به‌روز شده در: ۰۶ مرداد ۱۴۰۰ - ۱۴:۲۷
گفت‌وگو
آیت الله العظمی علوی گرگانی: نسبت به مسایل فرهنگی اخیر نگرانیم
دیدار شورای سردبیری "خیبرآنلاین" با یک مرجع تقلید
صرف نشستن افراد در کنار رهبری، معیار انتخاب نیست
گفت‌وگوی خواندنی "خیبرآنلاین" با علی‌اصغر زارعی
ناگفته‌هایی از نحوه ورود آیت‌الله مهدوی‌کنی به خبرگان
گفت‌وگوی‌ "خیبرآنلاین" با حجت‌الاسلام میرلوحی(2)
چه کسانی آیت‌الله مهدوی‌کنی را بایکوت خبری کردند؟
گفت‌وگوی‌ "خیبرآنلاین" با حجت‌الاسلام میرلوحی(1)
موضوعات شورا جهت رفع تکلیف مطرح می‎شود
عضو شورایعالی فضای مجازی در گفت‌وگو با "خیبرآنلاین"
آشنایی با یک خواننده جوان جبهه انقلاب
گفتگوی اختصاصی "خیبرآنلاین" با سید مهدی ضامنی
تاثیر دودهه زندگی در آمریکا بر ذهن ظریف
گفتگوی اختصاصی "خیبرآنلاین" با محمدصادق کوشکی(2)
سیاستمدار در تراز انقلاب‌ اسلامی نداریم
گفتگوی اختصاصی "خیبرآنلاین" با محمدصادق‌ کوشکی(1)
استراتژی حزب‌الله برای 4 سال پیش رو
گفت‌وگوی خواندنی "خیبرآنلاین" با حسین الله‌کرم
بزرگترین اشتباه سیاسی‌ عمرم رای به خاتمی بود
گفت‌وگوی "خیبرآنلاین" با مهدی کوچک‌زاده (2)
"خیبرآنلاین" - نویسنده وبلاگ "راز آتش" نوشته است:

با گذشت 6 ماه از شروع توافقنامه ژنو و فروكش كردن حاشیه ها در مورد این توافقنامه، الان دیگر زمان خوبی است برای قضاوت كردن در مورد اینكه چقدر غربی ها نسبت به تعهداتی كه قول انجامش را داده بودند، پایبند بوده اند یا نه! اگرچه نتیجه این راستی آزمایی از خیلی قبل تر هم قابل پیش بینی بود، ولی عهدشكنی ها و فریبكاری های طرف های غربی در طی همین چند ماه نشان داد كه این جماعت فرصت طلب و تمامیت خواه، نه تنها حاضر به پذیرفتن حقوق هسته ای ما نیستند بلكه اگر روزی شرایط را هم فراهم ببینند، به فكر جمع كردن تمام تاسیسات هسته ای و نظامی ما هم هستند!

اگر چه بعد از مشاهده این همه كارشكنی و فریبكاری طرف های غربی، انتظار می رفت كه وزارت امور خارجه و دولت مواضع محكمتر و عزت مدارانه تری را در قبال1+5 در پیش بگیرند ولی بر خلاف انتظار ،نه تنها این روحیه عزت مداری و خود باوری در دولتیها ایجاد نشد، بلكه بلعكس اظهارات این مقامات نشان می دهد كه آنها هنوز سودای تعامل و آشتی با كدخدا را در سر دارند و با حالتی ملتماسانه آنها را به ادامه بازی" برد- برد" ترغیب می كنند كه هنوز هم معلوم نیست منظور این دلاورمردان از بازی برد - برد چیست؟! 

وقتی كه غنی سازی سوخت هسته ای بر اساس معاهدهNPT حق مسلم ماست و صلح آمیز بودن فعالیت های هسته ای ما هم بارها توسط آژانس اعلام شده است، دیگر چه حقی برای طرف های غربی! مگر ما به غربی ها بدهكاری خاصی داریم كه حالا برای جبران آن باید گل به خودی بزنیم تا آنها برنده شوند؟! اصلا چرا آنها باید در این بازی برنده شوند؟ مثل بازی برد-برد، همچون ورود دزدی به منزل ماست كه از قضا تمام وسایل منزل ما را هم به سرقت برده است و وقتی ما برای تظلم خواهی و پس گرفتن اموالمان به پیش قاضی( همان1+5) می رویم قاضی در كمال گستاخی از ما در خواست می كند كه نیمی از اموالمان را به سارق ببخشیم تا این مناقشه به صورت مسالمت آمیز به پایان برسد و هر كسی به منفعتی رسیده باشد! تازه ثمره ی این بازی به اصطلاح " برد- برد" در این6 ماهه چه بوده است كه حالا ما بخواهیم به ادامه آن هم راغب باشیم؟ جز این بوده است كه ما نیمی از ذخایر غنی سازی شده سوخت هسته ای مان را اكسید كرده ایم ولی هنوز خبری از ورود پولهای مسدود شده مان به ایران نیست؟! جز این بوده است كه ما به بند بند توافقنامه ژنو عمل كرده ایم ولی طرف غربی بارها بارها عهد شكنی كرده است و تحریم های جدیدتری را علیه كشور ما صادر كرده است؟! جز این بوده است كه عده ای در داخل، آمریكا و شركای غربی شان را به صلح طلب و منطقی بودن بزك كرده اند ولی آنها در عوض، حرف از گزینه های نظامی و غیر دموكراتیك بود انتخابات ایران به میان آورده اند؟!

البته هیچ كس با اصل مذاكره كردن مخالف نیست چرا كه هر عقل سلیمی شفاف سازی و بهانه ندادن به دشمن را می پذیرد ولی اشكال اصلی به شیوه ای است كه دولت در مذاكرات در  پیش گرفته است چرا كه وقتی ما یك تجربه تاریخی و گرانبها از مذاكره با غربی ها و آمریكا را در حافظه خود داریم، چرا باید دوباره همان روش تكراری گذشته را كه نتیجه اش از قبل معلوم است را در پیش بگیریم؟ اگر بخواهیم از جنبه های مختلف این قضیه را بررسی كنیم می بینیم كه یا این روش به نتیجه نمی رسد یا اگر هم برسد با هزینه های زیاد به نتیجه می رسد:

اگر بخواهیم از جنبه قرآنی و دینی این مساله را بررسی كنیم آیه "وَ لَن تَرْضىَ‏ عَنکَ الْیهَُودُ وَ لَا النَّصَارَى‏ حَتىَ‏ تَتَّبِعَ مِلَّتهَُمْ قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الهُْدَى‏ وَ لَئنِ‏ِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءَهُم بَعْدَ الَّذِى جَاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَکَ مِنَ اللَّهِ مِن وَلىِ‏ٍّ وَ لَا نَصِیر. (بقره آیه ۱۲۰ )"* به صراحت اعلام میكند كه یهودیها و مسیحی ها(همان طرف های غربی) تا دین شما را از شما نگیرند، دست بردار نیستند. یعنی حد توقف خواسته های غربی ها برای دست برداشتن از برنامه های هسته ای ما و هر برنامه دیگری، دست برداشتن ما از اسلام و زیر سلطه كفر در آمدن است.

اگر بخواهیم از نگاه مقام معظم رهبری به این قضیه نگاه كنیم از بین مواضع ایشان تنها به این جمله بسنده می كنیم كه فرمودند:" من به این مذاكرات خوشبین نیستم".

و اگر بخواهیم از جنبه تجربی و تاریخی به این مساله نگاه كنیم هزاران هزار بار تجربه عهد شكنی آمریكایی ها و غربی ها در جلوی چشم ماست كه به عنوان مشت نمونه خروار می توان به همین مذاكرات سعد آباد و ماجرای مك فارلین اشاره كرد.

 با توجه به موارد یاد شده، سوالی كه هنوز مذاكره كنندگان و جناب آقای روحانی آن را بی جواب گذاشته اند این است كه، وقتی تجربه تاریخی مذاكرات ما با غربی ها نشان داده است كه این دول استعمارگر به هیچ وجه حاضر به پذیرش هیچ یک از خواسته های بر حق ما نیستند پس چرا ما باید در مذاكرات به دنبال نتیجه هایی باشیم كه دیگر ثابت شده است از طریق مذاكره بدست نمی آید؟! چرا رسانه های دولتی ما با علم به این موضوع، بازهم به مردم اینگونه القا می كنند كه چرخ معیشت مردم تنها در صورتی میچرخد كه مذاكرات به نتیجه برسد؟! به نظر ما راه برون رفت از این اوضاع فرمولی است كه مقام معظم رهبری در یكی از سخنرانی های اخیرشان فرموده اند :"هر جا شما قوی بودید، توانا بودید، روی پای خودتان توانستید بایستید، آنها مجبور میشوند مؤدّبانه‌تر با شما رفتار بکنند، منطقی‌تر با شما رفتار بکنند؛ این کلید حلّ همه‌ی مشکلات کشور است.( بیانات در دیدار با گروه صنعتی مپنا)" برداشتی كه از این سخنان می شود این است كه تنها مذاكره ی صرف، بدون تقویت مولفه های داخلی قدرت، ما را به نتایج مدنظرمان از مذاكرات نمی رساند. به عنوان مثال یكی از مصادیق نتیجه بخش بودن این فرمول رهبری، روندی است كه در مذاكرات دولت قبلی در پیش گرفته  شده بود در دولت قبلی دكتر احمدی نژاد از یك طرف به تیم مذاكره كننده اجازه داده بود كه به بازی " مذاكره- مذاكره" خود با طرف های غربی ادامه دهند و شفاف سازی های لازم را نیز انجام بدهند و از طرف دیگر با ترویج شعار "می شود و ما می توانیم "مولفه های داخلی قدرت را در كشور تقویت كردند كه نتیجه این كار این شد كه ما علی رغم فشار غربی ها توانستیم: فرایند غنی سازی سوخت هسته ای را دوباره از سر بگیریم و در ظرف چند سال، غنی سازی را از 5 در صد به 20 درصد رساندیم و تعداد سانتریفیوژ های ما تنها از چند عدد به چند هزار عدد رسید و نیروگاههای جدید ما مثل نیروگاه آب سنگین اراك در چرخه فعالیت قرار گرفت و قطعات حساس و پایه ای مورد نیاز برای تكمیل چرخه غنی سازی سوخت هسته ای، در شرایط كاملا تحریم تنها توسط متخصصان داخلی طراحی و ساخته شد.


این فرمول امتحان شده به ما نشان می دهد كه ما در مذاكره ی صرف با غربی ها، نباید انتظار نتیجه ای جز "مذاكره برای مذاكره" داشته باشیم چرا كه غربی ها تنها در صورتی به خواسته های ما در مذاكرات تن می دهند كه مولفه های داخلی قدرت ما آنقدر قوی باشد كه آنها خواسته یا نا خواسته مجبور به عقب نشینی شوند. در این صورت است كه آنهایی كه تا دیروز به فكر محدود كردن غنی سازی 5  درصد ما بودند حالا باید فكری برای محدود كردن غنی سازی20درصد ما می كردند! و در اینصورت است كه مذاكرات تنها محفلی می شود برای اعلام نتایج پیشرفت های ما و قبول كردن بالاجبار آنها!



* و یهودیان و مسیحیان از تو راضى نخواهند شد، تا از آیین آنان، پیروى کنى. بگو: براستى راهنمایى خدا، تنها راهنمایى (حقیقى) است. و اگر بعد از دانشى که به تو رسید، از هوس‏هاى آنان پیروى کنى، هیچ سرپرست و یاورى، از سوى خدا، براى تو نخواهد بود.

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: