به‌روز شده در: ۲۴ آذر ۱۳۹۷ - ۱۴:۲۴
گفت‌وگو
آیت الله العظمی علوی گرگانی: نسبت به مسایل فرهنگی اخیر نگرانیم
دیدار شورای سردبیری "خیبرآنلاین" با یک مرجع تقلید
صرف نشستن افراد در کنار رهبری، معیار انتخاب نیست
گفت‌وگوی خواندنی "خیبرآنلاین" با علی‌اصغر زارعی
ناگفته‌هایی از نحوه ورود آیت‌الله مهدوی‌کنی به خبرگان
گفت‌وگوی‌ "خیبرآنلاین" با حجت‌الاسلام میرلوحی(2)
چه کسانی آیت‌الله مهدوی‌کنی را بایکوت خبری کردند؟
گفت‌وگوی‌ "خیبرآنلاین" با حجت‌الاسلام میرلوحی(1)
موضوعات شورا جهت رفع تکلیف مطرح می‎شود
عضو شورایعالی فضای مجازی در گفت‌وگو با "خیبرآنلاین"
آشنایی با یک خواننده جوان جبهه انقلاب
گفتگوی اختصاصی "خیبرآنلاین" با سید مهدی ضامنی
تاثیر دودهه زندگی در آمریکا بر ذهن ظریف
گفتگوی اختصاصی "خیبرآنلاین" با محمدصادق کوشکی(2)
سیاستمدار در تراز انقلاب‌ اسلامی نداریم
گفتگوی اختصاصی "خیبرآنلاین" با محمدصادق‌ کوشکی(1)
استراتژی حزب‌الله برای 4 سال پیش رو
گفت‌وگوی خواندنی "خیبرآنلاین" با حسین الله‌کرم
بزرگترین اشتباه سیاسی‌ عمرم رای به خاتمی بود
گفت‌وگوی "خیبرآنلاین" با مهدی کوچک‌زاده (2)
کد خبر: ۵۲۲۰۵
تاریخ انتشار: ۲۶ شهريور ۱۳۹۷ - ۱۵:۴۸
مهدی ابوماهیگیر
"خیبرآنلاین" - آنچه حضرت امام(ره) را به فقه جواهری معتقد می‌کرد توجه به این بود که اکمالِ دین و محصولِ نهاییِ اجتهاد و فقاهت، تنها بر بستر یک دولت و حاکمیت دینی تحقق می یابد. محصول اجتهاد و فقاهت، حاصل خردورزیِ حکیمانه و منطقی و اصولی در منابع اصیل وحی و سنت است. همه شئونات تمدن‌ساز و سعادت بخش بشر از حدود و دیات و قصاص تا تربیت و آموزش و فرهنگ، از اقتصاد و معیشت و بازار تا خانواده و امنیت و اجتماع، از جزئی‌ترین مسائل فردی تا کلان ترین موضوعات جامعه، بدون تحقق یک نظام جامع حکومتی، صرفاً یک تئوری آرمانیِ ذهنی بدون امکان وقوع در خارج است.

آنچه انقلاب ۵۷ در ایران رقم زد صرفاً تغییر یک نظام سیاسی از دیکتاتوری به جمهوریِ مبتنی بر اسلام بود. لکن این ابتنای به اسلام نیازمند اجتهادی نو در منابع دست اول برای استخراج و تدوین کلان ساختارهای این قدرت سیاسیِ اسلامی بود. کلان ساختارهایی مانند مناسبات اقتصادی، مناسبات فرهنگی و تربیتی، ساختار مدیریت، روابط بین الملل، نظام تقنین و قضا و... از جمله مواردی است که باید با کنکاش و مباحثه و مجاهدت در سطوح عالی حوزه های علمیه برای این نظام نوپای سیاسی استخراج و تدوین می‌شد. مدارس فقهی و حوزه‌های علمیه در طی قرونی که حاکمیتِ طاغوت و استبداد بر جامعه مسلمین فرمان می‌راند، توانست با رنج و مرارت و مجاهدت های علمی و عملیِ علمای سلف، اصول استنباط و قواعد فهم وحی و سنت و دهها رشته گوناگونِ علمیِ مرتبط را به سرحدّ کمال برساند. متقدمینِ از علما با حفظ زیّ طلبگی و تقوای زاهدانه و مردم‌داری بی ریای خود توانستند مرجعیت فکری و فرهنگیِ جامعه و قلوب مردم را بدون تصاحب حکومت در دست گرفته و هر روز بر قدرت مستقل و مقدسِ نهاد حوزه بیافزایند.

با پیروزی نهضت اسلامی که به رهبری و مرجعیت حوزه و روحانیت آغاز و به انجام رسید، گر چه این مدارس توسعه کمی و کیفی در سراسر کشور پیدا کرد، اما از این مسئله غفلت شد که در برهه ای غیر از زمان طاغوت قرار گرفته و نیازمند اجتهادی حکومتی در کلان ساختارهای نظام اسلامی است. حقیقت آن است که یدک کردن پسوندِ «اسلامی» و «اسماء مقدسه» بر سربرگ و سردر سازمان ها و نهادها و دانشگاه‌ها چیزی را عوض نکرده و ارکان حکومت را اسلامی نمی کند.

حوزه و روحانیت به‌جای اینکه نقش راهبردی و تقنینی و هدایتی خود را در حاکمیت سیاسیِ پس از انقلاب حفظ و تثبیت کند، به کارگزاری و اجرا متصل شده و همواره ناچار به توجیه وضع موجود می شود. در واقع نهاد حوزه و روحانیت به جای اینکه در جایگاه مغز افزار نظام و فرمان هوشمند این سیستم ایفای نقش کند، به‌دست افزار و پای افزار تبدیل و تقلیل نقش می دهد. این مسئله البته روحانیت را از طبقه مردمی و جایگاه اجتماعی خود دور کرده و به میزان فاصله ی میان مردم و کارگزاران از دسترس دور می سازد.

حاکمیت، برنامه سازی و طراحی یک مدلِ جامع و حرکتِ هماهنگِ سیستمی در همه شؤون جامعه است. حرکت های جزیره ای و غیرسیستمی بر روی الگوهای بیگانه نتیجه‌ای جز ناکارآمدی و سکولاریزه کردن جامعه در بر نخواهد داشت و در نهایت حاکمیت مردمیِ دین را به استبداد دینی خواهد کشانید. مسئولیتِ این ناکارآمدی و آشفتگی در اجرای تئوری های غیربومی و غیراجتهادیِ بیگانگان - خواسته یا ناخواسته - بر گُرده اسلام و حاکمیت اسلامی تحمیل خواهد شد. حوزه و روحانیت اگر پیشتاز و پرچمدارِ این نهضت مبارک بوده، خود نیز باید پیشتاز طراحیِ الگوهای لازم و سیستم مربوط به آن باشد و به مثابه یک فرمانِ همیشه بیدار، از هدایت و نظارت بر این حرکتِ نظام مند غفلت نکند. البته بی انصافی است اگر از نقش انقلابیِ برخی اساتید و فضلا و مراجع در راستای انجام این مهم و نتایج مبارک حاصله در سالهای اخیر که با مشقات و گمنامی همراه بوده، ذکری نشود.

نکته دیگر این که تغییر رویه و عدول از شیوه سنتی حوزه های دینی که در آنها سطوح و مدارج و مدارک فرع بر شور و مجاهدت علمی همراه با خودسازی عملی اخلاقی بود، امروز یکی از آفات جدی تدریس و تحصیل در برخی از این حوزه هاست.

پانوشت: رحیم پورازغدی از معدود شخصیت های خردمند و اندیشه ورز دوران است که با فهم دقیق و جامع از مبانی اسلام، سالها عَلَم مبارزه با انحراف و التقاط را در دست گرفته و به شکلی خستگی ناپذیر در تبلیغ و ترویج گفتمان اسلام ناب و آرمان های حقیقی انقلاب کوشیده است. قم شهر علم و بحث و درس و تضارب اندیشه هاست و اگر نقدی بر منطق سخنران فیضیه است، شایسته آن بود که با زبان علم و قلم منطق که عرف همیشگی بزرگان حوزه بوده، پاسخ داده می شد و اگر در این تلنگر سخن حقی هست، باید به اصلاح و هدایت خط سیر این حوزه های پربرکت اهتمام نمود.


* مهدی ابوماهیگیر
فعال فرهنگی دزفول
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: