به‌روز شده در: ۲۸ فروردين ۱۳۹۸ - ۲۱:۳۹
گفت‌وگو
آیت الله العظمی علوی گرگانی: نسبت به مسایل فرهنگی اخیر نگرانیم
دیدار شورای سردبیری "خیبرآنلاین" با یک مرجع تقلید
صرف نشستن افراد در کنار رهبری، معیار انتخاب نیست
گفت‌وگوی خواندنی "خیبرآنلاین" با علی‌اصغر زارعی
ناگفته‌هایی از نحوه ورود آیت‌الله مهدوی‌کنی به خبرگان
گفت‌وگوی‌ "خیبرآنلاین" با حجت‌الاسلام میرلوحی(2)
چه کسانی آیت‌الله مهدوی‌کنی را بایکوت خبری کردند؟
گفت‌وگوی‌ "خیبرآنلاین" با حجت‌الاسلام میرلوحی(1)
موضوعات شورا جهت رفع تکلیف مطرح می‎شود
عضو شورایعالی فضای مجازی در گفت‌وگو با "خیبرآنلاین"
آشنایی با یک خواننده جوان جبهه انقلاب
گفتگوی اختصاصی "خیبرآنلاین" با سید مهدی ضامنی
تاثیر دودهه زندگی در آمریکا بر ذهن ظریف
گفتگوی اختصاصی "خیبرآنلاین" با محمدصادق کوشکی(2)
سیاستمدار در تراز انقلاب‌ اسلامی نداریم
گفتگوی اختصاصی "خیبرآنلاین" با محمدصادق‌ کوشکی(1)
استراتژی حزب‌الله برای 4 سال پیش رو
گفت‌وگوی خواندنی "خیبرآنلاین" با حسین الله‌کرم
بزرگترین اشتباه سیاسی‌ عمرم رای به خاتمی بود
گفت‌وگوی "خیبرآنلاین" با مهدی کوچک‌زاده (2)
کد خبر: ۵۵۲۷۱
تاریخ انتشار: ۱۱ فروردين ۱۳۹۸ - ۲۳:۰۸
نتیجه امضای ترامپ پای غصب جولان
آنچه که مسلم می‌نماید و تاکنون طی شده است، تنهاماندن آمریکا و رژیم صهیونیستی در عرصه مناسبات بین المللی است که در جای خود شکستی بزرگ و مفتضحانه برای این 2 رژیم خبیث محسوب می‌شود
"خیبرآنلاین" - غلامرضا کاظمیان پور / بنا به اعتراف چندباره دولتمردان پیشین و فعلی آمریکا و به استناد واقعیات میدانی و به اعتبار تحلیل های صاحب نظران و اشخاص آشنا با تحولات غرب آسیا، کمترین تردیدی وجود ندارد که مسؤول ایجاد گروه های جنایتکار تروریستی وهابی ـ تکفیری و حمایت های گسترده و همه جانبه نظامی، لجستیکی و اطلاعاتی و تبلیغاتی از آنها، آمریکا و اقمار منطقه ای و اروپایی او بوده و هستند.

هیچ عقل سلیم و هیچ فرد بابصیرت و آگاه و باخردی نمی تواند حمایت های نظامی آمریکا و ارسال انواع و اقسام تسلیحات سبک و سنگین و نیز تأمین و تدارک نیازهای غیرنظامی از گروه های تروریستی و ارسال هنگفت پول و باز نگهداشتن مسیر پیوستن تروریست های وهابی و تربیت شدگان در مدارس مذهبی وهابیت در پاکستان و کشورهای آسیای میانه و نیز آموزش نظامی فشرده آنها در پادگان های اردن و ترکیه و مداوای آنان در بیمارستان های رژیم صهیونیستی و خرید و بلکه غارت نفت سوریه از سوی ترکیه و سرقت آثار تاریخی سرزمین شامات از سوی نظامیان آمریکا و فروش آنها به موزه ها و کلکسیونرهای سراسر جهان و هزاران هزار نشانه آشکار و دلیل قاطع در اثبات نقش آمریکا در ایجاد داعش و النصره و... و هزاران شاهد و مستند محکم در اثبات حمایت های گسترده بنی سعود و رژیم صهیونیستی و امارات و اردن و قطر و ترکیه و کشورهایی چون انگلستان را نادیده انگارد و هیچکس نمی تواند این سوابق زشت و خونین را از صفحات تاریخ حذف و از سوابق ذهنی و یاد و خاطره جهانیان پاک کند. مهر خون رنگ جنایت و حمایت از جنایتکاران بر پیشانی سیاه سردمداران این کشورها نقش بسته و برای همیشه باقی خواهد ماند.

چند هدف عمده از تشکیل این گروه های جنایتکار مدنظر بانیان و حامیان آنها قرار داشته است که از جمله عبارتند از:
- تشدید اسلام هراسی از رهگذر انتساب افکار منحرف و اعمال خباثت آمیز این گروه های وحشی و جنایتکار به اسلام ناب محمدی(ص) و ترسیم چهره ای نادرست و غیرواقعی از اسلام عزیز با هدف ممانعت از شنیده شدن پیام نورانی و حیاتبخش اسلام.
- منحرف ساختن انقلاب ها و خیزش های مردمی در جهان عرب و کشورهای اسلامی و ایجاد مانع و کندکردن حرکت دومینوی سقوط حکومت های مرتجع و وابسته به استکبار و به ویژه سرسپردگان به بلوک غرب.
- تضعیف محور مقاومت اسلامی در برابر اشغالگران صهیونیست و باز نگهداشتن مسیر تنفس برای این موجودیت خبیث و بیگانه در سرزمین های اسلامی.
- حذف جمهوری اسلامی از معادلات منطقه ای و قطع ارتباط ایران با حزب الله لبنان و جناح مقاومت در فلسطین و در ادامه منزوی ساختن جمهوری اسلامی ایران و نزدیک ساختن عنصر تهدید و مزاحمت به مرزهای جمهوری اسلامی ایران و محدودکردن حوزه حیاتی و عرصه ژئواستراتژیکی و زئوپلتیک ایران با هدف نهایی تغییر نظام مقدس اسلامی در ایران.

با عنایات پروردگار عالمیان، مکر و حیله دشمنان اسلام و مسلمانان فرجام مورد انتظار مستکبران را برآورده نساخت، این بار نیز نه تنها بدخواهان سیاه چهره به نتیجه ای که در تعقیب آن بودند، نرسیدند، بلکه روبروشدن با شرایط غیرقابل باوری که به آنان تحمیل شد، موجب وحشت ایشان گردیده و خواب و آرامش را از آنان ربوده است.

میخ محکم بر تابوت طرح ذلت‌بار سازش

نمی توان مصیبت های ناشی از جنایات گروه های تروریستی در منطقه و به ویژه در سوریه را نادیده گرفت؛ قتل عام مردم سوریه و کشتار وسیع زن و مرد و پیر و جوان این کشور و ایجاد خرابی و خسارت در بخش های وسیعی از آنجا و تحلیل بردن توان نظامی سوریه و آواره ساختن صدها هزار سوری و ایجاد هزاران مشکل و خرابی و خسارت مادی و معنوی دیگر، به هیچ وجه قابل فراموشی و قابل چشم پوشی نیست، اما در کنار این تلخی ها و خسارت ها، وضعیت عمومی منطقه و به ویژه سوریه با موفقیت های بزرگ و دستاوردهای شگرفی همراه است و آینده ای بسیار پرامید و افقی بسیار روشن را در برابر خود دارد.

برخی از این نتایج عبارتند از:
- تثبیت این مهم که شورش های ساخته و پرداخته بیگانگان و ایجاد گروه های فشار توسط دیگر کشور ها در منطقه غرب آسیا و بلکه در کشورهای اسلامی موفق نخواهد بود. این قبیل تحرکات اگرچه ممکن است در کوتاه مدت مزاحمت هایی را برای مردم و یا حکومت کشورها به وجود آورد، اما در بلندمدت و به لحاظ ذات بیگانه ستیز مسلمانان و پیروی ایشان از آموزه های قرانی و اصولی چون نفی سبیل و مقابله با سلطه بیگانگان، موفقیت تام و پایدار را تجربه نخواهند کرد.
- تقویت محور مقاومت و تبدیل آن از فرآیندی صرفاً سیاسی – دولتی به جنبشی جهادی و مردمی. شرایط جدید که مردم و دولت کشورهایی چون ایران، سوریه، عراق، یمن و لبنان را در بر می گیرد، نه فقط امنیت، بلکه موجودیت رژیم اشغالگر قدس را به صورت جدی و مطمئن در معرض تهدید پایدار خود قرار می دهد. این توانمندی بالقوه و متراکم به سادگی قابل مهار و منحرف ساختن نیست و آرمان آن، همچنان پویا و پرشتاب باقی خواهد ماند؛ امری که بنا به ملاحظات قابل درک، نگرانی فزاینده رژیم های مرتجع و دست نشانده منطقه و استکبار جهانی را نیز در پی دارد.
- تثبیت موقعیت جمهوری اسلامی ایران به عنوان یکی از بازیگران اصلی در تحولات منطقه ای. همگان بر این حقیقت اذعان دارند که هدف اصلی از انتخاب سوریه به عنوان محل فعالیت گروه های تروریستی، حضور این کشور در نوک پیکان مقاومت و اتحاد راهبردی آن با جمهوری اسلامی ایران بوده است. جنگ تحمیل شده به سوریه در حقیقت تاوان دوستی دولت و ملت سوریه با دولت و مردم ایران و تاوان مقاومت در برابر زیاده خواهی های بی پایان رژیم صهیونیستی بوده است. اگر حکومت بشار اسد نیز چون برخی دیگر از حکومت های مرتجع منطقه بر حسب اراده و منافع نامشروع آمریکا، با بلاهت و خیره سری در برابر ایران صف آرایی می نمود و می پذیرفت طوق ذلت و سازش با رژیم صهیونیستی را بر گردن خود اندازد، امروز هیچ تروریستی در این سرزمین وجود نداشت. به هر تقدیر، تحمیل جنگی تمام عیار به دولت و ملت سوریه با هدف شکستن محور مقاومت و منزوی ساختن ایران در گام نخست و تحت فشار قراردادن ایران و تهدید استقلال و تمامیت ارضی و استقلال سیاسی آن در گام های بعدی بود اما خوشبختانه شاهد آن هستیم که اراده جمهوری اسلامی ایران به مثابه اراده تخلف ناپذیر الهی، بر مکر و خصومت بدخواهان بداندیش غلبه نمود و همینک نه تنها ایران از منطقه خارج نشده است، بلکه با برداشتن گامی بلند، حضور خود را در پشت مرزهای رژیم صهیونیستی تثبیت نموده و همینک خیمه مجاهدان بر پا گشته و پرچم جهاد آنان برافراشته شده است و در انتظار لحظه موعود برای آزادی قدس شریف از لوث وجود متعفن بیگانگان و پاک سازی منطقه از حضور جانیان ناخواند هستند.

اهداف آمریکا از صدور فرمان الحاق جولان اشغالی

این اقدام دولت آمریکا، دست و پا زدنی نافرجام برای به تأخیرانداختن مرگ حتمی رژیم اشغالگر قدس و همچون تنفس مصنوعی برای تداوم بخشیدن به حیات نباتی این جرثومه پلید و درخت ناپاک و خبیث است. صدالبته و به اعتبار شواهد و قرائن موجود، آمریکایی که ناگزیر است به حضور غیرقانونی خود در منطقه پایان دهد، قادر نخواهد بود با این سلسله شیطنت ها به دیگری کمک کند. حکایت آمریکا و رژیم صهیونیستی حکایت آیه 73 سوره حج است که ضمن آن خداوند کافران و کسانی را که به کافران امید بسته اند، را مورد شماتت قرار می دهد و در انتها با عبارت "ضعف الطالب و المطلوب" هر دو را ضعیف و ناکارآمد می شمارد.

از هر روی، اهداف آمریکا از این تصمیم غیرقانونی و مغایر با حقوق بین الملل و قواعد آمره در مناسبات جهانی را می توان در چند محور خلاصه نمود:
- زدودن غبار یأس و سرخوردگی از چهره رژیم صهیونیستی، در پی شکست قطعی تروریست ها در سوریه و تثبیت حکومت بشار اسد و تقویت بیش از پیش محور مقاومت.
- فراهم آوردن عمق استراتژیک برای این رژیم و دورساختن مناطق آسیب پذیر آن به منظور پایداری بیشتر در برابر درگیری های احتمالی آینده با سوریه و محور مقاومت.
- چنین به نظر می رسد که با فارغ شدن سوریه از آثار و عواقب ناشی از حضور تروریست های بین المللی و اقدامات جنایت آمیز آنها، نخستین اقدام این کشور تلاش برای آزادسازی و بازپس گیری جولان به عنوان بخش جدایی ناپذیر این کشور باشد و لذا این پیشدستی عجولانه و نابخردانه با توهم جلوگیری از اقدام سوریه و القای تمام شدن کار است؛ کاری که تروریست های وهابی - تکفیری موفق به انجام و تمام کردن آن نشدند.
- ایجاد نوعی مشروعیت حقوقی برای رژیم صهیونیستی در ادامه دادن به اشغال جولان و مساوی قلمدادکردن هرگونه اقدام سوریه برای آزادسازی جولان به مثابه حمله به خاک اسرائیل و زمینه سازی برای ایجاد اجماع در حمایت از اسرائیل در برابر سوریه به بهانه حمله به خاک آن کشور.
- توهین و تحقیر و تخفیف هرچه بیشتر حکومت های دست نشانده در منطقه غرب آسیا به منظور باج خواهی ها راحت تر و دوشیدن بیشتر آنها و ایجاد تشتت میان کشورها.

پیام های نهفته در اقدام ترامپ

اقدام صورت گرفته از سوی ترامپ خالی از اثر و نتیجه نیست که در بخش های قبلی به برخی از آنها اشاره کردیم. توجه به این نتایج، چندین پیام را به ذهن متبادر می سازد. این پیام ها عبارتند از:
- اثبات این حقیقت و این واقعیت که حفظ و تقویت اسرائیل تحت هر شرایط و به هر صورت اولویت آمریکا و دولتمردان آن است.
- اثبات این حقیقت و واقعیت که آمریکا به هیچ وجه طرف قابل اعتماد و قابل اتکایی برای توجه به آن به منظور حل مشکلات منطقه ای و حل اختلافات ریشه ای با اشغالگران قدس نیست و فرض آمریکا به عنوان کشور ثالث و بی طرف در حل مناقشه با اسرائیل به صورت اساسی و به طور کلی فرض باطلی است.
- این اقدام ترامپ در راستای خصلت ذاتی صهیونیست هاست؛ خصلتی که توسعه طلبی و سلطه بر منطقه از آموزه های پایدار سیاسی و راهبرد ثابت نظامی ـ امنیتی و حتی مبتنی بر رهیافت های غلط مذهبی آنان است.
- اقدام صورت گرفته، میخ محکمی بر تابوت طرح ذلت بار سازش است. این اقدام ثابت نمود که صهیونیست ها و حامی اصلی آنها آمریکا، در مسیر توسعه سرزمینی اسرائیل به هیچکدام از قواعد بین المللی و حقوقی و به هیچ اصل اخلاقی و به هیچ قراردادی پایبند نیستند و هر زمان که احساس کنند می توانند با زیرپانهادن هر قول و قرار و هر ضابطه و قانون ، تجاوز جدیدی را آغاز می نمایند، دست به این اقدام خواهند زد.

کلام آخر

تقریباً کلیه کشورها و مجامع بین المللی این اقدام ترامپ را تقبیح و محکوم کردند. در اعتراض به این اقدام خصمانه و حماقت بار ترامپ، نوعی اجماع شکل گرفته است و مقامات و شخصیت ها و کشورهای جهان با استناد به حقوق بین الملل و با تأکید بر عواقب خطرناک این تصمیم ترامپ برای صلح و امنیت جهانی در برابر آن صف آرایی نمودند و این تصمیم را تجاوز به حق حاکمیت سوریه دانستند.

البته جدی بودن همه مقامات و تمام این دولت ها در اتخاذ و اعلام موضع مخالفت با این تصمیم محل تردید است اما آنچه که مسلم می نماید و تاکنون طی شده است، تنهاماندن آمریکا و رژیم صهیونیستی در عرصه مناسبات بین المللی است که در جای خود شکستی بزرگ و مفتضحانه برای این 2 رژیم خبیث محسوب می شود.

ممکن است در آینده و برای رنگ و لعاب مالیدن به چهره شکست خورده آمریکا، چند کشورک ذره بینی و جزیره ای و دورافتاده واقع در اقیانوس ها که نه اسرائیل را می شناسند و نه با مفهوم جنگ و اشغالگری آشنایی دارند، رای خود را در قالب حراج سیاسی به آمریکا بفروشند اما در مجموع شرایط حاضر می تواند برگ برنده ای برای محور مقاومت و انزوای آمریکا و نابودی و اضمحلال رژیم صهیونیستی باشد.
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: