به‌روز شده در: ۱۰ فروردين ۱۳۹۹ - ۱۰:۳۹
گفت‌وگو
آیت الله العظمی علوی گرگانی: نسبت به مسایل فرهنگی اخیر نگرانیم
دیدار شورای سردبیری "خیبرآنلاین" با یک مرجع تقلید
صرف نشستن افراد در کنار رهبری، معیار انتخاب نیست
گفت‌وگوی خواندنی "خیبرآنلاین" با علی‌اصغر زارعی
ناگفته‌هایی از نحوه ورود آیت‌الله مهدوی‌کنی به خبرگان
گفت‌وگوی‌ "خیبرآنلاین" با حجت‌الاسلام میرلوحی(2)
چه کسانی آیت‌الله مهدوی‌کنی را بایکوت خبری کردند؟
گفت‌وگوی‌ "خیبرآنلاین" با حجت‌الاسلام میرلوحی(1)
موضوعات شورا جهت رفع تکلیف مطرح می‎شود
عضو شورایعالی فضای مجازی در گفت‌وگو با "خیبرآنلاین"
آشنایی با یک خواننده جوان جبهه انقلاب
گفتگوی اختصاصی "خیبرآنلاین" با سید مهدی ضامنی
تاثیر دودهه زندگی در آمریکا بر ذهن ظریف
گفتگوی اختصاصی "خیبرآنلاین" با محمدصادق کوشکی(2)
سیاستمدار در تراز انقلاب‌ اسلامی نداریم
گفتگوی اختصاصی "خیبرآنلاین" با محمدصادق‌ کوشکی(1)
استراتژی حزب‌الله برای 4 سال پیش رو
گفت‌وگوی خواندنی "خیبرآنلاین" با حسین الله‌کرم
بزرگترین اشتباه سیاسی‌ عمرم رای به خاتمی بود
گفت‌وگوی "خیبرآنلاین" با مهدی کوچک‌زاده (2)
کد خبر: ۵۹۴۶۳
تاریخ انتشار: ۰۷ اسفند ۱۳۹۸ - ۱۶:۳۴
این موارد 7گانه از جمله مهمترین عللی هستند که هر کدام درصدی از جدول 57.5% عدم مشارکت در انتخابات مجلس یازدهم را به خود اختصاص داده‌اند
"خیبرآنلاین" - طبق آمار رسمی اعلامی توسط وزارت کشور دولت روحانی، نرخ مشارکت مردم در انتخابات یازدهمین دوره مجلس شورای اسلامی در 2 اسفندماه 1398 عدد 42.5% بوده است که بدین ترتیب، یک رکورد منفی دیگر به نام دولت بنفش به ثبت رسید.

به گزارش پایگاه خبری - تحلیلی "خیبرآنلاین"، اگرچه همین میزان مشارکت برای انتخاب پارلمان نیز به نسبت سایر کشورهای دیگر به ویژه غرب، در تراز مطلوبی قرار دارد، اما با توجه به اعلام رسمی و همیشگی جمهوری اسلامی مبنی بر تکیه بر پشتوانه مردمی، نرخ مشارکت فوق باید مورد بررسی و مداقه قرار گیرد.

در این نوشتار سعی شده است به علل متعدد عدم حضور 57.5% مردم ایران در انتخابات اخیر مجلس پرداخته شود:

1. ضدانقلاب

طبیعتا مجموعه ای وابستگان به حکومت دیکتاتوری و سیاه شاهنشاهی که با پیروزی انقلاب اسلامی، بساط حاکمیت ارباب-رعیت آنها جمع شد و اموال مسروقه از مردم از آنها باز پس گرفته شده و از کاخ های شاهی به بیرون رانده شدند، جزو ناراضیان همیشگی جمهوری اسلامی هستند. به این جمع، منافقین، بریده های از انقلاب، پیروان فرقه های ضاله همچون بهائیت و... باید افزوده شود. در بالاترین احتمال، این جماعت 15% از ملت ایران را شامل می شوند که در پرشورترین انتخابات دهها سال اخیر (ریاست جمهوری سال 1388) نیز که مشارکت فوق العاده ی 85% به ثبت رسید، بر عدم حضور در پای صندوق های رای اصرار داشتند. رسانه های پرشمار بیگانه پرستی که همیشه تلاش می کنند موج ناامیدی، تلخی، شکست، ناتوانی، تحریم انتخابات و از هم گسستگی در جامعه ی ایرانی را ترویج دهند، در این قسمت قرار می گیرند.

2. حامیان دولت روحانی و جناح موسوم به اصلاح طلب

طرفداران دولت روحانی و گروهی که خود را اصلاح طلب می نامند، به دلیل ناکارآمدی بی سابقه ی دولت و انفعال عجیب نمایندگان آنها در مجلس فعلی، جزو ایرانیان سرخورده ای محسوب می شوند که تصمیم گرفتند با انتخابات قهر کنند. آنان، در سال های 92 و 94 و 96 طی 3 مرحله ی متوالی، متحد شدند تا دولت و مجلس و شورای شهر یکدستی را بر سر کار آورند و البته در این تصمیم به موفقیت رسیدند اما هر چه زمان گذشت، بی عملی و دیوارکشی میان منتخبان آنها با مردم بیشتر شد و همین موضوع، منجر به افزایش مشکلات و حاکم شدن روح ناامیدی در بخش قابل توجهی از جامعه گردید که نهایتا این افراد را به رویگردانی از انتخابات کشاند. عدم مشارکت در انتخابات در این گونه ی فکری، خود را بیشتر در کلانشهرهایی مانند تهران بزرگ نشان داد. سرمداران این جناح که از رویگردانی مردم مطلع بودند، در اقدامی فرار به جلو، یا اصلا کاندیدا نشدند و یا ردصلاحیت ها را بهانه ای برای عدم مشارکت حامیانشان اعلام کردند در حالی که به عنوان نمونه در تهران، حداقل 2 لیست 30 نفره ی کامل داشتند و بسیاری از نمایندگان فعلی مجلس و چهره های سرشناس و شاخص آنها وارد رقابت های انتخاباتی شده اند اما نهایتا تعداد آرای سرلیست به 70 هزار رای هم نرسید!

3. احمدی نژادی ها

افرادی که هنوز در زمان دولت احمدی نژاد متوقف شده اند و به هر دلیلی نمی خواهند همراه با تحولات کشور جلو بیایند و اصطلاحا در چهره ی محبوب خود ذوب شده اند، گروه دیگری هستند که خود را از مشارکت در امور کشور محروم نموده اند. این جماعت معتقدند در اکثر حوزه های انتخابیه کاندیدایی ندارند و از سوی دیگر، معتقدند تنها فرشته ی نجات کشور احمدی نژاد و 2، 3 نفر اطرافیان او هستند و الباقی مسئولان را کلا باید کنار گذاشت! آنها البته وقتی با استقبال مردم از چند وزیر و مسئول دولت احمدی نژاد با خبر شدند، به سرعت افراد فوق را جزو نیروهای خود فرض کرده و بی آنکه از اعلام برائت آنها نسبت به حلقه ی انحرافی سخنی بگویند، صرفا به مسئولیت منتخبین در دولت های نهم و دهم اشاره کردند.

4. محکومین قضایی و امنیتی و...

تعداد دیگری از کسانی که از همراهی با مردم در برگزاری انتخابات استنکاف ورزیده و روز 2 اسفند در خانه نشستند، محکومین دادگاه های قضایی و امنیتی هستند. آنان خود را مستحق محکومیت های مختلف نمی دانند و معتقدند دچار ظلم واقع شده اند. جمعیت آنها چندان نیست اما به هرحال می توانند درصد ولو کمی را به خود اختصاص دهند.

5. اصولگراهای سردرگم

در انتخابات امسال، وضعیت جناحی که خود را اصولگرا می نامد، نیز عبرت آموز بود. اگرچه آنها با لطایف الحیل و با پادرمیانی های مختلف، 2 شب قبل از برگزاری انتخابات به وحدت اسمی رسیدند، اما کیست که از وضعیت درونی این جناح بی خبر باشد. همین سردرگمی، صدور حداقل 3 لیست اصلی ظرف 1 هفته در ائتلافی که بیش از 9 ماه هزاران نفر را سرگرم خود نموده بود، و چندین لیست موازی، نوعی از قدرت طلبی، بلاتکلیفی و رقابت درون جناحی را به هواداران سنتی خود تزریق نمود. همین موضوع باعث شد تعدادی از آنان که همیشه چشم و گوش بسته سینه چاک اصولگراها می شدند، این بار خسته از این همه تشنگی قدرت، بین خود و آنها فاصله گذاری کرده و حتی در انتخابات نیز شرکت نکنند. جوانان انقلابی که هرگز از این بازی لیست ها قانع نشدند، عملا خود را کنار کشیدند و راه بی تفاوتی در تبلیغ و تهییج فضای انتخابات را برگزیدند و نهایتا شاید براساس تکلیف قلبی، به انداختن یک رای بدون سروصدا در صندوق اکتفا نمودند.

6. مردم گله مند

مهمترین و اصلی ترین گروهی که به صورت کاملا هدفمند و البته غیرسازمانی از مشارکت در انتخابات خودداری نمودند، توده های مختلفی از جامعه بودند که از عملکرد حاکمیت به معنای عام آن، گله مند هستند. اینان، همان ایرانیانی هستند که بار اصلی اختلاف طبقاتی، فشار اقتصادی، تورم، مشکلات معیشتی و تبعیض ها را به دوش می کشند و در هر دوره، می کوشند از عاملان این شرایط به فرد و جریان مقابل پناه ببرند اما این بار، به ویژه با اتفاقی که در مساله ی بنزین افتاد، به این نتیجه رسیده اند که دست همه ی سران سیاسی در یک کاسه است و امیدی به تغییر شرایط براساس تغییر نفرات ندارند. این قشر، یکی از اصلی ترین پایگاه های جمهوری اسلامی است که لازم است به مطالبات آنها توجه ویژه و مضاعفی شود. هرچقدر برخی گروه های فوق الذکر برای کشور و انقلاب مشکل می تراشند، اما این گروه های مردمی مشکل گشای مسائل هستند و از قضا در بزنگاه هایی مثل تشییع شهید حاج قاسم سلیمانی، سنگ تمام می گذارند و سوخت انقلاب اسلامی را تامین می کنند.

7. کرونا و...

آخرین عاملی که شاید به اندازه ی کمتر از 5% در میزان مشارکت عمومی در انتخابات 2 اسفند اثر منفی گذاشت، ماجرای کرونا ویروس و یکی دو شایعه ی حاشیه ای منتشره طی روزهای پنجشنبه و جمعه بود که تعدادی از مرددها را به خانه نشینی ترغیب نمود.

***
موارد 7گانه ی فوق، از جمله مهمترین عللی بود که هر کدام درصدی از جدول 57.5% عدم مشارکت در انتخابات مجلس یازدهم را به خود اختصاص داده اند. قطعا، عملکرد موفقیت آمیز احتمالی مجلس یازدهم می تواند حداقل 20% از عوامل فوق را برای مشارکت امیدوارانه در انتخابات ریاست جمهوری سیزدهم که در سال 1400 برگزار می شود، وارد میدان کند و بار دیگر تراز انتخابات در جمهوری اسلامی را مثبت نموده و نگرانی ها از رویگردانی مردم را کاهش دهد.

آیا منتخبین مردم در مجلس جدید می توانند از شر قدرت طلبی عده ای معدود در امان مانده و با تحقق وعده ها و رسیدگی به مطالبات مردم، پارلمان را به واقع خانه ی امید ملت نمایند؟
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۷:۲۹ - ۱۳۹۸/۱۲/۰۸
0
0
البته انتخابات ریاست جمهوری 72 هم زیر 50 درصد بود که به دروغ 51 درصد
گفته شد. انتخابات سوم خبرگان هم 45 درصد بود البته خیلی حقیقت کمتر از
آن بود. انتخابات فعلی را هم که دیدید. واقعیت این است که این جمعیت
همان درصد وفاداران به اصل نظام است. بقیه مردم فقط اگر حس کنند یک ضد
انقلاب رای می آورد، به او رای می دهند. در غیر این صورت رای نمی دهند.
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: