به‌روز شده در: ۱۰ فروردين ۱۳۹۹ - ۱۰:۳۹
گفت‌وگو
آیت الله العظمی علوی گرگانی: نسبت به مسایل فرهنگی اخیر نگرانیم
دیدار شورای سردبیری "خیبرآنلاین" با یک مرجع تقلید
صرف نشستن افراد در کنار رهبری، معیار انتخاب نیست
گفت‌وگوی خواندنی "خیبرآنلاین" با علی‌اصغر زارعی
ناگفته‌هایی از نحوه ورود آیت‌الله مهدوی‌کنی به خبرگان
گفت‌وگوی‌ "خیبرآنلاین" با حجت‌الاسلام میرلوحی(2)
چه کسانی آیت‌الله مهدوی‌کنی را بایکوت خبری کردند؟
گفت‌وگوی‌ "خیبرآنلاین" با حجت‌الاسلام میرلوحی(1)
موضوعات شورا جهت رفع تکلیف مطرح می‎شود
عضو شورایعالی فضای مجازی در گفت‌وگو با "خیبرآنلاین"
آشنایی با یک خواننده جوان جبهه انقلاب
گفتگوی اختصاصی "خیبرآنلاین" با سید مهدی ضامنی
تاثیر دودهه زندگی در آمریکا بر ذهن ظریف
گفتگوی اختصاصی "خیبرآنلاین" با محمدصادق کوشکی(2)
سیاستمدار در تراز انقلاب‌ اسلامی نداریم
گفتگوی اختصاصی "خیبرآنلاین" با محمدصادق‌ کوشکی(1)
استراتژی حزب‌الله برای 4 سال پیش رو
گفت‌وگوی خواندنی "خیبرآنلاین" با حسین الله‌کرم
بزرگترین اشتباه سیاسی‌ عمرم رای به خاتمی بود
گفت‌وگوی "خیبرآنلاین" با مهدی کوچک‌زاده (2)
کد خبر: ۵۹۳۱۶
تاریخ انتشار: ۱۵ بهمن ۱۳۹۸ - ۱۷:۲۴
اگر ظریف با تمنای مذاکره با قاتلین خون سردار سلیمانی و شهدای مقاومت، ذلت سیاسی دولت را به اوج می‌رساند و ترامپ با رد این تمنا، کارنامه ننگین دولت را سنگین‌تر می‌کند، نباید در پس اظهارات تند سیاسی آن را فراموش کرد
"خیبرآنلاین" - احمد طحانی * / از یک ماه مانده به انتخابات مجلس شورای اسلامی، "رئیس بدون جمهور" در همایش استانداران و فرمانداران سراسر کشور که در وزارت کشور برگزار شد، سخنان تندی را به زبان آورد که فضای سیاسی کشور را تا حدی تحت تأثیر خود قرار داد و از همان روز، دور جدید تخریب شورای نگهبان و حمله به این نهاد انقلابی آغاز شد.

سخنان روحانی هم خوراک مناسبی برای رسانه های معاند شد و تیترهای رنگارنگی از آن برای سایت هایی نظیر بی بی سی فارسی فراهم آورد، و هم محور تحلیل ها و مقالاتی قرار خواهد گرفت که جریان غربگرا و تندروی سیاسی کشور درباره آن به وجود آورد.

تجربه سالهای ریاست دولت حسن روحانی را اگر بررسی کنیم، به موارد مشابه فراوانی بر می خوریم اما سخنان اخیر او به نظر تندتر و عمیق تر بیان شده است که جای تأمل دارد. در این مطلب سعی شده است دلایل حمله تند حسن روحانی به شورای نگهبان واکاوی شود؛ روندی که البته بعضی از علاقه مندان انقلاب اسلامی را متعجب کرده است و خنّاسان سیاسی را ذوق  زده نموده و به همین دلایل، باید مشخص شود هدف روحانی از این سخنان چیست.

درباره حملات تند "رئیس بدون جمهور" به شورای نگهبان نکات قابل توجهی وجود دارد که به بعضی از آنها اشاره می شود:

فرار از پاسخگویی

فراموش نکنیم که روحانی در پایان راه قرار دارد؛ دولت یازدهم و دوازدهم و نیز مجلس امید، باید به مردم درباره عملکردشان که با اشتباهات عجیب و غریب همراه بوده و هزینه آن را مردم داده اند، پاسخگو باشند. اما این حرف های شیطنت آمیز در عالم سیاست، یک هدف اصلی را دنبال می کند که عبارت است از منحرف کردن اذهان از پاسخگویی!

حالا که زمان پاسخگویی به موضوعاتی چون تورم، بیکاری، ماجرای عجیب دلار، خودرو، صندوق فرهنگیان، جاسوسان و مفسدانی که پست های حساس گرفته اند، ماجرای بنزین و... است، چه باید کرد؟ ساده است. اذهان عمومی باید از این موضوعات منحرف شود و شاید این نتیجه جلسات عجیبی باشد که رئیس دولت، با یکی از سران فتنه و دیگران برگزار کرده است و اصل برگزاری آن در کمال تعجب اول تکذیب و سپس تأیید شد.

فرار از قبول شکست

سلیقه جامعه ایرانی، متاسفانه یا خوشبختانه، در انتخابات ریاست جمهوری و نیز مجلس، همواره با چرخش همراه بوده است. یعنی سلیقه جامعه در انتخاب رئیس جمهور، مدام در حال چرخش بوده است. روزگاری هاشمی اصولگرا (در آن مقطع البته) را انتخاب می کند و روزگاری خاتمی اصلاح طلب را. روزگاری احمدی نژاد را انتخاب می کند و روزگاری حسن روحانی را. اما حالا شواهد و قرائن با توجه به مشکلات عجیب و غریبی که نتیجه عملکرد جریان اصلاحات و اعتدال است، حکایت از چرخش دیدگاه جامعه به سوی جریان طیف مقابل دولت دارد. شاهد آن نیز مصاحبه های امثال زیباکلام، تاج زاده و... است و همچنین ثبت نام نکردن امثال عارف و دیگران. حال باید چه کرد؟ این سخنان تند که قبلا نیز شاهد آن بوده ایم و در آینده نیز نظیر آن حتما بیان خواهد شد، در حقیقت اذهان را منحرف کرده و به نوعی فرار از شکست است. البته روحانی این ترفند را از استادش هاشمی رفسنجانی آموخته که به جای قبول نظر مردم، به خدا نامه می نوشت یا به جای قبول سلیقه جامعه، نامه بدون سلام به رهبر می نگاشت!

امتیازدادن به اصلاح طلب نماها

به هر حال "رئیس بدون جمهور" فعلی کشور، بپذیریم یا نه، خودش را به نوعی مدیون اصلاح طلبان می داند. این جریان (اصلاحات) نیز با جار و جنجال و پروپاگاندای رسانه ای همواره تلاش کرده است تا به مقاصدش برسد. (و البته متاسفانه با توجه به وضعیت سواد رسانه ای در گذشته، با همین شگرد به بعضی از اهدافش هم رسیده است). سهم این جریان، در این مقطع و پس از نشست روحانی با خاتمی و حسن مصطفوی و ناطق نوری و... همین سخنان است. البته بعضی از همین حضرات اصلاح طلب نیز بارها اعتراف کرده اند که در انتخاب روحانی دچار اشتباه محاسباتی شده اند و به نوعی فریب خورده اند. پس این سخنان تند و این حملات به شورای نگهبان را هم که صرفا در قالب حرف است، می توان سهمی مقطعی به اصلاحات تلقی کرد! سهمی که با توجه به سطحی بودن آن، نه افکار عمومی را اقناع می کند و نه مورد پذیرش اصلاح طلبان است. علتش هم روشن است؛ هیچکدام از دلسوزان کشورمان نمی پذیرند که مفسدان اقتصادی و سیاسی، به مجلس راه یابند.

فرار از کارنامه ننگین فاسدان

واقعیت این است که بسیاری از نمایندگان اصلاح طلب مجلس به علت فساد اقتصادی ردصلاحیت شده اند. عقلای اصلاح طلب اتفاقا در نامه به شورای نگهبان (که بعضی از آنها رسانه ای شده است) برای حفظ ظاهر هم که شده، درخواست کرده اند تا این افراد به قوه قضائیه سپرده شوند. همچنین افرادی که در سالهای گذشته با جرایم گوناگون زندان بوده اند، نیز در این مقطع برای انتخابات مجلس ثبت نام کردند تا حذف آنها هزینه ردصلاحیت ها را برای شورای نگهبان بالا ببرد! پس این حرف های حسن روحانی را می توان فرار از کارنامه ننگین بعضی از این حضرات تلقی نمود؛ چرا که با این حمله، جدای از حمایت از کلیت ردصلاحیت شدگان، به قول پدر معنوی دولت، هیچ ریزشی هم صورت نمی گیرد!

شبهه افکنی در منابع اطلاعاتی و عملکرد شورای نگهبان

یکی دیگر از علل حمله روحانی به شورای نگهبان که به صراحت در سخنان او مطرح شده، شبهه افکنی در منابع اطلاعاتی و در نتیجه عملکرد شورای نگهبان در ردصلاحیت افراد است. علت هم روشن است. بعضی از حضرات توسط معتمدین محلی و وزارت کشور ردصلاحیت شده اند؛ تا جایی که جریان تندرو حتی به دولت نیز به خاطر این ردصلاحیت ها اعتراض کرد و این اعتراضات در رسانه های زنجیری انعکاس یافت. اما این حملات روحانی، علت روشن و قابل تأملش، زیر سوال بردن منابع اطلاعاتی است که براساس آن هویت افراد مشخص می شود. در حالی که مواضع افراد و پرونده های روشن آنها براساس اطلاعاتی که از منابع 4گانه اخذ می گردد، ملاک شورای نگهبان است و در این منابع هیچگونه جای شک و شبهه ای نیست. بر همین اساس است که مشاهده می شود، در این دوره افراد ردصلاحیت شده کمتر اعتراض کرده اند تا مفاسد و مواضع آنها پس از اعتراض روشن، رسانه ای نشود.

* جمع بندی

هرچه هست، این دوران هم سپری می شود اما موجب می گردد بصیرت سیاسی جامعه افزایش یابد. جامعه می آموزد که مطالبات خویش را حتی در فضای غبارآلود سیاسی هم فراموش نکند. اگر ظریف با تمنای مذاکره با قاتلین خون سردار سلیمانی و شهدای مقاومت، ذلت سیاسی دولت را به اوج می رساند و ترامپ با رد این تمنا، کارنامه ننگین دولت را سنگین تر می کند، نباید در پس اظهارات تند سیاسی آن را فراموش کرد. اگر گرانی های افسارگسیخته و تصمیمات نادرست دولتی ها در قضایای دلار، بنزین و... جامعه را دچار مشکلات ریز و درشت اقتصادی می کند، نباید به خاطر مواضع تند سیاسی آنها را فراموش کرد. اگر در ماجرای حضور سفیر انگلیس در تجمع غیرقانونی اقدامات عجیب و مواضعی سوال برانگیز مطرح می شود، نباید آنها را از صف مطالبات عمومی حذف شده تلقی کرد و اگر برجام، با همه اقدامات ایران و محدودیت های داوطلبانه دولت، نتیجه اش در یک کلمه «صفر» بوده است، نباید با این حرف های تند فراموش شود.

بله؛ این مقطع هم می گذرد، اما دولت و شخص حسن روحانی باید در قبال برنامه ها و عملکردش که وضعیت امروز مملکت را به وجود آورده است، پاسخگو باشد. وظیفه ما مطالبه گری است، حتی اگر جریان خاص سیاسی با هدف و برنامه ریزی دقیق در حال منحرف کردن اذهان عمومی باشد.

موریانه های مرموز!

* احمد طحانی
کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی از یزد
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۳۳ - ۱۳۹۸/۱۱/۲۷
0
0
این همه خرابکاری رئیس جمهور چرا رهبری در این 6سال برخورد نکرد حتی در 4سال دوم هم تاییدش کرد؟ از همه بدتر در ماجرای سهمیه بندی بنزین با او همراهی کرد؟!
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: