به‌روز شده در: ۲۲ آبان ۱۳۹۸ - ۱۵:۰۰
گفت‌وگو
آیت الله العظمی علوی گرگانی: نسبت به مسایل فرهنگی اخیر نگرانیم
دیدار شورای سردبیری "خیبرآنلاین" با یک مرجع تقلید
صرف نشستن افراد در کنار رهبری، معیار انتخاب نیست
گفت‌وگوی خواندنی "خیبرآنلاین" با علی‌اصغر زارعی
ناگفته‌هایی از نحوه ورود آیت‌الله مهدوی‌کنی به خبرگان
گفت‌وگوی‌ "خیبرآنلاین" با حجت‌الاسلام میرلوحی(2)
چه کسانی آیت‌الله مهدوی‌کنی را بایکوت خبری کردند؟
گفت‌وگوی‌ "خیبرآنلاین" با حجت‌الاسلام میرلوحی(1)
موضوعات شورا جهت رفع تکلیف مطرح می‎شود
عضو شورایعالی فضای مجازی در گفت‌وگو با "خیبرآنلاین"
آشنایی با یک خواننده جوان جبهه انقلاب
گفتگوی اختصاصی "خیبرآنلاین" با سید مهدی ضامنی
تاثیر دودهه زندگی در آمریکا بر ذهن ظریف
گفتگوی اختصاصی "خیبرآنلاین" با محمدصادق کوشکی(2)
سیاستمدار در تراز انقلاب‌ اسلامی نداریم
گفتگوی اختصاصی "خیبرآنلاین" با محمدصادق‌ کوشکی(1)
استراتژی حزب‌الله برای 4 سال پیش رو
گفت‌وگوی خواندنی "خیبرآنلاین" با حسین الله‌کرم
بزرگترین اشتباه سیاسی‌ عمرم رای به خاتمی بود
گفت‌وگوی "خیبرآنلاین" با مهدی کوچک‌زاده (2)
کد خبر: ۵۸۱۶۶
تاریخ انتشار: ۱۳ آبان ۱۳۹۸ - ۱۲:۳۸
نباید انقلاب ما راکد و محدود بماند بلکه باید همچنان انقلاب داشت؛ انقلاب علیه بانک‌هایی با سیستم ربوی، انقلاب علیه انباشت ثروت در دست عده‌ای قلیل، انقلاب علیه بی‌عدالتی‌های محرز برخی مسئولین!
"خیبرآنلاین" - طالب محمودی * / نبود عدالت یا عدم مساوات در حوزه هایی مانند تقسیم و تخصیص منابع مالی، شکاف طبقاتی و وجود برخی از معضلات اجتماعی و تلاش در جهت رفع این مشکلات همواره یکی از دغدغه های اساسی و اصلی برخی از بدنه اصیل انقلاب اسلامی و به خصوص امامین نظام در پساانقلاب بوده است و اساسا یکی از علل قیام های حق طلبانه در طول تاریخ و همچنین نهضت انبیا و اولیا الهی در زمان حیاتشان، مبارزه با ظلم های حاکم بر جامعه عصر خود بوده است که ائمه اطهار نیز به عنوان مشعل داران و پیشقراولان امر مبارزه با بی عدالتی و جُور، در روایات معتبر و متواتری دستور به تشکیل جوامعی بر پایه عدل و رفاه اجتماعی داده اند. به طور نمونه گفتار ذیل از حضرت امیر(ع) در جهت تلاش برای استقرار عدالت اجتماعی و جامعه ای عاری از بی عدالتی است: اگر حکومت اسلامی راستین بر سر کار باشد، احکام نورانی اسلام زندگانی شما را روشن می کند و در جامعه اسلامی فقیر و نیازداری نمی ماند و به احدی ظلم نمی شود؛ مسلمان یا غیرمسلمان. "کافی8/32"
 
و یا این سوال که  به راستی منظور از اسلام راستین چه نوع اسلامی است؟ اسلام مقدس مآبانه و محدودشده در اجرای احکام فردی و عدم تمایل به مشارکت های اجتماعی _ سیاسی و کنج عزلت گزیدن از برای عبادت صرف(!) یا اسلام عدالت طلبانه با محوریت دفاع از مستضعفان و محرومان، براساس این سخن پروردگار مبنی بر "لِيَقُومَ النّاسُ بِالْقِسْطِ" که هدف از فرستادن انبیا و اوصیا نیز همین بوده است؟

عدالت و مساوات همان 2 کلیدواژه مقدسی هستند که قبل از پیروزی انقلاب اسلامی در جهت تغییر ساختار سیاسی حکومت سابق دارای نقشی تعیین کننده برای تبیین شکاف عمیق بین فساد حاکمان و احکام نجات بخش اسلام بودند و انقلابیون با همین 2 تعبیر، ریشه نظام شاهنشاهی را برکندند زیرا در اذهان مردمان محروم، آن نظام با این 2 اصطلاح غریب بود و مخصوص دیار فرنگ! بعد از پیروزی انقلابیون در سال 57 نظام جدید که با اکثریت قاطع آرای مردمی یک نوع حکومت بر پایه اسلام شیعی بود، هدف خود را مبارزه با بی عدالتی و اجرای عدالت قرار داد؛ عدالت اجتماعی و برابری همان مفاهیم اساسی که مروج و روشنگر آن در ابتدای شکل گیری حکومت نوپای ایران اسلامی امام روح الله و در کنار ایشان آیات عظام شهید مطهری، شهید بهشتی، امام  خامنه ای، مرحوم طالقانی و چندی دیگر از علما، فقها و روشنفکران دینی بودند. بنیانگذارانی که توجهشان زدودن فقر و محرومیت در تمام ابعاد آن از چهره مخدوش جامعه و در یک کلام اجرای عدالت در معنای واقعی آن بود.

اما رفته رفته به دلیل نفوذ برخی  تفکرات لیبرال مآبانه در بدنه انقلاب و اجرای سیاست هایی بر پایه نظام سرمایه داری به اصطلاح غربی، عدالت در برهه ای از مسیر ریل گذاری شده که به صراحت در بیانات و صحیفه نور امام راحل مشخص و بر آن تاکید شده بود، خارج و در مقاطعی این پدیده اجتماعی به انحراف گروید و مسلکی بر رفتار برخی از مسئولین جمهوری اسلامی حاکم شد، بر خلاف تفکرات امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری؛ و آن اسلام راستینی که بیشترین توجه خود را به قشر فقیر و پایین جامعه اختصاص می داد و امام(ره) با تعابیری مانند اسلام ناب از آن یاد می کردند، اسلامی جامع و تام که می توانست زندگی افراد را در تمام شئونات اجتماعی و اقتصادی به سر و سامان برساند، توسط برخی از همین صاحبان قدرت پای به عرصه انزوا گذاشت.

انقلاب فقط برای جابجایی قدرت و ثروت نبود

وادادگان قدرت و ثروتی که به جای توجه به رفع نیاز ولی نعمتان خود، روی به جمع آوری ثروت های شخصی، جناحی و اجرای تفکراتی پرداختند بر خلاف آرمان ها و ارزش های اصیل  انقلاب، و دردآورتر تناقض بین رفتار و عمل برخی مجریان و تصمیم سازان و تصمیم گیران در زمینه بسط عدالت اجتماعی در جامعه بود؛ کسانی که در گفتار دم از تفکرات عدالت محورانه و حاکم کردن قسط می زدند اما با واکاوی و نگاهی گذرا به سبک زندگی این افراد، میتوان این تناقض آشکار را به عینه نظاره کرد که تفکرات آنها تهی از نگرش عدالت طلبانه  بوده است.

نکته قابل توجه اینجاست که مگر هدف از انقلاب، کم کردن فاصله و نابرابری های طبقاتی و رفع ظلم از مظلومان نبود؟ پس چرا عده ای این مسئولیت خطیر را فراموش کرده و یا به فراموشی سپرده اند؟ چرا در حکومتی اسلامی که برخی از کارگزاران آن لباس دین به تن دارند و عده ای دیگر به برکت علوی بودن حکومت، به مقام و قدرتی رسیده اند، این جمله امیرالمومنین(ع) به حاشیه اذهان رفته که فرمودند: "از دری که فقر آید، از در دیگر ایمان بیرون می رود"!

یا مگر در جای دیگر، امام علی(ع) خطاب به همین کارگزاران نفرمودند:"هرجا فقیری دیدید، حق او را توانگری خورده است و خداوند بزرگ اغنیا و توانگران را به خاطر ظلم بزرگی که به طبقات محروم کرده اند و به آنان نرسید اند و حق آنان را خورده اند و زالوصفت خون آنان را مکیده اند، در روز قیامت مواخذه خواهد کرد."

با این تعابیر تکان دهنده، مسئولیت تشکیک در اعتقادات بخشی از مردم جامعه و در مواردی بی ایمانی به واسطه نبود برابری اجتماعی را کدامیک از این صاحبان قدرت جامعه عهده دار می شود؟ چه کس یا گروه هایی قرار است بازگیرنده حقوق محرومین جامعه باشد؟!
 
اگر اصل انقلاب برای برانداختن ریشه ظلم های اینچنینی بوده، باید همچنان اولین قدم های نظام بازستادن حقوق تضییع شده مستضعفین باشد از چنگال این چنبره زنندگان بر بیت المال و محاکمه مقصرین؛ وگرنه انقلاب فقط جابجایی قدرت و ثروت بوده و نه عامل دیگری.

بنابراین، نباید انقلاب ما راکد و محدود بماند بلکه باید همچنان انقلاب داشت؛ انقلاب علیه بانک هایی با سیستم ربوی، انقلاب علیه انباشت ثروت در دست عده ای قلیل، انقلاب علیه بی عدالتی های محرز برخی مسئولین!

امام خمینی(ره) به عنوان بنیانگذار این نظام مقدس بارها بر این موضوع تاکید داشته اند؛ به عنوان نمونه بخشی از صحبت های ایشان در ذیل نیز بیانگر همین مسئله اساسی است: "با رفتن شاه، ظلم ها درست نمی شود، اگر بنا باشد تا وقتی که ما جای ظلم ها نشسته ایم، بنا باشد همان کارها را به اندازه ای که قدرت داریم بکنیم، ما هم همان هستیم همان رژیم و همان ظالم".



* طالب محمودی
دانشجویی کارشناسی ارشد

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: