به‌روز شده در: ۱۲ مرداد ۱۴۰۰ - ۱۴:۴۱
گفت‌وگو
آیت الله العظمی علوی گرگانی: نسبت به مسایل فرهنگی اخیر نگرانیم
دیدار شورای سردبیری "خیبرآنلاین" با یک مرجع تقلید
صرف نشستن افراد در کنار رهبری، معیار انتخاب نیست
گفت‌وگوی خواندنی "خیبرآنلاین" با علی‌اصغر زارعی
ناگفته‌هایی از نحوه ورود آیت‌الله مهدوی‌کنی به خبرگان
گفت‌وگوی‌ "خیبرآنلاین" با حجت‌الاسلام میرلوحی(2)
چه کسانی آیت‌الله مهدوی‌کنی را بایکوت خبری کردند؟
گفت‌وگوی‌ "خیبرآنلاین" با حجت‌الاسلام میرلوحی(1)
موضوعات شورا جهت رفع تکلیف مطرح می‎شود
عضو شورایعالی فضای مجازی در گفت‌وگو با "خیبرآنلاین"
آشنایی با یک خواننده جوان جبهه انقلاب
گفتگوی اختصاصی "خیبرآنلاین" با سید مهدی ضامنی
تاثیر دودهه زندگی در آمریکا بر ذهن ظریف
گفتگوی اختصاصی "خیبرآنلاین" با محمدصادق کوشکی(2)
سیاستمدار در تراز انقلاب‌ اسلامی نداریم
گفتگوی اختصاصی "خیبرآنلاین" با محمدصادق‌ کوشکی(1)
استراتژی حزب‌الله برای 4 سال پیش رو
گفت‌وگوی خواندنی "خیبرآنلاین" با حسین الله‌کرم
بزرگترین اشتباه سیاسی‌ عمرم رای به خاتمی بود
گفت‌وگوی "خیبرآنلاین" با مهدی کوچک‌زاده (2)
کد خبر: ۲۸۷۳۱
تاریخ انتشار: ۰۵ خرداد ۱۳۹۳ - ۰۱:۳۷
آسیب‌شناسی فرهنگی اقتصاد کنونی
در اندیشه‌ ی اسلامی هدف نظام اقتصادی بر محور برآورده ساختن نیازهای اولیه‌ی همه‌ی آحاد جامعه و رفع فقر از آن‌ها و ایجاد عدالت قابل ارزیابی است؛ به‌گونه‌ ای که موانع عبودیت خداوند به‌ عنوان مسیر تکامل روحی و معنوی انسان رفع شود.
 "خیبرآنلاین"-بخش اساسی و هسته‌ی مرکزی هر فرهنگ، نظام اعتقادی و جهان‌بینی آن فرهنگ است که ضمن ارائه‌ی تصویر و تفسیری از جهان هستی و عالم وجود و هدف آن، چیستی و جایگاه انسان و هدف او را نیز تعیین می‌کند.

ارزش‌های بنیادین هر فرهنگ و سمت‌و‌سوها و جهت‌گیری‌های جامعه نیز در ارتباط با این تفسیر و اهداف مطروحه برای انسان و هستی قابل تحلیل خواهد بود.

از سوی دیگر، علی‌رغم اشتراک نیازهای اساسی و پایه‌ی انسان‌ها در همه‌ی فرهنگ‌ها، می‌توان گفت میزان و حد نیازمندی‌های انسان و نیز اولویت و تقدم و تأخر آن‌ها و چگونگی ارضای آن‌ها در فرهنگ‌های مختلف متفاوت بوده و متأثر از ارزش‌های تعریف‌شده در بستر جهان‌بینی آن‌ها قابل ارزیابی است.

به عبارت دیگر، در نظام نیازمندی‌های هر فرهنگ، ضمن لحاظ شدن انواع نیازها، هر یک از نیازها متناسب با آن هدف نهایی از اولویت مشخص برخوردار بوده و در یک سلسله‌مراتب ارزشی قرار می‌گیرد، از سوی دیگر میزان ارضای هر نیاز، با میزان نیازمندی انسان در آن مورد مشخص است و در نهایت، چگونگی ارضای آن نیاز با توجه به هدف نهایی و نظام ارزشی مترتب بر آن مورد توجه قرار می‌گیرد.

به این ترتیب، می‌توان گفت هر نظام فرهنگی یک نظام نیازهای خاص را برای خود تولید می‌کند و به عبارتی، نظام نیازمندی‌های انسان، فرهنگی است و بسته به محیط اجتماعی و ذیل فرهنگ‌های گوناگون تغییر می‌کند.

نمونه‌ی بارزی از این تفاوت و اختلاف را می‌توان در مقایسه‌ی فرهنگ جامعه‌ی مدرن غربی مبتنی بر لذت‌گرایی، با برخی فرهنگ‌های شرقی نظیر بودیسم با محوریت ریاضت‌کشی و اختلاف نیازهای آن‌ها مشاهده کرد.

اثر این تفاوت نظام نیازها در ابعاد اجتماعی به این صورت خواهد بود که هر جامعه بر مبنای هدف غایی انسان‌شناختی و جهان‌شناختی خود و ارزش‌های مترتب بر آن، مجموعه‌ای از اهداف را برای برآوردن نیازهای تعریف‌شده‌ای که به‌شدت رنگ‌وبوی فرهنگی دارند، دنبال می‌کند و بر این اساس، مجموعه‌ای از ساختارها و نهادهای فرهنگی، سیاسی و اقتصادی را شکل می‌دهند و به عبارت بهتر، صورت خاصی از ساختارها و نهادهای سیاسی و اقتصادی را مشروع می‌سازند.

در صورت انطباق مناسب میان آن اهداف و ارزش‌ها و این ساختارها و نهادها جامعه کارکرد مطلوب خود را به نمایش گذاشته و از انسجام مناسبی برخوردار خواهد بود. در چنین حالتی و با کارکرد مطلوب نظام‌های اقتصادی و سیاسی، مشروعیت نظام فرهنگی و میزان پذیرش و تعمیق آن افزایش می‌یابد.

ارتباط و پیوستگی دو سویه‌ی میان ساختارها و نهادهایی که جنبه‌ی عینی دارند و اهداف و ارزش‌های فرهنگی‌ای که جنبه‌ی ذهنی دارند موجب می‌شود تا هرگونه دگرگونی میان آن‌ها، تغییر را در سایر اجزا و عناصر به همراه داشته باشد. بدین سان، فرهنگ در عین شکل دادن به نظام‌های سیاسی و اقتصادی از آن‌ها تأثیر متقابل می‌پذیرد.

نکته‌ی دیگر درباره‌ی ارتباط فرهنگ و این نظام نیازها این است که فرهنگ‌های پویا همواره متناسب با تفسیرشان از عالم و آدم و معطوف به اهدافشان، درصدد افزایش نیازهای انسان‌ها و در پی آن ارضای این نیازها هستند و حد بالاتری از آن را مورد توجه قرار می‌دهند و در این مسیر با توجه به منابع موجود برای ارضای نیازهایی که ایجاد می‌شوند، همواره به پیش می‌روند.

از این روی، محور توسعه‌ی فرهنگ‌ها بر اساس قابلیت پاسخ‌گویی آن‌ها به نیازهای موجود و نیز توسعه‌ی نیازها متناسب با اهدافشان قابل تعریف است که در حقیقت، منطق درونی حرکت اجتماعات یا جوامع انسانی را می‌سازد.

اقتصاد فرهنگ محور: تعریف مقدماتی بنیان‌ها و اهداف اقتصاد از منظر اسلامی

دین اسلام اگرچه هدف اساسی خود را سعادت اخروی انسان تعریف نموده، اما این مسئله امری فارغ از مسائل مادی و این دنیوی و به صورت صرفاً عبادی و در نتیجه امری فردی نیست، بلکه تحقق آن در وابستگی کامل به شئون و ابعاد دنیوی و به‌ویژه در ابعاد اجتماعی آن است.

از این روی، دین اسلام دربردارنده‌ی مبانی خاص و ویژه‌ای در امور گوناگون فرهنگی، سیاسی و اقتصادی است که برای تحقق آن هدف تدارک دیده شده است. تحقق توسعه‌ی‌ مطلوب در چارچوب فرهنگ اسلامی مستلزم توجه به این مبانی و برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری اجتماعی بر مبنای آن‌هاست. در این راستا، شرح مختصری از این مبانی با تأکید بر ابعاد اقتصادی ارائه می‌شود.

در ابعاد اجتماعی، فرهنگی و تمدنی دین اسلام هدف خود را معطوف به برپایی جامعه و تمدنی الهی می‌سازد که محور اصلی و اساسی آن بر مبنای متون اسلامی عدالت است؛ عدالتی که متأثر از هیمنه‌ و سیطره‌ی گفتمان‌های مدرن و وجوه سکولار و دنیاگرایانه‌ی آن‌ها، نباید صرفاً در صورت اقتصادی آن ملاحظه شود.

بر اساس مبانی اندیشه‌ی دینی و هدف نهایی زندگی انسان در اندیشه‌ی دینی، جامعه‌ای مطلوبِ این سنخِ شناخت از انسان و جهان است که مسیر نیل انسان به آن هدف را هموار و اولویت‌های توسعه‌ی خود را متناسب با آن هدف انتخاب و معیارهای پیشرفت خویش را بر اساس قرب و بُعدِ آن اهداف تنظیم نماید.

بر اساس این مبانی و اهداف، توسعه‌ی مطلوب دین برای رسیدن به آن اهداف و تعالی و تکامل فرد و جامعه تعریف می‌شود.

قابل توجه است که دین اسلام در عین تأکید بر اصالت زندگی اخروی انسان و سوق دادن انسان به اهداف بلندمدت و جاویدان حیات او، بر تلاش انسان در زندگی دنیوی برای آبادانی دنیا، افزایش تولید و رشد و توسعه‌ی اقتصادی تأکید کرده است تا از این طریق، زمینه برای رفع نیازهای مادی جامعه و فراهم شدن بستر و زمینه‌ی لازم برای رشد و تعالی حقیقی انسان و نیز نیل جامعه به اهداف آن فراهم گردد.

در این راستا در آموزه‌های دینی اسلام، انسان به تلاش مستمر و جدی برای رفع نیازهای مادی خود و دیگران ترغیب شده [2] و از سوی دیگر از کم‌کاری و سستی و بیکاری منع شده است. [3] کار در آموزه‌های دین اسلام به مثابه‌ی عبادت خداوند شمرده شده است [4] و سیره و نحوه‌ی عملکرد پیشوایان دینی بهترین شاهد برای چنین مدعیاتی است.

بنابراین بر خلاف تصور عده‌ای که دین را مانع رشد و توسعه‌ی اقتصادی و گرایش به‌نوعی زهدگرایی و رهبانیت می‌پندارند، آموزه‌های دین اسلام، علاوه بر آنکه مخالفتی با کار و تولید به‌عنوان عوامل اصلی رشد و توسعه‌ی اقتصادی ندارد، بلکه با تأکیدات فراوان، انسان را برای تولید و کار و تلاش تشویق و ترغیب نموده است.

در همین راستا دین اسلام، ضمن به رسمیت شناختن حس منفعت‌جویی مادی انسان، مالکیت خصوصی افراد بر سرمایه‌های اندوخته‌ی خویش و آنچه از طریق کار و تلاش و به نحوی مشروع کسب کرده است، مهر تأیید نهاده است.

در طرح و اندیشه‌ی اقتصادی اسلام، مالکیت خصوصی افراد جامعه، محترم شمرده می‌شود و اموال هر فرد به هر اندازه که باشد،‌ تا زمانی که عدم مالکیت او را از راه مراجع قانونی ثابت نشود،‌ محترم است و حکومت اسلامی، موظف است از اموال او محافظت کند و اگر کسی قصد تعرض به آن را داشت، با او برخورد کند (جوادی آملی؛ 1381: 231).

محترم شمردن دستاوردهای زحمات فرد،‌ چه از جهت تحصیل مال و چه از جهت حفظ نگه‌داری آن، روشن‌کننده‌ی این واقعیت است که افراد در جامعه‌ی اسلامی در فضای اطمینان‌بخش به فعالیت‌های اقتصادی و معیشتی بپردازند و از احساس درونی خود برای کسب منفعت بیشتر به نحو مطلوب بهره‌مند شوند.

اما تأیید حس منفعت‌جویی انسان در اندیشه‌ی اسلامی و به رسمیت شناختن حق مالکیت خصوصی افراد نباید به‌مثابه‌ی تأکیدات نظام سرمایه‌داری و اندیشه‌ی لیبرالی بر منفعت‌جویی و سوداندوزی انسان تفسیر شود؛ به همان سان که تأکید دین اسلام بر آبادانی دنیا و توسعه‌ی آن را نباید با دنیا‌طلبی و هدف‌انگاری آن یکی پنداشت.

در حقیقت با آنکه اسلام، حس منفعت‌جویی انسان را احساسی ضروری برای ترغیب آحاد جامعه به کسب و طلب منفعت مادی دانسته و لازم آن را همانند اصل مالکیت خصوصی محترم شمرده است، اما افراط و زیاده‌روی در اعتماد بر حس منفعت‌جویی، موجب می‌شود شالوده‌ی جامعه به شاخصه‌های مورد نظر تفکرات دنیامدار سوق داده شود؛

به‌گونه‌ای که همه‌ی امور در منافع شخصی و فردی خلاصه و همه‌ی هدف اقتصاد و نیز جامعه به شکلی خودخواهانه و منفعت‌طلبانه ‌پی‌ریزی و اساس آن، منافی نگرش‌هایی است که دین در جهت رشد و تعالی حقیقی همه‌ی اعضای جامعه ارائه نموده است.

دین اسلام برای تعدیل حس منفعت‌جویی انسان و هدایت آن در بستری مناسب، هدفی فراتر از انگیزه‌های مادی صرف را در همه‌ی فعالیت‌های دنیوی انسان و از جمله، اقتصاد لحاظ کرده است و آن تأکید بر انگیزه‌ی الهی است.

اسلام، لازم می‌داند افراد در آن سوی امور مادی و سودهای شخصی، به انگیزه‌های والای الهی ارتقا یابند، چون در تعالیم الهی اسلام، انسان فقط با دعا نماز، روزه و انجام مناسک حج به خدا تقرب نمی‌جوید، بلکه همان گونه که پیش از این به آن اشاره شد، عرفی‌ترین و عادی‌ترین امور زندگی او و از جمله فعالیت‌های اقتصادی و... می‌تواند نردبان قرب او به سوی خداوند باشد و موجبات پیشرفت‌های روحی و معنوی‌اش را فراهم آورد.

در این رابطه روایاتی وجود دارند که به‌نوعی میان امور معیشتی و معنوی پیوند می‌دهد؛ چنان‌که تلاش برای تأمین نیازهای مادی را شبیه جهاد در راه خدا یا عین طلب آخرت تلقی می‌کند (همان؛ 2‌ـ‌241 با گزینش و اصلاح).

نظام اقتصادی اسلام هماهنگ با فطرت انسان، انگیزه‌ی سود‌طلبی و منفعت‌خواهی بشر را در امر تولید می‌پذیرد؛ اما می‌کوشد انسان را به سوی اهدافی بالاتر سوق دهد؛ به طوری که افراد جامعه به‌تدریج افزون بر انگیزه‌ی تأمین نیازهای خود و نفع شخصی، نیازهای جامعه و رفاه عموم را مسئولیت اجتماعی دانسته، با انگیزه‌ی اطاعت و بندگی خداوند به فعالیت‌های تولیدی بپردازند.

در مراتب عالی‌تر، مطلوب این است که انسان در جایگاه عامل و وسیله‌ی تولید به خود نگریسته و در این فرآیند، مولد حقیقی، یعنی آفریدگار این جهان را فراموش نکرده، در مسیر رضای حق تعالی و قرب به او گام بردارد (خلیلیان؛ 1384: 103).

در اندیشه و فرهنگ اسلامی، هدف و منتهای زندگی دنیوی انسان و فعالیت‌های مرتبط با آن همه و همه فراهم کردن بستر و زمینه‌ی رشد و تعالی انسان است و در این میان رفع تنگ‌دستی و فقر که از جمله‌ی موانع سیر صعودی انسان به شمار می‌آیند، در اولویت اول قرار دارند که دین اسلام همت خویش را مصروف آن می‌کند و جهت‌دهنده‌ی اصلی تولید و توزیع و مصرف در حوزه‌ی اقتصادی است. این نکته در مقابل شیوه و اساس تولید در شیوه‌های مرسوم توسعه در نظام سرمایه‌داری است.

در اندیشه‌ی سرمایه‌داری و نظام اقتصاد آزاد (که علم اقتصاد موجود توجیه‌گر و تبیین‌کننده‌ و در خدمت و برای جامه‌ی عمل پوشاندن به اهداف آن تولید شده و شرح و بسط یافته است) هدف اصلی بنگاه‌های تولیدی حداکثرسازی سود است؛ از این رو، کالایی که برای آن تقاضا وجود داشته باشد و قیمت بالاتری بابت آن پرداخت شود، تولید می‌شود (خلیلیان؛ 1384: 1-100).

علاوه بر این، نظام اقتصاد سرمایه‌داری تنظیم فعالیت‌های تولیدی را به مکانیسم قیمت‌ها که بر اساس قانون عرضه و تقاضا در بازار آزاد تعیین می‌شود، مربوط می‌داند. سود، تولیدکننده را به فعالیت وا می‌دارد و ازدیاد تقاضا باعث افزایش قیمت‌ها شده و ترقی قیمت‌ها، افزایش سود را به مؤسسات تولیدی نوید می‌دهد.

بنابراین در تجزیه و تحلیل نهایی باید گفت: «این تقاضای مصرف‌کنندگان است که جهت تولید را معین می‌سازد؛ ولی سطح تقاضا در نظام سرمایه‌داری به جای آنکه بیان‌گر نیازهای واقعی عموم مردم باشد، معرف پولی بخش محدودی از نیازها یعنی آن‌هایی که به قدرت خرید اتکار دارد، می‌باشد.

قدرت خرید باعث تقاضا و تقاضا حرکت قیمت‌ها را سبب می‌شود، اما نیازها و تقاضاهایی که قدرت خرید و پشتوانه‌ی پولی نداشته باشد، در سازمان تولید و جهت آن تأثیری ندارد و هر اندازه هم که ضرور، حیاتی و عمومی باشد، مورد توجه قرار نمی‌گیرد.» (همان: 5-104)

از این روی، می‌توان راز دور ریخته شدن میلیون‌ها تن از محصولات کشاورزی و غذایی مورد نیاز بخش قابل توجهی از جمعیت جهان را کشف کرد.

مبتنی بر همین تحلیل است که مشاهده می‌شود در دنیایی که در آن اقتصاد سرمایه‌داری حاکمیت بلامنازعه‌ی خویش را در بر جهان سر می‌پروراند، بخش‌های گسترده‌ای از مردم جهان و نیز جمعیت قابل ملاحظه‌ای از کشور توسعه‌یافته، زیر خط فقر زندگی می‌کنند و نیازمند تأمین حداقل‌های لازم برای ادامه‌ی حیات هستند،

اما از آنجایی که از قدرت خرید مناسب برخوردار نیستند، نقشی در تعیین مشی و محصولات خطوط تولید سرمایه‌داری ندارند و در عوض این خطوط خود را عهده‌دار تأمین نیازهای بی‌پایان، زیاده‌خواهانه و مصرف‌گرایانه‌ی قشرهایی از جامعه می‌دانند که در عین بهره‌مندی از قدرت خرید مناسب ‌ـ‌که عهده‌دار تأمین سود بنگاه‌های تولیدی اقتصاد سرمایه‌داری است‌ـ‌ نیازهای حیاتی و ضروری‌شان به کفایت برآورده و ارضا شده است و اکنون برای لذت و تمتع بیشتر در بهشت زمینیِ ارمغان مدرنیته در پی مصرف افزون‌تر و متنوع‌تر هستند.

علاوه بر این نظام، سرمایه‌داری در جهت افزایش سودآوری به نیازآفرینی بیش از پیش برای این اقشار می‌پردازد و هر روز با ارائه‌ی تولیداتی جدید و در فرآیندی معکوس با آنچه گفته می‌شود که «تقاضا سبب عرضه‌ی کالا می‌شود»؛ با عرضه‌ی کالاها و محصولاتی جدید و تحریک غرایز انسان مدرن به‌مثابه‌ی آنچه آدولف هیتلر در کتاب «نبرد من» گفته بود،[5] و از طریق تبلیغات، او را به مصرف کالاهای جدید و منطبق با مد روز ترغیب می‌کند.

در ادامه و در جهت نشان دادن اختلاف نظرگاه اسلام و نظام اقتصادی مدرن، برخی از وجوه اقتصادی اسلام در ابعاد تولید، توزیع و مصرف بیان شده است.

درحالی‌که نظام اقتصاد سرمایه‌داری تنظیم فعالیت‌های تولیدی را به مکانیسم قیمت‌ها که بر اساس قانون عرضه و تقاضا در بازار آزاد تعیین می‌شود، مربوط می‌داند، بر اساس نظریه‌ی اسلام،‌ تأمین نیازهای اساسی و حیاتی عموم افراد را باید در اولویت قرار داد و تا قبل از رفع آن‌ها دولت نمی‌تواند منابع در اختیار خود را در امور دیگری هزینه کند؛

زیرا تا نیازهای حیاتی و ضروری جامعه مانند خوراک و پوشاک و مسکن تأمین نشود، صرف منابع در امور دیگر خلاف مصلحت عموم و دولت موظف به رعایت و تأمین مصالح عمومی است و از نظر عقلی هم پرداختن به نیازهای تجملی و غیر ضرور منطقی نیست؛ به‌ویژه در وضعیتی که کشوری با محدودیت منابع تولید مواجه باشد (همان: 106). نظریه‌های بنیادی نظام اقتصادی اسلام را به طور خلاصه می‌توان به این صورت بیان کرد:

1- اسلام سازمان تولید جامعه را موظف به تولید کالاهایی کرده که مورد نیاز عمومی جامعه است و میزان آن را تا حد اشباع نیازمندی‌های حیاتی و اساسی تعیین کرده و تا هنگامی که حجم کالاهای ضرور به حدی نرسیده که جواب‌گوی نیاز عموم باشد، صرف نیرو و امکانات برای تولید سایر کالاها مجاز نیست.

بنابراین، رفع نیاز عمومی، جهت تولید (میزان و نوع کالا و خدمات) را تعیین می‌کند، نه قدرت پولی مردم و تلاش برای تأمین این نیازها واجب کفایی است؛ یعنی تا این سری نیازها باقی است بر همه‌ی افراد جامعه فرض و واجب است در جهت رفع آن بکوشند و اگر عده‌ای این کار را انجام دهند، تکلیف از دیگران برداشته می‌شود.

شایان ذکر است که مصادیق نیازهای اساسی و حیاتی امری عرفی است و آنچه عقلا برای تداوم حیات و حفظ سلامت خود ضرور می‌دانند، از نظر اسلام نیز حیاتی است و تأمین آن‌ها را واجب می‌داند.

2- اسراف در سطح تولید کالا، نیز (مانند مصرف) ممنوع است؛ بنابراین، تولیدکننده نباید مازاد بر نیاز جامعه و قدرت بازاریابی آن تولید کند (به‌گونه‌ای که کالای تولید‌شده مازاد بر نیاز داخل کشور بوده و قابل عرضه و فروش در بازار بین‌المللی نباشد)؛ زیرا تولید مازاد، نوعی اسراف و از بین بردن غیرمنطقی سرمایه‌ها و قدرت تولیدی جامعه است.

3- اسلام به منظور تضمین حداقل و تعیین حداکثر تولید کالاهای ضرور و برای حفظ توازن و تعادل اجتماعی‌اقتصادی، دولت اسلامی را موظف کرده تا بر تولید کل نظارت و در موارد لزوم در جهت رسیدن به هدف مذکور با مداخله در توزیع منابع اولیه و ثروت‌های طبیعی و اتخاذ سیاست‌های مناسب اقتصادی، تولید را جهت‌دهی هدایت کند. بنابراین در مجموع می‌توان گفت معیار کلی تصمیم‌گیری و محور اصلی در زمینه‌ی تولید، رفع نیازهای حیاتی و اساسی جامعه است.

درباره‌ی سیستم توزیع سرمایه در نظام اقتصادی نیز نکته‌ی اول اسلام این است که بر مدار اصلی‌ای که در سیستم تولید مؤثر واقع می‌شود؛ یعنی تدارک بستر لازم برای رشد هماهنگ و متوازن جامعه در ابعاد مادی و معنوی مورد توجه است قرار داشته و در اینجا خود را با شدت بیشتری نشان می‌دهد.

بر اساس آنچه گفته شد، در اندیشه‌ی اسلامی هدف نظام اقتصادی بر محور برآورده ساختن نیازهای اولیه‌ی همه‌ی آحاد و افراد جامعه و رفع فقر از آن‌ها و ایجاد عدالت قابل ارزیابی است؛ به‌گونه‌ای که موانع عبودیت خداوند به‌عنوان مسیر تکامل روحی و معنوی انسان رفع شود و دغدغه‌ی جامعه و اعضای آن در مسیر پاسخ به نیازهای معنوی و معطوف به کمال او تعریف گردد.

بنابراین تعالی ارزش‌های دینی و رفع دغدغه‌های موجود در عرصه‌ی فرهنگ و نیز رسیدن به اقتصادی پویا و پاسخ‌گو به نیازهای جامعه و توانمند در برابر تهدیدات خارجی، که رهبر معظم انقلاب از آن به «اقتصاد مقاومتی» تعبیر نموده‌اند، آن هنگام صورت مطلوب خود را پیدا خواهد کرد که بتواند نظام‌های اجتماعی مطلوب و هماهنگ به خود را در ابعاد گوناگون به‌ویژه در حوزه‌ی توسعه‌ی اقتصادی تعریف نماید و آن را در جهت تأمین نیازهای مشروع فرهنگی به‌کار گیرد.(*)

پی‌نوشت‌ها:

[1]- سوره‌ی حدید، آیه‌ی 25.

[2]- به‌عنوان مثال، پیامبر اکرم (ص) در حدیثی می‌فرمایند: «ان قامت الساعه و فی ید احدکم فسیله فان استطاع ان لایقوم حتی یغرسها فلیغرسها» یعنی اگر خوشه‌ یا نشایی در دست توست و قیامت در آستانه‌ی برپایی است و چیزی نمانده که بمیری، این نهال را بکار و بمیر (به نقل از جوادی آملی؛ 1381: 227).

[3]- در حدیثی از امام موسی کاظم (ع) ذکر شده است که «ان الله لیبغض العبد الفارغ» خداوند به بنده‌ی بیکار خشم می‌ورزد و نیز در حدیثی از امام رضا (ع) ذکر شده است که «ایاکم و اکسل و الفجر فانها یمنعانک من حظک من الدنیا و الاخره» از تنبلی و بی‌حوصلگی بپرهیزید که این دو شما را از بهره‌مندی از دنیا و آخرت منع می‌کند (وسایل الشیعه، ج 17، ص 58).

[4]- اشاره به حدیثی از امام محمد باقر (ع) (بحارالانوار؛ ج 46، ص 10).

[5]- هیتلر می‌گوید: وقتی می‌خواهید جامعه‌ای را به سوی چیزی بکشید، حیوانی‌ترین و پست‌ترین غرایز او را آماج و نشانه‌ی پروپاگاندا یا تبلیغات خود قرار دهید. غده‌ی آب دهان او را برای آگهی یک کنسرو و غریزه‌ی جنسی او را برای آگهی یک جوراب یا یک اتومبیل آخرین سیستم تحریک کنید (گارودی؛ 1363: 503).

محمد آقا بیگی کلاکی

دانشجوی دکترای جامعه‌شناسی

منبع: برهان

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: