر برای هر سیاستی است "که مصلحت نظام اسلامی باشد"....»!

6. در شرایطی که همه می دانند تصمیم گیری درباره تنگه هرمز در اختیار روحانی نیست و اساسا روحانی ای که می شناسیم، چنین کاری را نخواهد کرد، موضع فرمانده سپاه قدس در ارجاع «مصلحت نظام» به او، معنی واقعی اش در میدان عمل، سازش و مذاکره است.

7. در عرف دیپلماتیک میان نیروها و عناصر داخلی کشورها برای موضعگیری های بین المللی نوعی تقسیم کار نانوشته صورت می گیرد؛ عده ای مواضع رادیکال و سخت می گیرند تا مواضع محافظه کارانه و نرمِ بخش دیگری از حاکمیت را پشتیبانی کنند و پیش ببرند. از نظر دشمنان ما، سپاه جریان سخت و رادیکال انقلاب اسلامی محسوب می شود، بنابراین موضع سردار سلیمانی مبنی بر آمادگی برای اجرای مصلحت نظام، از حیث تاکتیکی و دیپلماتیک نشانه ضعف شدید ماست. معنی این عبارت این است که جریان سخت نظام به جای موضع رادیکال، به دشمن پیام مذاکره و سازش ارسال می کند و این ضعف شدید ما را برای دشمن ترسیم می کند.

8. رهبر معظم انقلاب می فرمایند: «به اروپا خوشبین نیستم» و این بدبینی را بر مبنای تجربه عقلی معرفی می کنند اما روحانی دقیقا بر خلاف این نظر، در حال مذاکره با اروپایی هاست؛ سردار سلیمانی در نامه خود، به جای انتقاد از موضع و عملکرد غیرعاقلانه روحانی بر مبنای سخن حکیمانه معظم له، سخنان روحانی را حکیمانه می خواند!

د) از حیث ادبیات نامه

9. به کاربردن تعبیر دستبوسی در نامه، نشانه نوعی تواضع عاطفی و قلبی و صمیمیت است، نکته ای که برخی رسانه های حامی دولت هم بدان اشاره داشتند.

اما مساله مهم این است که تواضع عاطفی و قلبی از سوی یک فرمانده انقلابی نسبت به غربگرایان سازشکار در یک موضع رسمی کار درستی است؟ جریانی که در عمل، تمام هم خود را صرف استحاله انقلاب کرده و به دنبال تسلیم ایران در برار مستکبرین است.

اگر بگوییم باید از روحانی حمایت تاکتیکی کنیم، توجیه پذیرتر از این است، اما لحن صمیمی نامه نشان می دهد ماجرا فراتر از تاکتیک است.

روحانی همان است که می شناختیم؛ همان روحانیِ مک فارلین، همان روحانیِ قطعنامه، همان روحانیِ توافق سعدآباد و پاریس و همان روحانیِ برجام هسته ای!

با فرض اینکه حمایت از یک موضع ظاهرا انقلابی بعضی افراد، کاری صحیح باشد، اما عجله برای دستبوسی هم توجیه پذیر است؟ آیا مالک اشتر هم برای برخی سخنان گاه و بیگاه ظاهرا انقلابی ابوموسی ها و اشعث ها به دستبوسی می شتافت؟

5 نکته کلیدی

1. برخی عناصر انقلابی که این روزها از مواضع ظاهرا انقلابی بعضی افراد تمجید می کنند، نامه سردار را در همین راستا و اقدامی وحدت بخش و موثر می دانند. در پاسخ به کسانی که می گویند باید از مواضع درست و انقلابی بعضی افراد تعریف و تمجید کرد، 4 نکته به عرض می رسد:

الف) منافق را باید با «سخن» و «عمل»ش، توامان «تحلیل» کرد. سخن منافق از عملش و از نیتش جدا نیست؛ اساسا از ویژگی های اصلی منافقین این است که بسیار زیبا و خوب سخن می گویند؛ حتی عملش هم در بسیاری از موارد ظاهر درستی دارد. معاویه خطبه های بسیار زیبایی دارد، بعضا بسیار شبیه به خطبه های امیرالمومنین(ع). سپاهیان عمر سعد هم ظهر عاشورا به نماز ایستادند؛ آیا نمازخواندنشان کار درستی بود؟ اتفاقا نمازخواندنشان بدتر از نخواندن نماز بود! چرا که همان نماز، پوشش باطن پلشتشان در چشم عده ای بی بصیرت می شد. منافق اصولاً می خواهد ما بدون توجه به اعمال خیانت بارش، از سخنانش تجلیل کنیم؛ او به تجلیل ما نیاز دارد تا نفاقش را بپوشاند.

امیرالمومنین(ع) درباره منافقین می فرمایند: سخن آنها شفاست اما عملشان درد بی درمان است. ظاهر سخن خوارج آیه قرآن بود "لا حکم الا لله"؛ اما آیا سخنشان درست بود و قابل تجلیل؟ چرا خداوند در قرآن از حرف خوب منافقین استقبال نکرد و در عوض آنان را دروغگو معرفی نمود: «إِذَا جَاءَكَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَكَاذِبُونَ؛ (منافقون: 1) هنگامي كه منافقان نزد تو مي آيند مي گويند ما شهادت مي دهيم كه حتما تو رسول خدائي - خداوند مي داند كه تو قطعا رسول او هستي - ولي خداوند شهادت مي دهد كه منافقان دروغگو هستند.» مگر نه اینکه «نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ» سخن خوب و درستی است؛ چرا خداوند توبیخشان می کند؟

«منافق»، منافق است؛ یعنی سخنش با عملش یکی نیست. سخنان انقلابی به زبان می آورد، اما ضدانقلابی عمل می کند؛ به همین دلیل است که خداوند از منافقینی که سخنان انقلابی به زبان می آورند، «عمل» را مطالبه می کند تا نفاقشان آشکار شود: «وَأَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ لَئِنْ أَمَرْتَهُمْ لَيَخْرُجُنَّ قُلْ لَا تُقْسِمُوا طَاعَةٌ مَعْرُوفَةٌ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ؛ آنها با نهايت تاكيد سوگند ياد كردند كه اگر به آنان فرمان دهي (برای جهاد از خانه و شهر خود) بيرون مي روند؛ بگو: سوگند ياد نكنيد، شما اطاعت خالصانه نشان دهيد كه خداوند به آنچه عمل مي كنيد آگاه است.» (نور: ۵۳)

ب) روحانی پیش از این نیز کم سخن ظاهرا انقلابی نگفته است؛ بنی صدر و خاتمی و میرحسین و هاشمی و احمدی نژاد هم کم سخنان انقلابی نگفته اند! چرا نیروهای انقلابی از مواضع ظاهرا انقلابی خاتمی یا احمدی نژاد اینگونه حمایت نمی کردند یا نمی کنند؟ چون در آن مواقع به درستی می دانستند که هدف از اظهار اینگونه سخنان به ظاهر انقلابی چیز دیگری است: کلمه حق یراد بها الباطل...

چرا وقتی حسن روحانی در واکنش به نظر آمریکا مبنی بر اعلام قدس به عنوان پایتخت اسرائیل، موضع ظاهرا انقلابی و درستی گرفت، موج حمایت از او ایجاد نشد؟ چرا وقتی روحانی گفت اسرائیل تخم ترور را در منطقه کاشته و ما برای هرگونه همکاری بدون قیدوشرط با کشورها برای حفاظت از قدس اعلام آمادگی می کنیم، فرمانده نیروی قدس سپاه نامه ننوشت تا اعلام آمادگی برای عملیاتی کردن این سیاست کند؟

ج) شاید در پاسخ به استدلالات فوق، به سیره رهبر معظم انقلاب در تمجید از مواضع خوب افرادی مانند خاتمی، هاشمی، روحانی، ظریف و احمدی نژاد استناد گردد. مانند دفاع ایشان از مواضع خوب تیم مذاکره کننده هسته ای یا دفاع از تعبیر مدینه النبی خاتمی و...

در پاسخ باید گفت اولا دقت در این جنس بیانات معظم له نشان می دهد تقریبا در همه موارد ایشان در کنار این تجلیل، اگر عمل یا اعتقادی خلاف موضع خوب اعلام شده توسط آن فرد وجود داشته، به صورت مبنایی و اصولی آن موضع را نقد و رد کرده و در واقع تجلیل خود را توام با توجه دادن به واقعیت عمل فرد هم نموده اند. ثانیاً ممکن است در جایی امام جامعه بنا به مصالح مدیریتی، مسئولی را مدیریت کنند یا مصلحت دیگری تشخیص داده اند یا از موضع پدرانه، افراد را تحویل بگیرند؛ اما این نافی وظیفه روشنگری و تبیین خواص انقلابی درباره پشت پرده های جریان نفاق نیست و نخواهد بود. امیرالمومنین(ع) در حکومت عثمان در قبال بسیاری مفاسد ظاهرا سکوت می کند اما در همان زمان، ابوذر منتقد معترض روشنگر مورد عنایت و تایید حضرت قرار دارد.

د) همانطور که در بندهای 2 و 3 و 4 از خطاهای راهبردی اشاره شد، اساسا موضع روحانی مبنی بر تهدید نفتی، نه تنها انقلابی نیست بلکه در جهت خلاف نظرات اعلام شده از سوی نظام است. موضع روحانی درباره یهودیان هم شباهت بیشتری با موضع غربیها داشت تا موضع انقلابی امامین انقلاب. روحانی از بدهکاری تاریخی یهود به ما گفت و مباحث مربوط به کوروش را پیش کشید و بدهکاری کشورهای اروپایی به یهودیان را گفت. اساس این مواضع علیه اسرائیل، بسیار شبیه مواضع ضداسرائیلی اروپایی هاست.

جدای از همه این نکات، آیا بعد از گذشت 40 سال از انقلاب، به رسمیت نشناختن رژیم جعلی صهیونیستی توسط رئیس جمهوری اسلامی ایران ذوق زدگی دارد و مستحق تجلیل است؟!  آنچه وظیفه هست، جای تشکر ندارد. روحانی در واقع با اظهارنظرش در مورد رژیم صهیونیستی، آنچه را که وظیفه اش به عنوان رییس جمهوری اسلامی ایران بود، انجام داد و به عبارتی غیر از این نمی توانست انجام دهد. از این رو تشکر از انجام وظیفه معنا ندارد.

2. سردار قاسم سلیمانی فرمانده مخلص، شجاع، ارزشمند و باهوش سپاه اسلام است؛ اما متاسفانه سوابق اظهارنظرات و مواضع او در مسائل سیاست داخلی کشور نشان می دهد او مکررا با خطای محاسباتی در تحلیل روبرو بوده است. عکس او با صادق خرازی در خانه اش با حضور نمادین رنگ سبز در تصویر (مرداد 88)، عکس صمیمی سردار با ظریف در خانه ی او در اوج مذاکرات پرحاشیه بین المللی، حضور در خانه مادر اسحاق جهانگیری معاون اول روحانی در بحبوحه مطرح بودن پرونده نام برادرش، اهدای انگشتر ویژه به همسر هاشمی رفسنجانی، استکبارستیز خواندن هاشمی در همه عمر سیاسی هاشمی، 2 بار حضور در جلسه فراکسیون حامیان لاریجانی در روزهای قبل از انتخابات سالانه رئیس مجلس و... تنها بخشی از مواضع سیاسی اوست.






3. برخی القا می کند همه نظرات وی به عنوان یک فرمانده نظامی، نظرات آقاست و حتما با هماهنگی قبلی اعلام می شود؛ علاوه بر وجود مثالهای نقض واضحی در رد این نظر، مانند نامه تبریک سرلشکر فیروزآبادی رئیس وقت ستادکل نیروهای مسلح به توافق لوزان و واکش صریح و علنی رهبر معظم انقلاب به آن، حتی در پاره ای از موضعگیریهایی که مرتبط با مسئولیت و وظیفه سرلشکر سلیمانی بوده است، دیدگاه وی با موضع علنی معظم له تفاوت داشته است.

سردار سلیمانی در 31 خردادماه 95 در پی سلب تابعیت رهبر شیعیان بحرین، طی بیانیه ای هشدار داد که حکومت آل خلیفه «در صورت هرگونه تعدی به شیخ عیسی قاسم با مقاومت مسلحانه بی‌سابقه‌ای روبرو می‌شود که اسقاط رژیم بحرین گوشه‌ای از تبعات آن خواهد بود.» این هشدار بی سابقه سردار سلیمانی با واکنشهای بسیاری در دنیا روبرو شد. در اوج حضور ایران در سوریه، از بیانیه فرمانده نیروس قدس سپاه و سخن وی مبنی بر قیام مسلحانه این پیام برداشت شد که ایران خود را آماده حضور در بحرین کرده است. در داخل هم همه نیروهای انقلابی این اقدام را کاملا انقلابی و صحیح ارزیابی کردند؛ اما 17 روز بعد در تاریخ 16 تیرماه 95 امام خامنه ای در بیانات خود در دیدار مسئولان نظام و سفرای کشورهای اسلامی فرمودند: «ما در مسئله‌ى بحرین هیچ دخالتى نکردیم و نخواهیم کرد امّا نصیحتشان داریم می کنیم». واکنش نسبتا صریح رهبر معظم انقلاب به موضع 2 هفته قبلترِ فرمانده سپاه قدس، گویای این بود که ظاهرا بیانیه مهم 31 خرداد سردار سلیمانی با هماهنگی ایشان نبوده است.

طی 2، 3 سال گذشته برخی حلقه های انحرافی، انتقادات ناجوانمردانه ای به سردار سلیمانی داشته اند؛ در ماجرای نامه اخیر نیز گویی میوه درخت جفاهای مکرر خود به سردار را می چینند، موج انتقادات و حملاتشان را دوباره از سر گرفتند، اما همانطور که از محتوای این یادداشت دلسوزانه انتقادی مشخص است، بی تردید میان نقدهای ذکرشده در اینجا و محتوا و خاستگاه انتقادی حلقه های مذکور، مرز شفاف و خط فاصل واضحی وجود دارد که خواننده فهیم متوجه آن می شود.

اما در پایان و از زاویه ای دیگر، به نظر می رسد خطای حاج قاسم سلیمانی در نگارش نامه به روحانی از الطاف خفیه الهی به وی و دیگر نیروهای انقلابی باشد. خطا در مساله ای نه چندان حیاتی و خطیر، آزمون و عبرتی شد جهت موفقیت در آزمونهای راهبردی و خطیر پیش رو.

از هیچ عنصر انقلابی نباید قدیس ساخت و همه خواص هم باید نقد اشتباهاتشان توسط جریانات انقلابی را هدیه الهی به خود تلقی کنند. خط قرمز جریانات انقلاب، امامین انقلاب هستند؛ نباید اشتباهی که عده ای در قدیس سازی از احمدی نژاد دولت نهم و عدم اجازه انتقاد از وی مرتکب شدند، یا قدیس سازی از هاشمی در دولت اول سازندگی، تکرار شود.
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۷
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۳:۴۳ - ۱۳۹۷/۰۴/۱۹
0
1
مصطفی کمال پاشا را می شناسید؟ او قهرمان و سردار رشید اسلام بود که در
نبرد گالیپولی استامبول را نجات داد. بعدا یونانیان را شکست داد و ازمیر
و ادرنه را پس گرفت. تصویر او را کنار تصویر صلاح الدین ایوبی کشیدند. و
او همان آتاتورک بعدی بود!
حسنی مبارک هم از روز اول یک خائن بالفطره و نوکر اسراییل نبود بلکه
سردار فاتح عرب در جنگ یوم کیپور بود.
وقتی می بینید یک نفر ناگهان اینهمه بزرگ و مطرح می شود شک کنید.
چرا که در همه جای دنیا اسم مغزهای نظامی جزو اسرار بکلی سری است.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۳:۴۸ - ۱۳۹۷/۰۴/۱۹
0
1
اشتباه سلیمانی کشاندن سایه جنگ نبود. اشتباهش بوسیدن دست (...) بود که بر رآکتور اراک بتن ریخت.
اتفاقا ما از جنگ استقبال می کنیم. ار قرار است جمهوری اسلامی نابود شود بهتر است به صورت شرافتمندانه و در جنگ با آمریکا نابود شود تا اینکه مثل شوروی و یوگسلاوی به خاطر خیانتهای داخلی فروبپاشد.
مدیر پایگاه قسمت نقطه چین داخل پرانتز به جهت داشتن بار حقوقی ویرایش شد
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۰:۴۲ - ۱۳۹۷/۰۴/۲۰
1
0
حاج قاسم کارش درسته،بعد مردم هم متوجه هستند شما زیاد سخت نگیرید
پاسخ ها
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۱۷:۲۲ - ۱۳۹۷/۰۴/۲۱
(...) هیچ جای دنیا اسم مغزهای متفکر نظامی خود را افشا نمی کنند. هر جا که افشا کردند شک کنید توطئه ای در کار است.
مدیر پایگاه قسمت نقطه چین داخل پرانتز به جهت داشتن بار حقوقی ویرایش شد
Ali Haghgoo
|
Australia
|
۰۴:۲۳ - ۱۳۹۷/۰۴/۲۰
1
0
در عجبم با این نوشته سخیف و سر تا پا ناجوانمردانه دشنام و سنگ پراکنی در نقد ۹ خطای راهبردی انچه که مسم است ایادی کم اندیش با تفکر ایجاد تنش در داخل به هر مسیری میروند تا کشور را از داخل تسلیم کنند این جوانمردی نیست
پاسخ ها
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۱۷:۲۲ - ۱۳۹۷/۰۴/۲۱
من در عجبم از شما که اسم خود را حقگو گذاشته اید در حالیکه این همه استدلال قاطع در مورد اثبات خطا بودن حرکت سلیمانی را نخوانده اید و باورتان شده که اسمهای بزرگ حقانیت می آورند و حق دنبال نامها می رود!

اعراف الحق تعرف اهله اعراف الباطل تعرف اهله
حق را بشناس تا اهل حق را بشناسی و باطل را بشناس تا اهل باطل را بشناسی
و این همان جملات نورانی امام علی علیه السلام به فرد ابلهی بود که خیال می کرد اسم بزرگ زبیر سیف الاسلام و ام المومنین عایشه برایشان حقانیت می آورد.

آری. اشتباه مردان بزرگ به همان اندازه بزرگ است.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۸:۳۷ - ۱۳۹۷/۰۴/۲۲
0
0
اگر بگویم بزرگترین ضربه را به اقتصاد ایران میر حسین موسوی در دوران نخست وزیری اش زده با مدرک گفتم و اگر بگویم بزرگترین خدمات به اقتصاد و اقتدار ایران را احمدی نژاد داشته با مدرک گفتم و میدانیم ودیدیم در لابه لای تشریح عملکرد سردار اهل غلو ،در بند "ب"،شماره پنج احمدی نژاد را همراه با خاتمی یکی گرفتند من دوران خاتمی واحمدی نژاد وروحانی را به خاطر دارم احمدی نژاد هم منافع اقتصادی عموم مردم را تامین کرد هم به پیشبرد تاسیسات هسته ای کمک کرد هر چه داریم از احمدی نژاد است چرا نمک بخورم نمک دان بشکنم، احمدی نژاد بدان مردم قدر زحمات وخدمات خالص تو را میدانند مگر تاسیسات هسته ای جز در زمان احمدی نژاد رشد کرد؟مگر رشد اقتصادی بالا جز در زمان احمدی نژاد حاصل شد؟احمدی نژاد آمد ما توانستیم دانشگاه راه پیدا کنیم خانه وخودرو بخریم کار پیدا کنیم احمدی نژاد رفت باند بازی برگشت ما از کار اخراج شدیم خانه وخودرو را نیز فروختیم آنها که در فتنه 88علیه احمدی نژاد «نه لزوما امنیت جمهوری اسلامی»اخلال کردند یک مشت فاحشه وقورومساق مزدور بودند که از طرف لیبرالیسم جهانی همان که رجایی وباهنر و ...را در بمب گذاری سال شصت به شهادت رساند ،اجیر سده بودند،همان لیبرالی که (...) ما را برکنار کرده ودر (...) مظلومانه به شهادت رساند بله (...) شهید بود تنها حاکم شرعی ایران از نسل (...) است هر که غیر از ایشان باشد نامشروع است ما تا تاریخ هست قدردان زحمات خادمان ملت احمدی نژاد و دیگران خواهیم بود احمدی نژاد نوری بود در تاریکی خادمی بود در دل یک حکومت (...) ونور بر تاریکی پیروز است احمدی نژاد پایدار باشی
مدیر پایگاه قسمت های نقطه چین داخل پرانتز به جهت داشتن بار منفی و حقوقی ویرایش شد
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: